تبليغاتX
ارتباطات و دانشگاه
 
گروه دانشجویان ارتباطات واحد علوم و تحقیقات
 
همان طور كه مي دانيد طبق آخرين طبقه بندي ها تحول جوامع به سه دسته تمدن كشاورزي ، صنعتي و اطلاعاتي تقسيم مي شود . به طور كلي با توجه به آن كه زمين در عصر كشاورزي و نيروي انساني در عصر صنعتي به عنوان سرمايه هاي اصلي محسوب مي شدند ، در دوره اطلاعاتي نيز دانش و اطلاعات به عنوان اصلي ترين عامل ايجاد ثروت به حساب مي آيند . به گفته بسياري از نويسندگان بزرگ ، در حال حاضر ما به سوي برپايي تمدن اطلاعاتي در حركت هستيم ، شايد بتوان گفت تنها كالايي كه در اين تمدن مورد مبادله قرار مي گيرد ، دانشي است كه بشر طي ساليان سال با تجربه روش هاي مختلف به آن دسترسي پيدا كرده است .

از جمله ره آوردهايي كه تمدن اطلاعاتي براي ما به ارمغان آورد ، ايجاد هويت شبكه اي و برقراري ارتباط انسان ها از طريق رايانه و اينترنت بود ، گفتني است اين روابط مي توانست كليه فعاليت هاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي ، هنري ، ورزشي و … افراد را پوشش دهد .

مردمي كه در اين دنياي نو ظهور با يكديگر رابطه هاي مجازي ايجاد مي كنند ، داراي هويت شبكه اي مي شوند . بعضي ها معتقدند روي كار آمدن جامعه اطلاعاتي باعث تحولات عظيمي در زندگي روزمره شد كه به دنبال آن بعد زمان و مكان نيز قدرت هزاران ساله خود را از دست داد . در اين جوامع ، نه در مكان و زمان بلكه در شبكه مردم مي توانند حتي در موقعيت هاي مختلف با برقراري ارتباطات مجازي نقش هاي مختلفي را از خود به عرصه ظهور برسانند . جوامع اطلاعاتي با ايجاد اجتماعات مجازي و از بين بردن حضور فيزيكي در گرد همايي ها، يك شهروند بومي را به طور تدريجي به شهروند جهاني تبديل كرد.

مطالعات انجام شده ثابت كرده است ورود فناوري اطلاعات در آموزش نه يك جريان سخت افزاري بلكه روندي نرم افزاري است. به طور كلي ورود سخت افزار بدون تدارك تمهيدات لازم كه مهمترين آن ها بستر سازي فرهنگي است ، قطعا به ناكامي منجر خواهد شد .

توسعه فناوري اطلاعات در زمينه هاي مختلف و به خصوص در قسمت آموزش از جمله مسائلي است كه تمامي كارشناسان به آن روي آوردند . اما در عين حال صاحب نظران اعتقاد دارند كه در حيطه آموزش اگر معلمان با فناوري اطلاعات احساس مشاركت نكنند ، مطمئنا توسعه فناوري اطلاعات در اين زمينه دچار مشكل خواهد شد .

با توجه به اين كه ممكن است به دنبال حراس هاي اساتيد مسن تر از فناوري هاي نوين ، احساس عدم نياز به اين فناوري ها و همچنين وجود ويژگي هاي محافظه كارانه در نظام آموزش ، ورود فناوري اطلاعات با مقاومت هايي مواجه شود ، به اين نكته نيز مي توان اشاره كرد كه فناوري اطلاعات خود قادر است بر بستر يك فرهنگ رشد كند كه اين فرهنگ را مي توان فرهنگ ديجيتالي ناميد .

همان طور كه در فرهنگ كتاب و قلم معلم سرچشمه اطلاعات و كلاس مكان يادگيري محسوب مي شد ، فرهنگ ديجيتال و مشاركت پذير با رويكردي چند سويه و آينده نگرانه ، نگرش هاي خود را از طريق روش هاي مجازي به همگان معرفي كرد .

  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 21:26  توسط ام البنین کیهان  | 
الوين تافلر با انتشار كتاب (( شوك آينده )) به شهرت رسيد كه براي نخستين بار در 1970 به بازار آمد . پيش از انتشار اين كتاب ، تافلر با نشريه (( فور چون )) همكاري داشت و كتابهايي چون ((مدرسه در شهر )) و ((مصرف كنندگان فرهنگ )) را منتشر كرده بود . (( شوك آينده )) از 6 فصل تشكيل شده وآن طور كه تافلر در ابتداي مقدمه كتاب توضيح ميدهيد درباره واكنش مردم نسبت به تحولات بزرگي است كه به طور ناگهاني در مسير زندگي آنها رخ خواهد داد . فصل نخست (( پايان دوام )) نام دارد وتافلر در اين فصل مفهوم تغيير در زمان ، انقطاع از گذشته ، معناي گذر وبرخورد با آينده را شرح مي دهد . در فصل دوم كه (( انتقال )) نام دارد ، تغييرات شتاب آميز در زندگي روزمره مردم در غرب را توصيف مي كند وبحرانهاي رواني ، اجتماعي ،‌اقتصادي ، وسياسي ناشي از تغييرات شتاب آميز را بر مي شمارد . در فصل سوم كه (( نوآوري )) نام دارد ، درباره تازه هاي علم وتكنولوژي ، چيزهاي چون بير تكنولوژي ،‌سايبورگ وسايبراسپس ،‌شبيه سازي سخن مي راند. در فصل چهارم كه ((تنوع ))نام دارد در مورد شيوه هاي جديد زندگي و فرهنگ سخن مي گويد واز روشنفكران ، قهرمانان وگروهها واقوام تازه شكل گرفته مثال مي زند . فصل پنجم كتاب (( محدوديتهاي سازگاري )) نام دارد ونويسنده ضمن آن واكنش افراد نسبت به نو آوري ها وتغييرات را بررسي مي كند وفصل ششم كه در(( استراتژيهايي براي بقا )) نام گرفته جامعه اي را توصيف مي كند كه از دوران گذر گذشته وبه آينده دست يافته است 10 سال بعد تافلر كتاب ((موج سوم )) را منتشر ساخت كه يكبار ديگر نام او را بر سر زبانها انداخت. مضمون اصلي اين كتاب بررسي 3 موج اصلي تمدن در تاريخ بشر است : موج اول را تافلر ،‌تمدن كشاورزي ناميده ، موج دوم را تمدن صنعتي دانسته و موج سوم را تمدن الكترونيك يا عصر اطلا عات نام گذاشته است . ويژگي مهم اين كتاب تشريح فشرده اي است از موج دوم يا تمدني كه از ديدگاه تافلر با انقلاب صنعتي آغاز شد وبا انقلاب اطلا عات به پايان رسيد تافلر براي جامعه صنعتي 6 خصلت ذكر مي كند وتاكيد مي كند كه اين خصايل جامعه صنعتي را از جامعه كشاورزي متمايز كردهاند اين خصايل عبارتند از : همسان سازي تخصصي كردن ، همزمان سازي ، انبوه سازي ، تراكم وتمركز .
تافلر مي گويد با فرا رسيدن عصر اطلاعات يا موج سوم اين خصايص در جامعه رنگ مي بازد ، استاندارد كردن يا يك شكل ساختن اشيا ء وانسانها پايان مي پذيرد ، تخصصي كردن وتجزيه معارف وعلوم پايان مي گيرد ، همزماني ويكنواختي فعاليتها به فرجام مي رسد و تراكم وتمركز كه از ويژگيهاي زندگي شهري وصنعتي ومديريت و حكومت موج دومي است خاتمه مي يابند .
از ديدگاه تافلر ، موج سوم ، دوران پيدايش خانه - كارخانه هاست ، جايي كه افراد در آنها هم زندگي مي كنند وهم كار . در اين جامعه تمايز ميان مصرف كننده وتوليد كننده از بين خواهد رفت وحد فاصل ميان دولت وملت برداشته خواهد شد .
10 سال پس از انتشار كتاب ((موج سوم ))تافلر كتاب ديگري روانه بازار كرد كه آخرين بخش از اين سه گانه به شمار آمد و جابجايي در قدرت نام داشت . در كتاب جابجايي در قدرت تافلر سخناني را كه در موج سوم گفته بود توسعه بخشيد ودرباب تحولاتي كه در ساختار قدرت در عصر انقلاب اطلاعاتي وجامعه موج سوم رخ خواهد داد سخن گفت . ((جابجايي در قدرت )) از 7 بخش تشكيل شده ودر اين بخش ها از پايان امپراتوريها ، تغيير مفهوم قدرت ، پول قرن بيست ويكمي ، جنگهاي اطلاعاتي ، بنگاههاي اقتصادي قدرت احزاب جديد ورسانه هاي فراگير جهاني سخن به ميان آمده است .
كتابهاي بعدي تافلر ، در حقيقت تشريح دقيقتر اين سه كتاب به شمار مي آيند . كتابهاي مثل : ((ورقهاي آينده )) ، ((جنگ وضد جنگ )) يا ((وب - بيو )).
تافلر از ديدگاه منتقدين اروپايي اش يك آينده نگر خوشبين ومحافظه كار شناخته مي شود وآنچه او در مورد ويژگيهاي مثبت عصر اطلاعاتي وجامعه فرا صنعتي مي گويد توسط متفكريني چون ژان بودريار وژاك دريدا به مسخره گرفته شده است . از ديدگاه اين متفكرين ، جامعه سياستمداران وثروتمندان آمريكايي در پي ساختن وشكل بخشيدن به آنند وافرادي چون تافلر تنها تبليغات چياني هستند كه از قبل با جارزدن در كوچه وخيابان با آب وتاب وعده وقوع آن را مي دهند . البته تافلر با اين انتقاد ها آشناست اما نمي كوشد به آنها جواب جدي ارائه كند كار تافلر بيشتر بر ارائه اطلاعات انبوه وپراكنده اي متمركز است كه به خاطر تازگي ورزق وبرقشان جذاب وپذيرفتني به نظر مي رسد.
  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 14:40  توسط ام البنین کیهان  | 

نام كتاب: فيلترهاي خبري

نويسنده: ادوارد اس هرمن ، نوام چامسكي

مترجم: تژا ميرفخرايي

انتشارات: موسسه ايران ، 1377  

     اين مجموعه كه به قلم دو تن از نظريه پردازان آمريكايي به تحرير درآمده است نگاه

واقع گرايانه اي  به رسانه هاي غرب مخصوصا" آمريكا دارد و طي آن چگونگي كاركرد رسانه هاي

خبري آمريكا را در خدمت به نيازهاي عظيم تبليغاتي نظام حاكم توضيح مي دهد. هرمن و

چامسكي در مدل ساده اي كه ارايه مي دهند به پنج فيلتر خبري اشاره مي كنند كه عامل

عمده اي در جهت صافي كردن اخبار به نفع طبقات حاكم است. محتواي اين كتاب را مي توان

به دو بخش تقسيم كرد. در بخش نخست اين دو فيلترهاي خبري را توضيح مي دهند و در

بخش دوم مصاديق آن را به طور مستند و با توجه به آمار و ارقام برمي شمرند.

اين پنج فيلتر عبارتند از :

1-    ميزان تمركز مالكيت وسايل ارتباط جمعي

2-    2- آگهي هاي تبليغاتي ؛ مجوز ادامه فعاليت

3-    منابع خبري وسايل ارتباط جمعي

4-    مؤاخذه شديد

5-    ضديت با كمونيسم به مثابه ماشين كنترل

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 0:13  توسط ام البنین کیهان  | 
شکاف اطلاعاتي و شکاف ديجيتالي

نوشته شده توسط:فرنود حسني تماس با نويسنده:manager_ict@yahoo.com يکي از مهمترين چالش هايي که جامعه جهاني اين روز ها با آن دست به گريبان است تعيين و تفسير عامل مشکل ساز و معضل ساز توسعه يافتگي در برخي کشورها و عقب ماندگي در برخي ديگر از کشور هاست. به زعم کارشناسان جهان امروز با دو پديده حاصل از مدرنيته روبروست يکي شکاف اطلاعاتي و ديگري شکاف ديجيتالي که حاصل اولي فقر اطلاعاتي و حاصل دومي فقر ارتباطي مي باشد. گذشته از نقش انحصار طلبي ها و قدرتمندي کشورهاي سرمايه دار در بوجود آمدن اين دو پديده چالش هاي مختلفي در پيش روي مردم جهان پيشرفته و جهان توسعه نيافته وجود دارد.

يکي از مهمترين چالش هايي که جامعه جهاني اين روز ها با آن دست به گريبان است تعيين و تفسير عامل مشکل ساز و معضل ساز توسعه يافتگي در برخي کشورها و عقب ماندگي در برخي ديگر از کشور هاست. به زعم کارشناسان جهان امروز با دو پديده حاصل از مدرنيته روبروست يکي شکاف اطلاعاتي و ديگري شکاف ديجيتالي که حاصل اولي فقر اطلاعاتي و حاصل دومي فقر ارتباطي مي باشد. گذشته از نقش انحصار طلبي ها و قدرتمندي کشورهاي سرمايه دار در بوجود آمدن اين دو پديده چالش هاي مختلفي در پيش روي مردم جهان پيشرفته و جهان توسعه نيافته وجود دارد. به نظر مي رسد همانگونه که رشد و پيشرفت بشر در دانش ها و علوم مختلف موجبات توسعه توانمندي او را در توليد فناوريهاي نو فراهم آورده و همچنين توسعه فناوريها نيز به رشد و توسعه دانش و اطلاعات کمک کرده ضعفها و مشکلات و نقص هاي موجود در گسترش دانش و اطلاعات نيز با کمبودهاي ناشي از عدم رشد مناسب فناورهاي ارتباطي ارتباط مستقيم و تنگاتنگي دارد. اما اتفاقي که به تازگي در حال تبديل شدن به يک چالش جدي جهاني است تلفيق دو پديده شکاف ديجيتالي و شکاف اطلاعاتي توسط کشورهاي پيشرفته و استفاده از بستر هاي اطلاعاتي-ديجيتالي موجود به عنوان اهرم فشار بر عليه کشورهاي ضعيف و توسعه نايافته است . به عنوان نمونه يکي از بحثهاي چالش برانگيزي که در چند ماهه اخير مقارن با اجلاس جامعه اطلاعاتي مورد توجه قرار گرفته موضوع حاکميت اينترنت به عنوان مهمترين و بزرگترين بستر بين المللي اشتراگذاري اطلاعات است. در اين بين آمريکا که خود را سردمدار و محق مديريت جهاني اينترنت مي دانذ با تلاش ها و اقدامات و مخالفت هاي بسياري سعي در اثبات ادعاي خود دارد. اين گونه رفتارها و ديدگاههاي حاکم بر فضاي دنياي اطلاعات زمينه ساز شکل گيري طبقه بندي جديد با ويژگي فقر اطلاعاتي در اثر بروز شكل جديد از برتري طلبي به شكل غلبه الكترونيكي در عرصه جهاني است. بدين ترتيب فصل جديدي در روند توسعه جامعه اطلاعاتي جهاني در حال شکل گبري است که ظاهراً حکايت از تمايل کشورهاي توسعه يافته بر استيلاي بلامنازع در اين عرصه دارد. به گونه اي که هم اکنون نيز به صورت آشکار با دو زيرگروه فقراي اطلاعاتي و ثروتمندان اطلاعاتي برمي خوريم.در اينچنين شراطي زماني كه جريان اطلاعات در جامعه از تحرك بيشتري برخوردار شود و جامعه جهاني از جريان توزيع ازادانه و منصفانه اطلاعات فاصله بگيرد و اصول و چهارچوب هاي دموکراسي ديجتالي اطلاعاتي در جهان زير پا گذاشته شود ، کشورهايي كه از وضعيت اجتماعي و اقتصادي بهتري بهره مندند، سريع تر از کشورهاي ضعيف اين اطلاعات را تصاحب مي كنند و در نتيجه با رشد تمايز اطلاعاتي، تبعيض ميان طبقه برتر سياسي ـ اقتصادي و علمي و اقشار مادون آن رو به فزوني خواهد گذاشت و ان اختلاف و شکاف ما بين اين دو گروه زمينه ساز استفاده نابجاي کشورهاي پيشرفته از شرايط موجود به عنوان اهرم فشارهاي اقتصادي، سياسي و علمي خواهد شد.


  نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:53  توسط ام البنین کیهان  | 

كارمندان و روابط عمومي الكترونيك

 يكي از چالش‌هاي اساسي مديران و سازمان در پياده سازي موفقيت‌آميز روابط عمومي الكترونيك چالش‌هايي است كه آنها در مواجه با كارمندان پيش رو دارند. كارمنداني كه به شيوه‌هاي سنتي عادت كرده‌اند و اكنون بايد خود را با روش‌ها و ابزارهاي جديدي هماهنگ سازند . همان‌طور كه مي‌دانيد هر روش و ابزار جديدي با خود فرهنگ و نيازهاي جديدي به همراه دارد و براي مثمر ثمر واقع شدن در جريان اهداف و برنامه‌هاي سازمان ضروري است كه فرهنگ برخورد و استفاده مناسب از تكنولوژي‌هاي جديد در ميان كارمندان گسترش يابد. اين كار از طريق آموزش‌هاي متناوبي صورت مي‌گيرد كه فراخور زمان به كارمندان ارائه مي‌شود. تمام اين كارها به دليل نقش جديدي است كه انشان و تكنولوژي به عنوان مكمل يكديگر پيدا كرده‌اند. گسترش فرهنگ تكنولوژي‌پذيري در ميان كارمندان روابط عمومي، باعث تعالي جايگاه سازمان در ميان مردم شده و ذهنيت مثبتي از سازمان در آنها بر جاي مي‌گذارد. كارمندان روابط عمومي الكترونيك در پاسخگويي به نامه‌هاي الكترونيكي، نمابر‌ها، تلفن‌ها، اطلاع رساني از طريق سايت سازمان و... نهايت سرعت و دقت را به خرج خواهند داد تا مراجعه كننده تمامي اطلاعات مورد نظرش را به دست آورد. در اختيار داشتن كارمندان علاقه‌مند و حرفه‌اي مي‌تواند شما را در بهره برداري از قوه خلاقيت آنها ياري دهد. روابط عمومي الكترونيك هويت مجازي سازمان توسعه فناوري اطلاعات و دنياي وب عرصه‌هاي جديدي را براي رقابت بين سازمان‌ها گشوده است. از اين رو تمامي سازمان‌ها بايد در دنياي مجازي به دنيال كسب اعتبار و هويت تازه‌اي باشند، چرا كه اصول و چهارچوب‌هاي كاري آن با دنياي واقعي متفاوت است. در صورت پر رنگ بودن نقش و هويت مجازي سازمان شما در عصر اطلاعات و ارتباطات وجود جايگاه سازمان نيز بالاتر و پر اهميت تر خواهد شد. وِيژگي دنياي كسب و كار مجازي در اين است كه دست‌يابي به شهرت و هويت مطلوب ممكن است در طي چندين سال حاصل شود؛ ولي از دست دادن اعتبار در عرض چند دقيقه صورت خواهد گرفت يكي از مهمترين دلايل اهميت دست يابي به هويت معتبر مجازي براي سازمان عدم شناخت مردمي كه در دنياي مجازي وب اقدام به خريد و معامله مي كنند از سازمان شماست، لذا بايد از شيوه‌ها و ترفندهاي موجود در جذب و جلب اطمينان و نظر ايشان به شركت و ترغيب در جهت خريد اول و خريدهاي بيشتر صورت گيرد. روابط عمومي الكترونيك به عنوان اولين واحدي كه مردم در دنياي مجازي به هنگام ارتباط با سازمان با آن برخورد مي‌كنند مي‌تواند نقش تعيين كننده و بسيار مهمي را در طراحي و ايجاد يك ذهنيت شايسته و مناسب حال سازمان به انجام برساند براي اين كار ضروري است كه مديران از تمام ظرفيتهاي اطلاع رساني و تبليغي و ابزارهاي تكنولوژيكي موجود براي طراحي و معرفي هويت جديد در دنياي مجازي استفاده كنند.


  نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:51  توسط ام البنین کیهان  | 

هويت‌شناسي هويت

تامل در ماهيت واژه هويت، مانند هويت‌يابي هر مفهوم ديگري، ابتدا بايد به ساحت‌شناسي آن مفهوم در دو حوزه مفاهيم ذهني و عيني معطوف گردد.

مفاهيم ذهني، مفاهيمي هستند كه از تعريفي انتزاعي در حوزه «فهم جمعي» برخوردارند اما به‌دنبال «مصداق عيني» در عالم واقع، قرار مي‌گيرند. «عشق» و «غرور» از جمله اين مفاهيم‌اند. اين در حالي است كه برخي واژگان از «حضور عيني» در حوزه «كنش جمعي» برخوردارند اما به دنبال «تعريفي علمي» هستند. «جنگ» و «انقلاب» از اين دسته‌اند. اين بدان‌معنا نيست كه واژگان به‌طورمطلق عيني يا ذهني هستند بلكه غلظت ذهني و عيني‌بودن آنها، متفاوت است.

هويت از جمله مفاهيم عيني است كه به دنبال تعريفي علمي روان است. اگر به حوزه الهيات اسلامي و قرآن نيز مراجعه كنيم، خداوند در پاسخ به واقعيت عيني وجود اقوام، قبايل و شعوب مختلف، بر تقسيم‌بندي اولاد آدم به قبايل مختلف تصريح دارد و كاركرد آن را در «شناسايي» متقابل مي‌خواند: «انا خلقناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا...»

دالان عبور به ارائه تعريف، گذار از «معنا» است؛ لذا نخست بايد به «معناشناسي» روي آورد و با توجه به داده‌هاي «معناشناسانه» در حد امكان و به‌طور جامع و مانع به مفهوم‌شناسي در قالب ارائه تعاريف پرداخت.

«هويت» در لفظ عربي برابر است با معناي «تشخّص» در فارسي، Identité فرانسه، و Identity انگليسي كه در زبان لاتين با Identitas مشخص شده و خود از ريشه Idem گرفته شده است.[i]

هويت در بنياد لغوي خود، در اصل عربي نيست اما بعضي مترجمان از كاربرد آن ناگزير بوده‌اند و بنابراين آن را از حرف «رباط»، يعني از حرفي كه در زبان عربي بر ارتباط محمول به موضوع دلالت دارد، مشتق كرده‌اند. حرف رباط عبارت است از «هو»، مثل هو در عبارت «زيد هو انسان». فارابي مي‌گويد: «هويت‌ شيء و عينيت آن و تشخص آن و خصوصيت آن و وجود منفرد آن، همه‌ يك‌چيز است. به هويت و خصوصيت و وجود منفرد آن ‌كه جنبه اشتراك ندارد، اشاره مي‌كنيم.»

قدما، لفظ هويت را به چند معني، از جمله به معني تشخص، خود شخص، و وجود خارجي او، اطلاق كرده‌اند. آنها مي‌گفتند: «آنچه موجب تحقق شي‌ء است، نسبت به تحقق شي‌ء، حقيقت و ذات، ناميده مي‌شود و نسبت به تشخص شي‌ء، هويت ناميده مي‌شود. وقتي هويت شي‌ء، يك ماهيت كلي باشد، مثل ماهيت انسان، آن را ماهيت گويند، اما اگر جزئي باشد، مثل حقيقت زيد، آن را هويت گويند؛ اما اگر جزئي و كلي‌بودن آن مورد نظر نباشد، حقيقت ناميده مي‌شود.» متفكران جديد، هويت را به چهار معني به‌كار مي‌برند:

1ــ هويت به جهت وحدت هر چيزي اطلاق مي‌شود. مثلا ابن‌سينا اين هويت را هويت عددي مي‌نامد.

2ــ هويت به شخص يا به موجود شبيه شخص، اطلاق مي‌شود و اين هنگامي است كه شخص، با وجود تغييراتي كه در اوقات مختلف عارض وجود او ‌شده‌اند، وحدت ذات داشته باشد. از اين قبيل است وقتي مي‌گوييم: هويت «من» و هويت فاعل. به اين هويت، هويت شخصي مي‌گويند.

3ــ هويت، صفت دو موضوع از موضوعات فكري است، هنگامي كه اين دو موضوع، با وجود اختلافات زماني و مكاني، در يك كيفيت مشترك باشند، اين هويت را، هويت كيفي يا هويت نوعي گويند.

4ــ هويت، يك رابطه منطقي بين دو شي‌ء متحد است؛ مانند هويت رياضي يا تساوي جبري كه با وجود اختلافات ارزش حروفي كه نمايانگر آنها است، همواره صادق هستند. اين هويت را در منطق صوري با علامت (=) نشان مي‌دهند. مثلا ب = ب يا انسان = حيوان ناطق. اما در جبر، منطق تساوي را با علامت (?) نشان مي‌دهند. مثل ب ? ب. از منظر منطق هويتي، اين علامت بهتر است زيرا علامت (=) دال بر تساوي دو مقدار است نه تساوي دو شي‌ء.

لاروميگو، اصطلاح «هويت جزئيه» را مطرح كرده و آن را به عناصري اطلاق نموده است كه يك كل معين، چه مادي چه نفساني، از آن به‌وجود مي‌آيد.[ii]

فرهنگ معين، واژه هويت را چنين تعريف كرده است: «آنچه كه موجب شناسايي شخص باشد؛ يعني آنچه كه باعث تمايز يك فرد از ديگري باشد.» پس هويت در خلأ مطرح نمي‌شود. اين هويت، همان هويت شخصي است كه از وجه كيفي نيز برخوردار است؛ به‌‌بيان‌ديگر هويت در دو محيط تعريف‌پذير مي‌شود: يكي در ارتباط با «دگردروني» و ديگري در ارتباط با «دگربروني». هويت در ارتباط با «دگردروني»، معطوف به شناسايي شخص نسبت به «خويشتن خويش» است. به‌عبارت‌ديگر، شخص، با «خويشتن» سنجيده مي‌شود تا در پرتو اين «سنجش» بتوان دريافت كه آيا با وجود تغييرات عارضي، وحدت ذات داشته است؟ حال‌آنكه هويت در ارتباط با «دگربروني» معطوف به شناسايي شخص نسبت به اشخاص ديگر است؛ به‌گونه‌اي‌كه در سايه اين «سنجش» بتوان دريافت كه «شخص» به نسبت «اشخاص» ديگر، با وجود اختلاف زماني و مكاني، آيا در كيفيت يا كيفيات خاصي مشترك است؟

در اينجا، ما به هويت از منظر «هويت شخصي» و «هويت كيفي يا نوعي» در مقام دو نيم‌رخ از چهره‌ «هويت» مي‌نگريم. چنانكه گفته شد، «هويت» از منظر معناي لغوي به وجه مميزه يك فرد از ديگري اشاره دارد. در اين نگرش هويت واژه‌اي «كلام‌محور» مي‌نمايد كه به «ضد خود» شناخته مي‌شود؛ اما بازتعريف هويت براساس درك كيفيت يا كيفيات مشترك و دسته‌بندي اشخاص براساس اين كيفيات مشترك، جنبه اثباتي مفهوم‌شناسي هويت را غليظ مي‌كند.

اين رويكرد، به معناي نفي فهم مفهوم هويت در گستره تشخيص هويت از طريق آنچه باعث تمايز يك فرد از ديگري باشد، نخواهد بود. در عالم واقع، به‌طورحتم يك خود (Self) وجود دارد و يك غير (Other)، وگرنه شناسايي معناي عيني پيدا نمي‌كند. هويت در اينجا از بستري اجتماعي برخوردار است.

واژه‌نامه Black Well كه در حوزه انديشه اجتماعي منتشر مي‌شود، مي‌نويسد: هويت از ريشه لاتيني Idem مشتق شده و به معناي «تشابه و تداوم» است.[iii] اين تعبير حامل اساسي‌ترين گزاره حكيمانه هستي است كه از الهيات اسطوره‌اي گرفته تا انديشه‌هاي مدرن امروز به آن اذعان دارند و آن «وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت» است. در اين گزاره، هم اشتراك، ثبات، تشابه و وحدت وجود دارد و هم يك استمرار تاريخي، حركت و دگرگوني. پارميندس و هراكليتوس را در اينجا كنار يكديگر مي‌توان مشاهده كرد. همچنين «اصالت» و «معاصرت» را تواما برمبناي آن مي‌توان توضيح داد. بنابراين هويت يا Identity به دو چيز اشاره دارد: 1‌ــ نقطه تشابه 2ــ خط استمرار.

در رياضيات، نقطه، آغازگاه مفروض خط است و خط چيزي نيست جز استمرار حاصل از پيوستگي «نقطه‌»ها در بستر مكان و زمان. «هويت» نيز از اين قانون تبعيت مي‌كند. نقطه گره‌ و كانوني هويت، «نقطه تشابه» است كه نوعي وحدت پايدار «ذاتي» را ميان شخص با اشخاص ديگر، عليرغم تغييرات و دگرگوني‌هاي عارض‌شده در تاريخ حيات او، برجسته مي‌سازد. اين ويژگي، موجب مي‌شود «ويژگي ثابت هويتي»، در بستر زمان و مكان و در «تونل گذار هستي» و دگرگوني‌‌هاي حادث در آن حركت كند و در عين پذيرش تغييرات و دگرگوني‌ها، در هسته مركزي ثبات شخصيتي خود، اعوجاج، اختلال و تخريب نپذيرد.

اينجا است كه بحث «اصالت» و «معاصرت» پيش مي‌آيد. هويت يك چهره با دو نيم‌رخ، مي‌نمايد. يك نيم‌رخ آن «ثبات» و انعكاس آن در اجتماع و رفتار اجتماعي را به نمايش مي‌گذارد كه با «اصالت» معنا مي‌يابد و نيم‌رخ ديگر آن «تغيير» و انعكاس آن در جامعه و رفتار اجتماعي را به نمايش مي‌گذارد كه با «معاصرت» نمود پيدا مي‌كند.

بازتاب چنين برداشتي را مي‌توان در دو واژه پرسشي «چيستي» و «كيستي» منعكس يافت. «چيستي» ناظر بر دريافت «نقطه تشابه» است و كيستي بر «خط استمرار» آن تاكيد مي‌ورزد. در اين حوزه معنايي، بر اين نكته تاكيد داريم كه: فرد انساني در رُستنگاه هستي خود ضمن دارابودن «هستي انساني» به‌عنوان «هويت زيرين»، از يك «هستي فردي و شخصي» در مقام «هويت زبرين» برخوردار است. آنگاه كه مي‌پرسيم: چيستي و كيستي؟ بي‌ترديد بر اين نكته تاكيد داريم كه آيا تو به نقطه تشابه و گره اصالت‌دهنده به هستي انساني و شخصي و يا به هويت زيرين و زبرين خود واقف هستي؟ و آيا در گذر ايام و معماي زمان، توانسته‌اي در حفاظت از آن در «تونل حيات» موفق باشي؟

پيامد ديگر اين برداشت، آن است كه: ما تا ندانيم كه بوده‌ايم، نمي‌توانيم بدانيم كه هستيم؛ به‌بيان‌ديگر، شناخت هستي ما در گرو شناخت تاريخي ما است و تا ندانيم كه چگونه به جايي كه هستيم، رسيده‌ايم، نخواهيم توانست براي رسيدن به جايي كه مي‌خواهيم به آن برسيم، به‌گونه‌اي برنامه‌ريزي كنيم كه هويت ما مخدوش نشود.

اكنون با بازشناسي و درك عمق استراتژيك مفهوم «هويت» در پرتو هويت‌شناسي هويت، در خطوط فوق مي‌توانيم بگوييم هويت چيست؟ هويت، «هستي» معنادار و تعريف‌شده انسان يا مجموعه‌هاي انساني است كه در تونل حيات تاريخي آنها، در گستره «وجود» و «موجودبودن» تاريخي، حفظ و استمرار يافته است؛ به‌گونه‌اي‌كه او را در مقام انسان از موجودات ديگر متمايز مي‌سازد و در مقام يك فرد، شخص و مجموعه‌اي از اشخاص، مبين «وحدت كيفي» آنها در «كثرت تاريخي» حيات بشري است.

حال براي پاسخ به پرسش انضماي اصلي، زمينه معرفتي لازم فراهم آمده است و مي‌توانيم با عمق ادراك بيشتري پاسخ گوييم كه: هويت ايراني يعني‌ چه؟

در درون Identity، دو «من» نهفته است. زماني‌كه مي‌گوييم: «من پرسش مي‌كنم، پس من هستم»؛ دو من در كنار هم قرار مي‌گيرند: «من هست‌ـَ‌م». اين من در خلأ شكل نگرفته و با شما متولد نشده است. اگرچه اين «من» در خلأ شكل نگرفته و در جهان عيني در ارتباط با Other معنادار مي‌نمايد، اما در درون خود نيز حامل اين معنا است كه يك I (من) و يك Me[iv] (هستم) در آن وجود دارند. مثالي ساده: وقتي در جمعي افراد را حضور و غياب مي‌كنند، مي‌توان در پاسخ گفت: «من» يا مي‌توان جواب داد: «هستم» يا «حاضرم». اين دو پاسخ اگرچه به‌ظاهر يكي هستند اما در باطن آنها دو ويژگي وجود دارد: يك I، «من» يا فاعل فعال و يك Me منفعل وجود دارد. I يا «من» موجود، در اين گزاره يا ديدگاه، «من شيطاني» يا «من غرور» نيست؛ بلكه «من همت و اراده» انساني است كه تعالي و رشد آدمي براساس آن بنياد نهاده شده است، كماآنكه فقدان همت، ضعف در تدبير و تزلزل در تصميم، مانع رشد و تعالي انساني مي‌شود. عالي‌ترين عنصر همت، وجود «من فعال» است.

I به جنبه نمادين و خلاق آدمي ارجاع مي‌دهد و Me به ارتباطات اجتماعي، فرايندها و شبكه تعاملات انساني در كالبد زندگي اجتماعي اشاره دارد. I تلاش دارد تاثيرگذاري، نوآوري،‌ خلاقيت و بديع‌بودن يك انسان را به نمايش گذارد و Me جنبه تحركات تاثيرپذيرفته او را در شبكه پيچيده زندگي اجتماعي و زندگي شبكه‌اي جهان امروز به نمايش مي‌گذارد.

محصول «هم‌نشيني» و «در زمانيِ» I و Me، «خود» يا Self است؛ به‌بيان‌ديگر، «خود يا Self، برايند I و Me است. ممكن است در يكي I كم‌رنگ باشد و me پررنگ و در ديگري برعكس.»[v] گسترش اين معنا از حوزه «من» يا I و «هستم» يا Me به «ما» يا We و «هستيم» يا Are، هويت را از ساحت فردي به ساحت جمعي سرايت مي‌دهد.

اگر تاكنون سخن از فرد بود، در هويتِ جمعي سخن از مليت است. من ايراني، من ژاپني، من سوداني، من نيجريه‌اي، من امريكايي، من فرانسوي و... همگي نشان از هويت جمعي دارند؛ هويتي حامل تاريخ، فرهنگ و حيات معنوي ما؛ همان‌چيزي كه در ادبيات سياسي با مفهوم هويت ملي شناخته مي‌شود. هويت ملي، دلالتي عيني بر حيات جمعي ما دارد و تمام ويژگيها و مختصات فرهنگي، ديني، تاريخي و مادي و معنوي ما، در گرو وجود ضروري آن است.

در اينجا I و We فعال در بستر حيات فعال خود، مي‌توانند تعميق و گسترش ساحت حيات خود را در ابعاد مختلف حاصل كنند و «هستي» خود را در حوزه‌هاي گوناگون فربه و حجيم سازند. همانگونه‌كه در هويت فردي بايد به دنبال «نقطه تشابه» و «خط استمرار» باشيم، ازسوي‌ديگر، هويت ملي يا هر هويت جمعي ديگر، از يك I و يك Me برخوردار است و بايد نقطه تشابه، خط استمرار، I و Me را در آن پيدا كنيم. I نماينده نقطه تشابه و Me نمايانگر خط استمرار است.

اگرچه meيِ جمعي ما، متغير است و از شرايط، زمينه‌ها و نيازهاي تاريخي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي تاثير مي‌پذيرد، اما اين تغيير و تاثيرپذيري، نافي I يا عنصر ثابت نيست؛ لذا بايد گفت شناخت عميق و عمق استراتژيك مفهوم هويت، در گرو شناخت نقطه تشابه يا I است.

نتيجه ديگر آنكه هويت برخلاف تصور رايج، مفهومي ثابت يا امري ايستا و بدون تغيير و دگرگوني نيست بلكه توامان از يك عنصر ثابت و يك وجه متحول برخوردار است.

همين‌جا است كه «پارادوكس هويت» بروز پيدا مي‌كند؛ چراكه به‌طورهمزمان حامل يك عنصر ايستا و در همان حال، حامل وجوه متحول است. مفهوم هويت ازيك‌سو بيانگر استمرار و تداوم يا Continuityيِ تاريخي است و ازطرف‌ديگر بر آن است كه حامل «رسالت تاريخي» باشد. در اينجا است كه بايد به مفهوم «اصالت» و «معاصرت» رجوع كنيم.

«اصالت» ايراني در چيست؟ «من ايراني هستم» از كجا معنا مي‌يابد. آيا زبان، فرهنگ، نژاد و...‌يِ ما همان هويت‌ ما هستند. آيا اگر هركدام يا بعضي از آنها نيز باشند، امروزه جوابگوي نياز ما براي فهم هويت ما خواهند بود؟ در اين منظر، پيوندها و تعلقاتي كه به هويت مربوط مي‌شوند، محصول تفسيرهاي مجدد و نمادين از دنيا هستند و چون به شرايط تاريخي، نيازها، موقعيتها و بسترها (contexts)ي مختلف ارجاع مي‌دهند، تاحدود قابل‌توجهي، گزينشي (selective) و بخشي (partial) هستند.

اين در حالي است كه اگر «مصاديق ارجاعي هويت» مختلف هستند، «مصاديق انتخابي هويت» نيز چندگانه‌‌اند؛ چراكه به‌طورمعمول افراد و گروههاي مختلف اجتماعي، الزاما به يك هويت وابسته نيستند و مي‌توانند هويتهاي مختلف بپذيرند: هويت قومي، هويت، زباني، هويت ملي، هويت جنسيتي، و...؛ لذا از‌يك‌سو، هويتهاي مختلف وجود دارند و ازسوي‌ديگر انتخابهاي گوناگون هويتي. اما آنچه اهميت دارد، آن است كه بايد وجه مشترك هويتهاي مختلف را پيدا كنيم. اين، همان قرائت هويت‌گرايانه از هويت است.

منظور ما از ايران و ايراني، به همين قرائت ذات‌گرايانه بازمي‌گردد. به‌عبارت‌ديگر به منظر تاريخي بحث توجه نداريم بلكه به جنبه هويتي هويت خود عنايت مي‌ورزيم. ايراني فارغ‌ازآنكه در چه زمان و در چه سلسله‌اي از حكام و حاكمان، ايراني خوانده شده است، هستي شكوهمندي است كه در كالبد فرهنگ، زبان، نژاد، قوم و... ايراني، معرّف غلظت «حقيقت‌جويي و عدالت‌طلبي» بوده است.

ايراني، همواره تك‌خدا و موّحد بوده و برهمين‌اساس موجود نمادين (animal simbole) وي در پذيرش اسلام، سلمان پارسي را به تاريخ معرفي نموده است. در يك كلام، ايراني، «هستي» حقيقت‌خواه و عدالت‌طلبي را به نسبت ديگران (Others) از خود به نمايش گذاشته است كه مي‌توان در وصف آن گفت: ايرانيان در گلستان هستي، به گل آفتابگردان مي‌مانند كه خورشيد به هر سو رو مي‌كند، روي به سويش مي‌گردانند (همواره در طلب نور و روشنايي‌اند) و در آسمان كمال چون هدهداند كه مرغان را به پرواز كمال به سوي سيمرغ فرامي‌خوانند. سي‌مرغ و سيمرغ، داستان همين معنا است.

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 23:47  توسط ام البنین کیهان  | 

جامعه اطلاعاتی: یک مفهوم نسبتاً جدید!
برخي بر اين باورند که هنوز تعریفی عام از جامعه اطلاعاتی واقعاً وجود ندارد و تعاریف پیشنهاد شده اغلب نارسايند و فقط موضوعات خاص یا تاثیرات ویژه ای را مورد توجه قرار می‌دهند. با این همه، به طور کلی بسیاری به این موضوع اذعان دارند که جامعه اطلاعاتی پدیده‌ای است که در هر جنبه از زندگی افراد نفوذ پیدا کرده است و بر تک تک سلولهای جامعه و هر بخش از فعاليتهاي آن تاثير گذاشته است.
http://www.itu.int.osg.spu.wsis-thenes/vision /vision.html
اعتقاد بر اين است كه سه عنصر اصلي یعنی دانش و اطلاعات؛ ازدياد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات؛ و دسترسي و كاربرد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات، اساس و بنيان جامعه اطلاعاتی را تشکیل مي دهد (همان).
طبق گزارش نهایی برنامه‌ي" فرصت دیجیتالی" از جانب برنامه عمران ملل متحد (UNDP, 2001) “ فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتي به عنوان تواناساز قدرتمندی برای اهداف توسعه شناخته مي شود، چرا كه ویژگیهای منحصر به فرد آن، ارتباطات و تبادل اطلاعات را به طور قابل توجهي بهبود مي بخشد و منجر به تقویت وایجاد شبکه های جدید اجتماعی و اقتصادی می‌شود:
- فناوریهای اطلاعات و ارتباطات فراگير و چندجانبه عمل مي كنند: این فناوریها را مي توان در مورد محدوده ي وسيعي از فعالیتهاي انساني از استفاده شخصی گرفته تا تجارت و حکومت به کار گرفت.
- این فناوریها، تواناساز (enablor) عمده اي در خلق شبکه ها است، و در نتيجه کسانی که به این شبکه ها دسترسی دارند را قادر مي سازد تا از دستاوردهاي حاصله كه با افزایش استفاده، فزوني مي يابد بهره مند شوند.
- این فناوریها، انتشار اطلاعات و دانش را با آزاد كردن محتوی از جايگاه فیزیکی آن، تسریع می‌کند.
- ماهیت مجازی و دیجیتالی بسیاری از تولیدات و خدمات این فناوریها، این امکان را فراهم آورده که هزینه های جانبی به صفر برسد یا کاهش یابد.
- قدرت این فناوریها در ذخیره کردن، بازيابي، طبقه بندی، تصفیه، توزیع و تسهیم اطلاعات بدون شک می‌تواند به فوايد كارايي بيشتر در امر تولید، انتشار و داد وستد منجر شود.
- افزایش کارایی و کاهش هزینه ها در نتيجه ي كاربرد این فناوریها، به ایجاد تولیدات و خدمات و مجاری توزیع جدید در چارچوب صنایع سنتی و نیز الگوهای تجاری نوین و صنایع جدید منتهی شده است.
- با ایجاد و گسترش شبکه ها، این فناوریها می‌توانند فراتر از محدودیتهای زبانی و فرهنگی عمل كرده و از طریق امكان دادن به افراد و گروهها براي زندگی و کار در هر گوشه و هرجا، به اجتماعات محلی امكان مي دهند صرف نظر از مليت شان بخشی از جامعه شبکه ای جهانی را تشكيل دهند و سياستهاي جاري و ساختارهاي محدودكننده ي قانوني و نظام مند فعلي كه در درون ملتها و میان آنها عمل مي كنند را به چالش بكشند.
در سطح جهان همگان اذعان مي دارند که بخش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتي سریع ترین حوزه رشديابنده ي اقتصاد جهانی است.
http://www.isiswomen.org /onsite/knowhow/ict_gender.html
در عين حال، در تمامي کشورها فرایند ساخت جامعه اطلاعاتی برتوسعه فرایندهای فني و زیربنايي متمركز شده است كه از نقطه نظر جنسيتي خنثي يا بي طرف تلقي مي شود.
http://www.unesco.org/press/pr2002/02opal8e.html

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:17  توسط ام البنین کیهان  | 
((جامعه اطلاعاتي)) (2) جامعه اي است همراه با خدمات اطلاعاتي رسانه هاي همگاني كه با آهنگي سريع تر از ديگر جوامع و تفوق بر اندوخته هاي تجربي و دانش محض به پيش مي رود؛ جامعه‌اي كه ارتباطات، عامل انتقال دهنده واقعي براي ايجاد تغيير و تحول در هر فرد به منظور دستيابي عملي به اطلاعات بي حدومرز است و در آن، ارتباطات شبكه اطلاعاتي جهاني، جايگزين سرويس ارتباطات تلفني جهاني شده و توليد ارزش هاي اطلاعاتي عامل تعيين كننده اي در توسعه جامعه است.

            در ((جامعه اطلاعاتي)) الگوهاي سطح زندگي شغلي، اوقات فراغت، نظام آموزشي، و عرصه دادوستد مشخصاً از پيشرفت اطلاعات و دانش فني متاثر است. اين پديده نشات گرفته از رشد فزاينده توليد انبوه اطلاعات در طيف گسترده رسانه هاي جمعي است كه اكثر آنها نيز به صورت الكترونيكي ظهور مي يابد (مارتين، 1992).

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:53  توسط ام البنین کیهان  | 

Sunday, February 13, 2005

تفاوت روزنامه‌نگاري سايبر و مكتوب

هفته پيش روزنامه ايران در مقاله جالبي به بررسي تفاوت‌هاي روزنامه‌نگاري سايبر (وب‌نگاري) و روزنامه‌نگاري مكتوب پرداخته بود. در ميان تفاوت‌هاي اين دو نوع روزنامه‌نگاري، نويسنده به مهمترين آنها اشاره كرده بود: «عدم نياز نشريات الكترونيك و وب‌نگاران به اجاره محل، مجوز نشر، هزينه‌هاي چاپ و فراغت از انواع محدوديت‌ها و مسؤوليت‌ها و قابليت فضاي سايبر براي استفاده آسان از عكس، صدا، كليپ و همين‌طور توانائي انتشار سهل و ساده مطالب و ايجاد فضاي چندرسانه‌اي و جذاب، اصلي‌ترين تفاوت‌هاي اين دو نوع روزنامه‌نگاري هستند». نويسنده در اين مقاله كه گوشه‌هائي از نظرات دكتر يونس شكرخواه نيز به عنوان يكي از استادان رشته ارتباطات و پايه‌گذار نخستين روزنامه الكترونيك (جام جم) در آن آمده، پرسيده بود آيا وب‌نگاري، روزنامه‌نگاري را تهديد مي‌كند؟ او ضمن اشاره به بحران روزنامه‌ها در هنگام تولد راديو و تلوزيون و تهديدي كه از جانب اين رسانه جديد احساس مي‌كردند به پُر كردن خلاهاي رسانه‌هاي تازه در آن‌هنگام توسط روزنامه‌ها اشاره كرده بود كه در نهايت به بقاي روزنامه‌ها و حفظ جايگاه آنها انجاميد.
نكته مهم در اين مقاله، اشاره به نقطه ضعف بزرگ فضاي سايبر است. فضاي سايبر فضاي انفجار خبر است و اين در حالي است كه جاي تحليل و گزارش حرفه‌اي در آن خالي است. اين نكته بسيار قابل تاملي است. خود شما لحظه‌اي فكر كنيد. آيا مي‌توانيد حوادث به وقوع پيوسته در امسال را در ذهن رديف كنيد؟ چقدر از آنها را به ياد مي‌آوريد؟ اگر بازار تحليل گرم بود و حوادث مختلف به صورت رشته‌اي اتفاق‌هاي مرتبط با يكديگر پيوند داده شده و نقد و بررسي و تحليل شده بودند به يقين آنها را بهتر به ياد مي‌آورديد و درك درست‌تري از فضاي پيرامون خويش داشتيد و حتي راحت‌تر مي‌توانستيد به پيش‌بيني حوادث آينده بپردازيد.
فراموش نكنيم حداكثر 6 درصد جمعيت ايران از اينترنت استفاده مي‌كنند كه 70 درصد آنها هم به سراغ سايت‌هاي پورنو و سرگرمي مي‌روند و اين امر،‌ نهايت توان سايت‌ها و وبلاگ‌ها را در مقايسه با مخاطبان به نسبت بيشتر روزنامه‌هاي كاغذي روشن مي‌سازد. از طرف ديگر مخاطبان اصلي وبلاگ‌ها و سايت‌هاي خبري را نخبگان ايراني تشكيل مي‌دهند، بنابريان فرورفتن وبلاگستان فارسي در باتلاق اخبار خام كه هر روز نيز با وقوع حادثه‌اي نو، رنگ و روي كهنگي مي‌گيرند جز به ايجاد ذهني آشفته و ناتوان از درك ارتباط حوادث نخواهد انجاميد. نيز باعث خواهد شد تمام جذابيت و قابليت اين فضا پس از مدتي زائل گردد. اين قلم قصد ايجاد رقابت به ضرر روزنامه‌هاي مكتوب را ندارد كه سودي نيز براي كسي به ارمغان نخواهد آورد، اما آيا زمان بازنگري در مسيري كه وبلاگستان فارسي و سايت‌هاي خبري-تحليلي ايراني در اين چند سال پيموده‌اند فرا نرسيده است؟ آيا قرار است اينترنت تنها فرشته خبرآور ايرانيان باشد و ما به شوق اطلاع از اخبار پس پرده سايت يا وبلاگي را باز كنيم؟ اندكي تحليل و نقد مي‌تواند تب آشفتگي انفجار اخبار را به خنكاي شفافيت و نظم و برنامه‌ريزي تبديل كند. البته اگر دوستان همت كنند و اين نقد منصفانه را جدي بگيرند.

7به قلم مسعود برجيـان

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:34  توسط ام البنین کیهان  | 

روزنامه جام جم , شنبه 9 ارديبهشت 1385

آموزه هاي روزنامه نگاري سايبر

 
 

رسانه هاي الکترونيکي داراي جذابيت ها و ويژگي هاي منحصر به فردي هستند که آنها را در رقابت با رسانه هاي سنتي در جايگاه بسيار والايي قرار مي دهد

آموزه هاي روزنامه نگاري سايبر
احسان موحديان - بدون شک يکي از مهترين دستاوردهاي تحقق جامعه اطلاعاتي و گسترش استفاده از شبکه هاي اطلاع رساني، به خصوص اينترنت در سطح جهان به وجود آمدن مفهومي به نام روزنامه نگاري سايبر در برابر روزنامه نگاري سنتي است.
اگر تا يک دهه پيش عده محدودي روزنامه نگار با اتکا به چند ابزار کسب خبر محدود و غالبا با حضور در صحنه حوادث دست به توليد خبر مي زدند، با تحولات دنياي ديجيتال امروزه هر انساني در صورت تمايل مي تواند به مدد روش هاي نوين اطلاع رساني وکسب خبر به يک روزنامه نگار مبدل شود و با فشردن يک دکمه خبر خود را به سرعت در اختيار ميلياردها نفر قرار دهد.

ويژگي هاي روزنامه نگاري سايبر
واقعيت ان است که رسانه هاي الکترونيکي داراي جذابيت ها و ويژگي هاي منحصر به فردي هستند که آنها را در رقابت با رسانه هاي سنتي در جايگاه بسيار والايي قرار مي دهد. از جمله اين ويژگي ها مي توان به موارد زير اشاره کرد.

1- در روزنامه نگاري سايبر مي توان پس از انتشار خبر در
 

" در روزنامه نگاري سايبر مي توان پس از انتشار خبر در هر زمان ومکان اطلاعات تازه را به آن افزود و ميزان انعطاف بسيار بالاست. در حاليکه در روزنامه نگاري سنتي پس از چاپ خبر در روزنامه يا پخش آن در بخش هاي خبري راديو وتلويزيون امکان تغيير واصلاح آن وجود ندارد ... "

 
 
هر زمان ومکان اطلاعات تازه را به آن افزود و ميزان انعطاف بسيار بالاست. در حاليکه در روزنامه نگاري سنتي پس از چاپ خبر در روزنامه يا پخش آن در بخش هاي خبري راديو وتلويزيون امکان تغيير واصلاح آن وجود ندارد و در صورتي که اطلاعات بيشتري در مورد خبري کسی شود بايد تا زمان انتشار شماره جديد روزنامه منتظر ماند. به بيان ديگر روزنامه نگار سايبر در قيد و بند زمان ومکان گرفتار نيامده است.

از سوي ديگر مخاطب روزنامه نگار سايبر هم چنين محدوديتي ندارد و به عنوان مثال نبايد تا زمان انتشار روزنامه يا آغاز اخبار تلويزيون منتظر بماند، بلکه تنها کافي است در هر زمان به اينترنت وسايت مورد علاقه اش مراجعه کند و از جديدترين اخبار مطلع شود. نوشته ها وديدگاههاي روزنامه نگاران لحظه به لحظه در معرض قضاوت وديد وي قرار مي گيرند وفاصله مکاني با رسانه ديگر معنايي نخواهد داشت.

2- در روزنامه نگاري سايبر واسطه ها از بين مي روند وارتباط بي واسطه بين رسانه ومخاطب ايجاد مي شود. علاوه بر اين همانطور که اطلاعات از سوي روزنامه نگار به سمت مخاطب جريان مي يابد، وي نيز امکان مي يابد تا اطلاعات مورد نظر خود را براي رسانه ارسال کند، زيرا روزنامه نگاري سايبر خياباني دو طرفه است. اين کار از طريق آدرس هاي پست الکترونيک سايت، فرم هاي نظرخواهي تعبيه شده در آن، مجامع آنلاين و ديگر سيستم هاي مشابه امکان پذير است.

3- استفاده از Hypertext (فرامتن) : يکي ازبديع ترين ويژگي ها و محاسن روزنامه نگاري سايبر وجود فرامتن است. احتمالا به هنگام گشت وگذار در وب سايتهاي مختلف و از جمله سايتهاي متنوع اطلاع رساني با واژه هايي روبرو شده ايد که با کليک کردن بر روي آنها صفحه ديگري که حاوي اطلاعات بيشتري در مرود آن واژه بوده به نمايش درآمده است. اين همان مفهوم فرامتن است که نشان مي دهد متون در جهان رسانه هاي سايبر به هم گره خورده اند و دسترسي به سوابق و تمامي اسناد مربوط به آنها به سادگي ممکن شده است.

امروزه تمامي سايتهاي خبري معتبر با استفاده از اين روش، امکان دسترسي کاربر به جزييات قبلي مربوط به يک خبر را فراهم مي آورند. اين در حالي است که در روزنامه نگاري سنتي براي اين کار بايد به آرشيو کاغعذي روزنامه ها مراجعه ميشد که کاري وقت گير و پرهزينه است.

4- در رسانه هاي سايبر استفاده از متن و عکس که در رسانه هاي سنتي هم موجود بود، متحول شده و علاوه بر اين صدا، موسيقي، ويدئو و .. به کمک روزنامه نگار مي آيد تا مقصود خود را هر چه بيشتر براي مخاطب توضيح دهد.
 

" يکي ازبديع ترين ويژگي ها و محاسن روزنامه نگاري سايبر وجود فرامتن است. احتمالا به هنگام گشت وگذار در وب سايتهاي مختلف و از جمله سايتهاي متنوع اطلاع رساني با واژه هايي روبرو شده ايد که با کليک کردن بر روي آنها صفحه ديگري که حاوي اطلاعات بيشتري در مرود آن واژه بوده به نمايش درآمده است. اين همان مفهوم فرامتن است ... "

 
 
آنچه که ما در اين مطلب قصد بيان و توضيح آن را داريم در واقع همين بخش چهارم است که در دوره هاي آموزش روزنامه نگاري سايبر در نقاط مختلف جهان هم توجه ويژه اي به آن معطوف مي گردد.

اجزاي رسانه هاي سايبر
الف) متن: بدون شک متن يا text، جزء بنيادين و مهمترين مولفه روزنامه نگاري سايبر است. کارشناسان معتقدند در مورد ميزان لغات به کار رفته در صفحات وب محدوديت وجود دارد و کاربر پس از مطالعه 300 الي 400 لغت تمرکز خود را از دست داده و پس از خواندن 600 الي 800 لغت به طور کلي از مطالعه مطلب روي برمي گرداند. لذا روزنامه نگاران جهان سايبر بايد از مطول نويسي خودداري کنند و به قول معروف جامع ومانع بنويسند.
متون در محيط وب به سه بخش تقسيم مي شوند. متون ايستا (static)، متحرک(moving) و لينک (link). متون ايستا مشابه با متون چاپي هستند که قابل انتقال يا تغيير نبوده و کاربر نيز نمي تواند تغييري در آنها ايجاد کند.
متون متحرک بيشتر در آگهي هاي تحت وب به کار گرفته مي شوند که ممکن است تغيير کرده يا از صفحه محو شوند و سپس مجددا به نمايش گذارده شوند.
بر روي لينکها نيز مي توان کليک کرد و به اطلاعات تازه اي دست يافت. مفهوم فرامتن در اينجا معنا پيدا مي کند. لينک ها معمولا با رنگ يا فونت يا ظاهري متفاوت از متون ايستا متمايز مي شوند.

ب) عکس ها: بدون شک يک عکس مرتبط و با کيفيت خوب، خبر را چه در دنياي مجازي و چه در يک روزنامه چاپي براي خواننده جذاب تر و خواندني تر مي کند. لذا يک خبرنگار حوزه سايبر هميشه بايد دوربين ديجيتالش را به همراه داشته باشد تا از رويدادهاي مورد نظرش عکس تهيه کند.
نکته بسيار مهم در مورد عکس هايي که همراه با خبرها منتشر مي شوند آن است که ابعاد وحجم آنها نبايد آن قدر زياد باشد که بارگذاريشان بر روي صفحه وب را کند و بازديدکننده را خسته کند. براي همين عکس هاي تهيه شده توسط دوربين هاي ديجيتال معمولا براي انتشار در وب مناسب نيستند وبايد توسط نرم افزارهاي گرافيکي تغييراتي در آنها حاصل شود. همچنين استفاده نامناسب از آگهي درصفحه هم از تاثير عکس به ميزان زيادي مي کاهد. عکس هاي به کار گرفته شده در وب هم چند دسته هستند. دسته اول عکس هاي مجزا ومستقل هستند که معمولا همراه با متن خبر به کار مي روند وبراي توضيحشان از زيرنويس يا يک فايل صوتي کمک گرفته مي شود.
دسته دوم به Slide show معروف هستند. منظور از اين اصطلاح مجموعه اي از عکس هاست که به طور خودکار و پشت سرهم به نمايش درمي آيند وقبل از نمايش هر عکس پيش نمايش آن قابل مشاهده نيست. اما دسته سوم گالري نام دارد که در قالب آن مجموعه اي از عکس ها به صورت پيش نمايش و در ابعاد کوچک در صفحه وب به نمايش درمي آيند و کاربر با مشاهده و انتخاب هر کدام از آنها مي تواند تصوير کامل را با جزييات بيشتر مشاهده نمايد.

ج) گرافيک: اگر بتوانيد در خبر يا مقاله خود از تصاوير گرافيکي
 

" تعامل با کاربر در يک سايت خبري به شيوه هاي گوناگون انجام مي شود. ايجاد امکان ارسال email براي خبرنگاران سايبر و مسئولان سايت، گنجاندن فرم نظرخواهي در پايان هرخبر، ايجاد فضايي براي بحث زنده در مورد اخبار، امکان پذير کردن چت در مورد اخبار و دادن امکان ويرايش و اصلاح اخبار به بازديدکنندگان از جمله شيوه هاي تعامل در فضاي مجازي با کاربران است... "

 
 
براي تشريح بهتر ماوقع استفاده کنيد، اگر نقشه اي جغرافيايي به کار ببريد يا به مدد انواع جداول اماري مقايسه اي ادعاهايتان را ثابت کنيد، یه یهترين نحو از امکانات گرافيکي جهان روزنامه نگاري سايبر استفاده کرده ايد. استفاده مناسب از گرافيک وعکس دربسياري از مواقع تاثيرگذارتر از چندين صفحه مطلب است، اما گرافيک هم در فضاي مجازي داراي يک تقسيم بندي سه گانه است.
گرافيک ثابت وايستا حرکت نمي کند و نمي توان بر روي آن کليک کرد. اين نوع گرافيک ممکن است حاوي اجزاي مختلفي اعم از عکس و متن باشد.
گرافيک متحرک به صورت انيميشن بوده و ممکن است حاوي اطلاعات جانبي باشد که مي توان با کليک کردن بر رويشان به جزييات بيشتري پي برد.
اما گرافيک در قالب به گونه اي است که مي توان بر روي آن کليک کرد. اين نوع گرافيک ممکن است ايستا يا متحرک باشد. در اين موارد معمولا با حرکت دادن موشواره بر روي گرافيک با جلوه هاي تصويري مواجه مي شويم. در اينجا هم امکان استفاده از متن وجود دارد.

د) صدا: اگر بخواهيد خبرتان را با مصاحبه با مردم يا عامل ايجاد خبرهمراه کنيد و لينک اين مصاحبه را با کيفيت مناسب در متن خبربگنجانيد، کاربران راحت تر ادعايتان را باور مي کنند. اما صدا در محيط وب هم انواع مختلفي دارد.
صداي Instant يا فوري تنها بازخود عملي است که کاربر در برخورد با صفحه وب انجام مي دهد. به عنوان مثال مي توان يک صفحه وب را به گونه اي طراحي کرد که در صورت کليک کردن بر روي يک دکمه خاص صداي بيب شنيده شود. در حال حاضر به ندرت در سايتهاي خبري چنين شيوه اي به کار گرفته مي شود.
صداي Looping يا تکرار شونده يک قطعه صداست که در صورت بالا آمدن صفحه وب به صورت پشت سرهم پخش مي شود.اما نوع سوم صداي غيرتکرارشونده يا Non-looping است که تنها يک بار پخش شده و به طور خودکار تکرار نمي شود. معمولا در سايتهاي خبري اين نوع صدا به کار گرفته مي شود.
ه) ويدئو: استفاده از تصاوير ويدئويي براي تکميل يک خبر اگر چه از بديع ترين جلوه هاي استفاده از قابليتهاي روزنامه نگاري سايبر به حساب مي آيد، اما بايد توجه داشت اگر فرد از اتصال اينترنت پرسرعتي برخوردار نباشد، وقت خود را براي تماشاي ويدئو صرف نخواهد کرد. در مورد نحوه تهيه فيلم ويدئويي براي استفاده در محيط مجازي نکات فراواني وجود دارد که شايد در آينده به آن پرداختيم.

و) تعامل با کاربر: تعامل با کاربر در يک سايت خبري به شيوه هاي گوناگون انجام مي شود. ايجاد امکان ارسال email براي خبرنگاران سايبر و مسئولان سايت، گنجاندن فرم نظرخواهي در پايان هرخبر، ايجاد فضايي براي بحث زنده در مورد اخبار، امکان پذير کردن چت در مورد اخبار و دادن امکان ويرايش و اصلاح اخبار به بازديدکنندگان از جمله شيوه هاي تعامل در فضاي مجازي با کاربران است.

البته آنچه که تا بدين جا ذکر شد تنها بيان برخي مقدمات و اصول اوليه روزنامه نگاري سايبر بود و به طور قطع آشنايي بيشتر با اين مفهوم مستلزم صرف وقت و مطالعه منابع گسترده اي است که خوشبختانه دسترسي به آنها در صورت آشنايي با زبان انگليسي به راحتي از طريق اينترنت ممکن است.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:21  توسط ام البنین کیهان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM