تبليغاتX
ارتباطات و دانشگاه
 
گروه دانشجویان ارتباطات واحد علوم و تحقیقات
 

AFP

دو ایرانی در کارخانه تولید زیرکنیم، بخشی از تسهیلات تبدیل اورانیوم در اصفهان.
قدرتهای جهانی تنها یک هفته بیشتر به ایران برای ارائه ی پاسخ "واقعی و واضح" در مقابل پیشنهاد تعلیق مهلت دادند!

عکس از هنگامه فهیمی و توسط AFP منتشر شده است.

  نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 1:6  توسط رضا عبداللهی  | 
نویسنده ی وبلاگ عصر سایبری، طی یادداشتی تلاش نموده تا مقایسه ایی بین مفاهیم وبلاگ و وبسایت انجام داده و مزایا و معایب هریک را بازگو نماید.
وی بیان داشته که: در نگاه اول وب سایت و وبلاگ شبیه هم به نظر می رسند، اما دقیق تر که می شویم تفاوت های زیادی را بین این دو می بینیم. وب سایت " جایگاهی در اینترنت است که در آن می توان اطلاعاتی را در مورد سازمانها، شرکت ها و افراد بدست آورد. وبلاگ" وب سایت پویایی است که متعلق به شخص یا اشخاصی است و در برگیرنده اطلاعاتی راجع به موضوع یا موضوعات گوناگون است". پذیرفتن این تعریف ها می تواند شروعی برای مقایسه این دو باشد.

از طرفی، صاحب وبلاگ انگلیسی سایدلایت، طی یادداشتی استدلالات "عصر سایبری" را مردود دانسته و مقایسه ی وبلاگ و وبسایت را به مقایسه ی دیکشنری و کتاب تشبیه نموده است.

بنابه استدلال نویسنده ی یادداشت مذکور، بلاگینگ یک متد اداره محتوای وبسایت می باشد و مقایسه ی وبلاگ و وبسایت خالی از اشکال نخواهد بود.

وی با اشاره به این که اکثر متخصصین ارتباطات، حداقل در ایران، زحمت مطالعه ی منابع اصلی مربوط به ترمینولوژی رشته های فنی مرتبط را به خود نداده و صرفاْ بر اساس برداشت های خود قضاوت می کنند، تایید کرده که نویسنده "عصر سایبر" به معانی این دو کلمه واقف بوده، ولی با توجه به قیاس مع الفارقی که انجام داده، کل استدلالات وی مردود شمرده می شود تا زمانی که مقایسه ایی بین دو شیوه مدیریت محتوا صورت پذیرد.

  نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 0:31  توسط رضا عبداللهی  | 
امروز روزنامه‌نگاران جوان و با استعداد ما به سوي آينده‌اي نامطمئن در حركتند. آينده‌اي كه دورنماي آن چندان روشن و شفاف نيست. من و تعدادي از همكاران مطبوعاتي‌ام به اين نتيجه رسيده‌ايم كه هنوز در آغاز راه هستيم و راهي كه در پيش داريم پر از علامت‌هاي هشدار دهنده است. پيچ مرگ، خطر ريزش سنگ، پرتگاه، ايست، پارك ممنوع، جاده لغزنده است و … . براي رسيدن به مقصد بايد از اين جاده عبور كرد و ما مي‌دانيم كه اگر لحظه‌اي از علامت‌هاي هشدار دهنده غافل شويم، هرگز به مقصد نخواهيم رسيد و جالب‌تر اينكه براي سلامت گذشتن از اين جاده، نه حوصله‌ي رانندگي باقي مانده و نه اتومبيلمان به سيستم‌هاي ايمني مجهز است. متأسفانه تعداد كثيري از همكاران مطبوعاتي كوچك‌ترين شناختي از جايگاه مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسي ندارند و باعث شده‌اند كه امروز در عرصه شطرنج سياست، حاكميت و مراكز تصميم‌گيري سرباز پياده‌اي بيش نباشيم. به نظر مي‌رسد براي اعتبار بخشيدن به مطبوعات بايد به جاي سرمست شدن از باده‌ي سردبيري و مدير‌مسئولي به خود آييم و در بسياري از روشها و ايده‌هايمان تجديد نظر بكنيم. چرا كه قدرت ما به اعتبار ما بستگي دارد و اگر اعتباري نداشته باشيم نه قدرتي خواهيم داشت، نه مخاطبي و نه مشروعيتي.

مطالب متنوع مرتبط با ارتباطات و روزنامه نگاری در وبلاگ شخصی رضا عبداللهی

  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 18:12  توسط رضا عبداللهی  | 
متاسفانه علی رغم سطح نازل نشریه های محلی استان اردبیل، خبرنگاران اردبیلی حاضر به شرکت در کلاس های رایگان خبرنگاری نیستند. در این مورد به عنوان دبیر خانه مطبوعات استان گفتگوی کوتاهی را با خبرگزاری ایسنا انجام داده ام. متن خبر
  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 18:11  توسط رضا عبداللهی  | 

حرفه‌ي ما، حرفه‌ي منزوي نيست و در خلاء هم فعاليت نمي‌كند. وقتي تاريخ را ورق مي‌زنيم واقعيت‌هاي تاريخ از تنبيه روزنامه‌نگاراني خبر مي‌دهد كه در راه آزادي انتشار، حراست از ركن چهارم دموكراسي، استقرار آزاديهاي مدني و دفاع از حقوق مردم مبارزه كرده‌اند و آناني كه در اين راه بي‌پروا پيش رفته‌اند بيشترين هزينه‌ها را متحمل شده‌اند.

 

با مراجعه به تاريخ، امروز ساده انگارانه است اگر فكر كنيم روزي هزينه‌ پرداختن در عرصه مطبوعات متوقف خواهد شد چون هنوز كم نيستند آناني كه نگاههاي نامهرباني نسبت به مطبوعات و روزنامه‌نگاران دارند. با نگاهي گذرا به شرايط حاكم كار يك روزنامه‌نگار جهان سومي بسيار از جوامع پيشرفته است چون كشورهاي جهان سومي و از جمله ايران براي خروج از پوسته‌ي سنتي و ورود به عرصه‌ي جديد راه پرفراز و نشيبي در پيش رو دارد و با تاسف بايد گفت اين كشورها هنوز ار فقر اقتصادي رهايي نيافته در دام فقر اطلاعاتي نيز گرفتار گشته‌اند.

 

به نظر نگارنده با توجه به جايگاه ضعيف و متزلزل مطبوعات در ايران، به طور حتم يك روزنامه‌نگار واقعي با آگاهي از وضع موجود پاي به اين عرصه گذاشته است و به عواقب آن نيز انديشيده‌ است و آناني كه آگاهانه حرفه‌ي سخت و پرمشقت روزنامه‌نگاري را انتخاب كرده‌اند، رسالتشان بيش از گروهي است كه جبر زمانه، طمع قدرت و يا چيزهاي ديگر آنها را به اين وادي سوق داده است.

 

درست است كه آزادي مطبوعات نيازمند تمرين بيشتر است و اين تمرين دشوارترين گام است و نيز درست است كه اصحاب مطبوعات دست به عصا راه مي‌روند و مطبوعات، بخصوص مطلوعات محلي در مرز مرگ و زندگي دست و پا مي‌زنند و فقر مالي بر هيئت تحريريه نشريات سايه افكنده است اما اينها نمي‌توانند دلايل قانع كننده‌اي باشند تا دست‌آندكاران مطبوعات براحتي فرافكني كرده و از رسالت خويش غافل گردند. متاسفانه بايد گفت؛ بعضي از همكاران مطبوعات حتي با الفباي مطبوعات هم آشنا نيستند و عدم احساس مسئوليت اجتماعي اين افراد در مقابل جامعه بزرگترين ضربه را بر پيكره ركن چهارم دموكراسي و امر ساخته است.

در يك جمله بايد گفت؛ ما با دستان خويش سيلي مي‌خوريم
  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:59  توسط رضا عبداللهی  | 
اشاره: نطق روز يكشنبه دكتر پيرموذن در خانه ملت واكنش تعدادي از نمايندگان اصولگرا و موافق دولت را برانگيخت. سخنراني نماينده اردبيل، نير و نمين كه در خصوص مطالبات مردم آذربايجان، مسائل سياسي خارجي و داخلي و مباحث اقتصادي بود بارها مورد اعتراض شديد نمايندگان اصولگرا از جمله عطارزاده نماينده بوشهر، رسولينژاد نماينده دماوند و مرتضي تمدن نماينده شهركرد قرار گرفت و تعدادي از نمايندگان اصولگرا و موافق دولت نيز با فرياد زدن دو دو (مخالف) اعتراض خود را نسبت به نطق سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس اعلام كردند و باعث شدن دكتر پيرموذن چندين بار نطق پنج دقيقهاي خود را قطع كند. گسترش دامنه اعتراضات كار را به جايي رساند كه حداد عادل، رئيس مجلس براي كنترل جلسه و آرام كردن فضاي مجلس، مقابل دوستان اصولگراي خود ايستاد و خطاب به نمايندگان معترض گفت: «ما وظيفه داريم آزادي سخنران را تامين كنيم.» اعتراضات اين نمايندگان وقتي به اوج خود رسيد كه دكتر پيرموذن با انتقاد از سياستها و عملكرد دولت نهم به مذاكرهي مستقيم و بازگشت به ديپلماسي منطقي پرداخت. متن كامل نطق پيش از دستور دكتر نورالدين پيرموذن نماينده مردم اردبيل، نير و نمين در روز يكشنبه، بيست و هشتم خرداد ماه بدين شرح است:

 بسم الله الرحمن الرحيم
رب اشرح لي صدري و يسرلي امري واحلل عقده من لساني يفقهوا قولي.
ناله را هر چند ميخواهم كه پنهانش كنم سينه ميگويد كه من تنگ آمدم فرياد كن 29 خرداد سالروز شهادت معلم انقلاب، معلم عشق و ايمان و آگاهي و آزادي و عرفان شهيد دكتر علي شريعتي را گرامي ميداريم. شهادت مهاجر الي الله دكتر شريعتي سند هميشه زنده تاريخي است بر محكوميت جهل و خرافات و زور و زر و تزوير و رسواگر جاودانه ناكثين، قاسطين و البته مارقين. يادش را گرامي، عقيده و آرمانش را با همراهي و همگامي تمامي انسانهاي آزاده پاس ميداريم و به روان پاكش درود ميفرستيم.

قوجا شرقون اوجاقسان،
قوجا بابامنان قاليبسان،
تاريخلرده اوجاليبسان،
قان توكوبسن آد آلوبسان،
آذربايجان آذربايجان

 نقش بارز و تعيين كننده آذربايجان در تاريخ ايران غيرقابل انكار است. حكومت كشور واحد ايران، تشكيل اولين دولت ملي و اولين مجلس شوراي ملي را شاه اسماعيل صفوي بنا نهاد. تاريخ جديد ايران از اردبيل آغاز و نقش اردبيل در تثبيت مذهب شيعه در كشور فراموش نشدني است. تيمور و مغول در پيش شيخصفيالدين اردبيلي زانو زدند. جانفشانيها و رشادتهاي مردم قهرمان آذربايجان در انقلاب مشروطيت و حركتهاي استبداد افكن آنان به رهبري ستارخانها، ثقهالاسلامها و نيز حركت تاريخي مردم تبريز در 29 بهمن 56 به عنوان سنگ بناي 22 بهمن 57 از ذهن تاريخ پاك نخواهد شد. ايثارگريها، دلاوريها و خطشكنيهاي فرزندان آذربايجان در قالب «لشكر 31 عاشورا» در ايام جنگ تحميلي نمونهاي از غيرت، حميت و شجاعت مردم آذربايجان در دفاع از تماميت ارضي ايران ميباشد. اميركبير اصلاحطلب پرورش يافته آذربايجان است. پروين اعتصامي شهريار، علامـه طباطبائي، علامه جعفري، آيت الله مروج، مهـندس بازرگان، دادمان، باكري و … سـتارههاي درخشان عرصهي ادب و علم و دين و مـعرفت آذربايجان و ايرانند. چنين پيشينه درخشان آذربايجان و نقش تاثيرگذار آن در تاريخ، تمدن، تجدد و توسعه كشور عنايت شايستهاي را از دولتها و ثروت ملي ميطلبيد و ميطلبد. اما صد افسوس كه قاطبهي مردم اردبيل و آذربايجان نه تنها چنين توجه و عنايت را احساس نكردهاند بلكه به باورشان همواره با بيمهري، تحقير، توهين، تبعيض و محروميت مواجه شدهاند. مردم آذربايجان و اردبيل سئوالات مهم و مطالبات انبار شده و فروخوردهاي در عرصهي سياست، فرهنگ و اقتصاد دارند كه هنوز پاسخي پيدا نكردهاند.

در اين ميان چاپ كاريكاتور در روزنامه دولتي «ايران»، زخم كهنهي آنان را تازه كرد و جرقه، چاشني و بهانهاي شد بر فرياد مردم آذربايجان بر مطالبات انباشته شده خود. تپيدنهاي دلها ناله شد آهسته آهسته رساتر گر شود اين نالهها فرياد ميگردد در مقابل فرياد رسا، گسترده و معنيدار مردم آذربايجان شايسته بود كه رئيسجمهور محترم به عنوان بالاترين مسئول اجرايي در همان آغاز با عذرخواهي بموقع از مردم آذربايجان (همانند عذرخواهي نخستوزير دانمارك)، از تبعات آتي آن جلوگيري مينمودند كه نشد! و باز هم چون گذشته با فرو كوفتن مطالبات به حق مردم ايام سپري شد. در مقايسه با استانهاي همطراز، سرمايهگذاريهاي لازم در آذربايجان انجام نگرديده است. متوسط درآمد سرانه چهار استان آذرينشين 36 درصد از متوسط درآمد سرانه كشور پائين است.

گراني، تورم، ركود و بيكاري براي مردم زجرآور و چهرهي كريه فقر گسترهي وسيعي يافته و فساد و تبعيض و افسردگي از مظاهر تلخ جامعهي ما گشته است. متاسفانه وعدهها، شعارها و سياستهاي دولت نهم نيز براي كنترل اين نابسامانيها عملاً جز گراني و تورم بيشتر و بهمريختگي قيمتها و فرار سرمايهها ثمره ديگري نداشته است و ظاهراً از پول نفت سر سفرههاي مردم هم خبري نيست! عليرغم گراني روزمره قيمت نفت، صندوق و حساب ذخيره ارزي خالي شده است. دولت نهم در سال همبستگي ملي و مشاركت عمومي، با حذف بيسابقه مديران با تجربه از بدنه اجرايي كشور و سپردن پستهاي كليدي بر مبناي پاداش انتخاباتي و غنيمت حزبي به جناح نانوشتهي اقتدارگرا و زير پا گذاشتن لياقت و شايستگي و توانمندي، بستر و زمينه رشد فرهنگ چاپلوسي، رياكاري و فرصتطلبي را فراهم كرده است كه قطعاً كشور هزينه سنگيني را خواهد پرداخت و آرزوي رسيدن به اهداف چشمانداز بيست ساله سرابي بيش نخواهد بود. سياست خارجي ايران: از مهرماه سال 84، سياست و روابط خارجي با كشورها دستخوش تحولات بسيار مهم، گسترده و عميقي شد و در ظرف مدت كوتاهي پرونده ايران سر از شوراي امنيت سازمان ملل درآورد. توقف مذاكرات هستهاي با اروپا، چالشي شدن روابط ايران و آژانس انرژي اتمي و صدور تندترين قطعنامه عليه ايران توسط شوراي حكام و در نهايت براي اولين بار ايران رسماً به نقض و عدم پايبندي به تعهداتش در زمينه هستهاي متهم شد و مسئلهي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل در صورت عدم عقبنشيني از مواضعش به عنوان يك تصميم در قطعنامه درج و نهايتاً پرونده به شوراي امنيت ارجاع گرديد كه عجبا بعضيها رفتن پرونده به شوراي امنيت را نوعي موفقيت تلقي كردند.

پر واضح است كه تغيير استراتژي حاكم بر سياست خارجي، انتقال از رهيافت با چارچوب فكري اصلاحات يعني تشنجزدائي، پل زدن بين كشورها و گفتگوي تمدنها به يك رهيافت مهاجم، تندرو، تشنجآفرين و برخورد بين كشورها و كوبيدن بر طبل جنگ سرد و گرم و بسته بود كه تداوم آن منجر به منزوي شدن كشور و كشيدن ديوار دور آن خواهد بود. استفاده از ادبيات سياسي تشنجزا و بحران آفرين و طرح نسنجيده، نابهنگام و غيرقابل توجيه مسائلي چون هولوكاست كه هيچ ارتباطي با منافع ملي ما ندارد چنان ترس و وحشت در دنيا را به كمك رسانههاي غربي فراهم آورد كه «حمله به ايران» موضوع اصلي بحث محافل سياسي دنيا شد. از ايران اتمي به عنوان تهديد اصلي امنيت جهاني نام برده شد. نزديك به 11 هزار و 600 مقاله و قريب به چهار ميليون تفسير و تحليل رسانهاي در خصوص حمله به ايران در شش ماه اخير چاپ و منتشر شده است. كشور روزهاي حساس و سرنوشتساز خود را ميگذراند و بيش از هر زمان ديگر نياز به تصميمگيري مبتني بر عقل و خرد جمعي و دور از شعار و احساسات داريم. لازمه عبور از اين بحران سياسي، مشاركت گسترده مردم و همه جريانات سياسي، اعتمادسازي عمومي، داشتن تفكر توسعه يافته و شكست بنبست و انسداد سياسي و نيز سوق دادن نگرش پيكرهي سياسي از گذشتهنگري به آيندهنگري است. گذشته و آيندهي تاريخ كشورهاي موفق دنيا در گرو حل بحرانها و چالشها با شيوههاي مسالمتآميز و گفتگوست و هيچ سلاحي برندهتر از منطق گفتگو در دنياي امروز وجود ندارد. از طرح مذاكرهي مستقيم با آمريكا و برداشتن ديوار بياعتمادي بين دو كشور كه طرح آقاي خاتمي و دكترين دوم خرداد بود هر چند دير اما در نهايت بازگشت به ديپلماسي منطقي و برآورد صحيح و كارشناسي هزينه ـ فايده منافع ملي است. و سخن آخر: شرايط كنوني پيچيده و پيشرفت جهاني مصرانهتر از گذشته، تجديدنظر در ديدگاهها و شيوههاي كهنه درباره مناسبات، مناقشات و گفتگوي تمدنها (و نه برخورد كشورها) را ايجاب ميكند و نميتوان مسائل، مشكلات و چالشهاي امروز و فرداي كشور را با راهحلهاي گذشته پاسخ داد و حوادث دور و نزديك در كشورهاي منطقه نيز نشان داد كه نميتوان با منطق پيشرفت تاريخي مقابله كرد.

هركه نياموخت ز تاريخ پند باز نسنجيده درافتد به بند

  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:58  توسط رضا عبداللهی  | 
خانه آذربايجان با انتخاب اعضاي هيئتمديره در اولين مجمع عمومي رسماً فعاليت خود را آغاز كرد. باشگاه وزارت كار در تهران روز دوشنبه بيست و دوم خرداد به مدت دو ساعت ميزبان 61 نفر از نخبگان و چهرههاي شاخص آذربايجان بود كه از چهار استان آذربايجان (آذربايجان شرقي ـ آذربايجان غربي ـ اردبيل و زنجان) دور هم جمع شده بودند تا با حضور خود اولين و بزرگترين تشكل آذربايجان بنام «خانه آذربايجان» را رسميت بخشند. تركيب اين مجمع را جمعي از استانداران و مديران دولت خاتمي در استانهاي آذربايجان، نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي در دورههاي ششم و هفتم، اساتيد دانشگاه، متخصصين، هنرمندان، سرمايهگذاران بخش خصوصي، روزنامهنگاران، معتمدين شهرها، پزشكان و … تشكيل داده بودند. در اين مجمع هر كدام از كانديداهاي هيئت مديره «خانه آذربايجان» چند دقيقهاي در خصوص اهداف تاسيس «خانه آذربايجان» به ارائه ديدگاههاي خود پرداختند. در پايان اين مجمع براي تعيين اعضاي هيئت مديره و بازرسين رايگيري بعمل آمد كه نتيجه آن بدين شرح است: اعضاي اصلي هيئت مديره: 1ـ دكتر نورالدين پيرموذن از اردبيل (نماينده مردم اردبيل، نير و نمين در مجلس شوراي اسلامي در دورههاي ششم و هفتم مجلس) 2ـ دكتر سبحاناللهي از تبريز (استاندار آذربايجان شرقي در دولت خاتمي) 3ـ مهندس تقيزاده از تبريز (رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجانشرقي) 4ـ دكتر سعيدي از اروميه (معاون سابق مركز آمار ايران) 5ـ مـهندس جميـلي از زنجـان (مـدير بخـش خصوصي) اعضاي علالبدل هيئت مديره: مهندس ميرطاهر موسوي (نماينده مردم تبريز در مجلس ششم و شهردار اسبق اين شهر) دكتر سيد اصفهاني (استاد دانشگاه صنعتي شريف) مهندس قنبري بازرسين اصلي: خانم دكتر بشيري مهندس مهرعليزاده (كانديداي نهمين دوره رياست جمهوري و معاون خاتمي و رئيس سازمان تربيتبدني كشور) اعضاي علالبدل بازرسين: تقي بهرامي نوشهر (مديرعامل كارخانه ذوب آهن اردبيل) مهندس صادقي مجمع به مهرعليزاده راي نداد در اين مـجمع مهـندس مهرعليزاده كه در انتخابات نهمين دوره ريـاست جمهوري راي اول استانهاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي و اردبيل را به خـود اختصاص داده بود. در اين مجمع با كسب 22 راي از حضور در تركيب هيئت مديره خانـه آذربايجـان باز مـاند. اتاق فكر مـحور اصلي سخنرانان مجمع ارزيابي شاخصهاي مختلف توسعه منطقه آذربـايـجان در حوزههـاي فرهنگـي، اقتـصادي و اجتـماعي نسبـت به سـاير نقاط كـشور بود و هـدف از تـاسيس خانه آذربايجـان را تشكـيل اتاق فكر براي نخـبگان و متخصصـان آذربايجاني براي كمك به توسعه اين منطقه اعـلام كـردند.
  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:56  توسط رضا عبداللهی  | 
نويسنده: دنيس مك كوئيل
مترجم: دكتر مهدي منتظر قائم
تلخيص: رضا عبداللهي

 مقدمه: در مورد لزوم شناخت و تعريف مخاطبان هوارد كورتز تعبيري طنزآميز دارد: تفاوت ميان شناخت مخاطب و غفلت ميان كسي است كه با مسلسل به سوي آسمان شليك ميكند؛ به اميد اينكه پرندهاي را شكار كند و كسي كه با تفنگي مجهز به آبگيري از پيش شناخته شده ميرود هدف ميگيرد و پرندهاي را شكار ميكند. رسانهها در پوياترين، زندهترين، و گستردهترين كوشش جهان امروز، همه فنآوري، وقت، هزينه و اعتبار خود را صرف ميكنند تا مخاطبان خود را راضي كنند. ديويد راندال روزنامهنگار و نظريهپرداز انگليسي نوشته است:«رسانه بدون مخاطب به دفترچههاي خاطرات و يادداشتهاي گمشدگان دريا شباهت دارد مضمون اين نوشتهها براي برخي خالي از جاذبه نيست اما به قصد مطالعه همگاني نوشته نميشوند». مخاطب هدف هر كوشش رسانهاي است چه بخواهيم تبليغ بازرگاني كنيم، چه بخواهيم پيامي سياسي را انتقال دهيم و چه قصد جلب كمك و ياري مخاطبان را داشته باشيم و … . مخاطب بايد نخست ترغيب و سپس قانع شود كه رسانه در خصوص علاقه، سياست، خواست و نياز او پيام ميدهد. مخاطب اگر مظنون شود و سپس تعيين كند كه رسانه به خواست او بيتوجه و بيگانه است يا او را فريب ميدهد به پيام آن بيتوجه خواهد شد. در دنياي امروز مطالعه در مورد مخاطبان بخش قابل توجهي از بودجههاي جاري رسانهها را جذب ميكند و مؤسسات با سابقه، با ديد علمي و جدي به اين مقوله ميپردازند. مخاطب: ميتوان گفت مخاطب يكي از عناصر اصلي ارتباط است كه پيام از طرف منبع يا فرستنده براي او ارسال ميشود و بنابراين، نيازها، گرايشها و علايق او نقش مؤثري در شكل، نوع، ساختار و نحوه ارائه پيام دارد. طبقهبندي مخاطبان: يكي از طبقهبنديهاي شايان توجه در امر ارتباطات بخصوص روابط عمومي طبقهبندي گرونيك است كه مخاطبان را به چهار گروه تقسيم ميكند:

1ـ همگان (مخاطب) تمام مسائل، كه در همه مسائل مربوط در گيرند. 2ـ همگان بيتفاوت، درباره همه چيز ارتباط ناچيزي دارند. 3ـ همگان تك مسئله، همگانهاي فعال درباره مسائل كوچك. 4ـ همگان ناگزير، فعال درباره مسئلهاي فراگير كه پوشش رسانهاي در مورد آن گسترده است «مارنتز كوهن» مخاطبان مطلوب را آناني ذكر ميكنند كه نظر ايشان براي سازمان اهميت زيادي دارد. نقش مخاطب در جريان ارتباط: بررسي الگوهاي ارتباطي نشان ميدهد كه تا جنگ جهاني دوم، الگوي قالب در اين زمينه به جريان ارتباط به عنوان (انتقال اطلاعات) مينگريسته است اما پس از جنگ جهاني دوم، نگرش به ارتباط به عنوان (وسيله اقناع) مطرح بود و از سال 1960 به بعد (تأثيرگذاري متقابل) در جريان ارتباط مورد توجه بوده است. در اينجا ديدگاههاي ارتباطي را تحت سه مقوله كلي بررسي مينماييم: الف) ديدگاههاي مبتني بر مخاطب منفعل: در فاصله سالهاي 1900 تا 1930 چنين تصور ميشد كه مخاطب در فراگرد ارتباط موجودي منفعل و محكوم به پذيرش مطلق پيامهاي ارسالي است كه شامل نظريههاي زير است: 1ـ نظريه الگو سازي (يادگيري) اجتماعي: اين نظريه، يك نظريه روانشناسي است كه توسط «آلفرد باند ورا» مطرح شده است بر اساس اين نظريه، اين برنامههاي ارتباطي هستند كه رفتار مخاطب را تعيين ميكنند به شرطي كه الگوهاي ارائه شده متناسب با نيازهاي او و جذاب باشند. 2ـ نظريه وابستگي مخاطبان: طبق اين نظريه، براي ايجاد تغييرات در رفتار مخاطب، بايد در او وابستگي ايجاد كرد، هر چه وابستگي بيشتر شود، تأثيرگذاري بيشتر را به دنبال خواهد داشت. 3ـ نظريه ارتباط گلولهاي: اين نظريه تا سال 1960 رواج داشت. بنابراين نظريه، مخاطبان، هدفي بدون اراده در مقابل تبليغات هستند. هنگامي كه فردي هدف تبليغات موذيانه رسانههاي پر قدرت قرار ميگيرد. احتمالاً تغيير عقيده ميدهد و عوض ميشود، ميتوان گفت كه او تحت كنترل در آمده است و لذا نقش انفعالي دارد، هر پيام مانند يك گلوله به سمت مخاطب شليك ميشود و او را مورد هدف قرار ميدهد. 4ـ نظريه تزريقي: اين نظريه كه سرژچاكوتين بر آن تكيد ميكند، بر مبناي تغييرات رفتاري استوار است و طبق آن، رسانهها به طور مجزا و مستقيم بر مخاطبان اثر ميگذارند و پيام به مخاطب، تزريق ميشود و اثرات خود را خواه ناخواه بر او ميگذارد، طبق اين نظريه تكرار و تاكيد زياد بر روي موضوعات خاص ميتواند، تغييرات رفتاري را به دنبال داشته باشد، اين نظريه براي پيام ارزش زيادي قائل است و براي گيرندگان ارزش قايل نشده است. بايد گفت اين نظريه بر آثار كوتاه مدت پيام بر مخاطب توجه دارد. نه دراز مدت و كاربرد اين نظريه بيشتر در جوامع خودكامه قابل توجه است. چاكوتين در كتاب معروفش راجع به تبليغات آلمان هيتلري و تبليغات گوبلز دست به افشاگري زده و روشهاي او را كه با استفاده از روانشناسي تجربي و روانشناسي اجتماعي بكار ميرفتند بر ملا ساخت. او معتقد است گوبلز با درايت تمام و به منظور القاء يك عقيده استوار همگاني، از محركهاي انگيزشي شديد چون نژاد، جنسيت و يا حتي برتري خانوادگي استفاده ميكرد كه در نتيجه غرايز طبيعي را به انحراف ميكشاند. گوبلز، شعارها و دستوراتش همگي از يك توان شديد در تهييج احساسات برخوردار بودند و اصولاً به استدلال و منطق وقعي نميگذاشت. چاكوتين را ميتوان دنبالهرو افكار گوستاولوبون دانست زيرا هر دو معتقد به اين بودند كه «انسان در جمع بيشتر توسط غرايزش فكر ميكند تا ذهنش». 5ـ نظريه برجستهسازي: اين نظريه كه در سال 1972 توسط «مك كومر» و «شاو» مطرح شد. طبق اين نظريه ارتباط فراگردي است كه طي آن رسانههاي جمعي اهميت سنجي موضوعات مختلف را به مخاطب انتقال ميدهند و هر چند رسانههخا اهميت بيشتري را به موضوع يا رويدادي بدهند، مخاطبان اهميت بيشتري براي آن قائل ميشوند. عبارت «رسانهها به مردم نميگويند كه به چه بينديشندبلكه ميگويند درباره چه بينديشند». جوهره اصلي اين نظريه را تشكيل ميدهد. ب) ديدگاههاي مبتني بر مخاطب فعال و سرسخت: اين مجموعه نظريههات به فعال و سرسخت بودن مخاطب در مقابل پيامهاي ارسالي در فراگرد ارتباط اعتقاد دارد.

1ـ نظريه نياز جويي يا خوشنودي (1970): طبق اين نظريه، مخاطبان، كم و بيش فعالانه دنبال محتوايي هستند كه به نظر ميرسد كه به بيشترين حد خوشنود كننده باشد همچنين نيازها و انگيزهها تعيين كننده است. 2ـ نظريه جريان دو مرحلهاي ارتباطات: اين نظريه كه قبلاً درباره آن صحبت شده است توسط كاتز و لازارسفلد در كتاب «نفوذ شخصي» در سال 1955 مطرح شده است طبق اين نظر اطلاعات بطور مستقيم و از طريق رهبران فكري به مردم ميرسد و آنان اطلاعاتي را كه از طريق رسانهها دريافتهاند مطابق با فهم عوام كه گاهي «پيروان» خوانده ميشوند بيان ميكنند مخاطبان موجوداتي اجتماعي هستند كه با هم ارتباط دارند. كمابيش صاحب نفوذ در برخي زمينهها ميباشند و در جريان ارتباط دست به گزينش مسزنند. 3ـ نظريه چند مرحلهاي ارتباط: در اين نظريه، ويلبر شرام بر اين باور است كه خود رهبران نيز داراي ساخت هستند و پيام رسانهها در بين لايههاي مختلف رهبران رد و بدل ميشود و صرفاً دو مرحاه را براي رسيدن به مخاطب طي نميكند. 4ـ نظريه مخاطب سرسخت: «ريموند بارون» بر اين باور است كه مخاطبان به هيچ وجه حالت انفعالي ندارند و در واقع، آنچه را كه خود از رسانهها ميخواهند و با نيازها و نظرهاي آنان تطبيق ميكند ميگيرند و به ندرت بر اثر تحريك رسانهها تغيير عقيده ميدهند. لذا مخاطب عنصري فعال در فراگرد ارتباط است. او بر اين عقيده است كه ارتباط جمعي نيروي غير قابل مقاومتي نيست كه بتواند بر مخاطبان تسلط يابد. 5ـ نظريه استحكام: اين نظريه توسط دو دانشمند معروف يعني لازارسفلد و بلسون در دهه 1940 ارائه شده است. طبق اين نظريه پيامهاي رسانهاي نميتوانند به تغيير عقيده منجر شوند و تنها در صورتي به استحكام ذهنيت مخاطب كمك ميكنند كه پيام منطبق با ذهنيت وباور او باشد در اين نظريه به عوامل غير ارتباطي مانند سن، شغل و خانواده كه مربوط به مخاطب است براي اثرگذاري پيام بيشتر اهميت داده ميشود. ج) ديدگاههايي مبتني بر مخاطب هوشمند: اين دسته از نظريات ضمن اعتقاد به نقش فعال مخاطب، نقش او را از گزينشگري صرف به تأثيرگذاري بر منبع ارتقاء ميدهند:

 1ـ نظريه ارتباط شبكهاي: اين نظريه بر درك متقابل و سهيم شدن مخاطبان در اطلاعات تأكيد ميكند. طبق اين نظريه ارتباط ممكن است بر منبع تأثير بگذارد، نه بر مخاطب. بنابراين لازم است ويژگيهاي شبكه ارتباطي مثل پيوستگي، تنوع، باز بودن و يكپارچگي بررسي شوند و آنچه كه مهم است توجه به تفاهم و توافق بين منبع و مخاطب است. 2ـ نظريه كنش ارتباطي: يورگن هابرماس، فيلسوف مشهور آلماني با طرح اين نظريه اعتقاد دارد كه كنش به دو نوع «ابزاري و ارتباطي» تقسيم ميشوند، كنش ارتباطي از ديد هابرماس در پي تحقق تفاهم و همراهي است و گفتوگو در مركز كنش ارتباطي قرار ميگيرد و هدف آن وصول تفاهم دو طرفه از طريق توافق و اجماع عقلاني است كه به واسطه امكان ايجاد ارتباط و گفتمان، فارغ از فشار بيروني و ترس و تهديد بوجود ميآيد در اين نوع عقلانيت، مبناي رابطه تلاش دو طرفه براي اقناع يگديگر است و هدف رسيدن به همدلي است. ] 3ـ نظريه تئاتر مباحثهاي «بوال» در سال 1989 در كتاب تئاتر ستمديدگان ميگويد: تفكر ارسطويي با ايجاد فاصله بين نقشآفرينان و مخاطبان، به ارتباط يك سويه ميانديشد. به نظر او تفكر ارسطويي، به دنبال انتقال يك طرفه پيام به مخاطبان منفعل است، در حالي كه «بوال» در نظريه تئاتر مباحثهاي به دنبال آن است كه هم منبع و هم مخاطب نقشآفريني و ارتباط متقابل و تعامل داشته باشند. 4ـ نظريه ارتباط دو سويه و همسنگ: گرونيك و هانت با بررسي الگوهاي روابط عمومي و ارتباطات الگوي فوق را به عنوان الگوي برتر و آرماني انتخاب ميكنند كه قبلاً درباره آن صحبت شد. در نهايت ميتواتنم يادآور شد كه امروزه عصر منفعل پنداري مخاطب سرآمده است و قصه رسانهها مخاطب، رسيدن به تفاهم، همدلي و تأثيرپذيري از جانب او ميباشد.

  نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:54  توسط رضا عبداللهی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM