گروه دانشجویان ارتباطات واحد علوم و تحقیقات |
ارسال پيام براي افراد در آينده چيزي است که مردم هميشه خواهان آن بوده اند. در واقع خوش بيني و اميد به آينده است که فلسفه اصلي اين کار را تشکيل مي دهد. سايت futureme.org يك سايت مفيد اينترنتي است که به مردم امکان مي دهد براي خودشان يا هر شخص ديگري در آينده ايميل بفرستند. اين نوع نامه ها که از چند ماه تا چند سال بعد به دست گيرنده مي رسند، مي توانند کاربردهاي گوناگوني داشته باشند. زنده کردن حس مسووليت در فرد، کمک کردن به برنامه ريزي براي زندگي، به يادآوردن خاطرات و احساسات گذشته. اگر به اين سايت مراجعه کنيد، خواهيد ديد مي توانيد پيام خود را به گونه اي تنظيم کنيد که آن را همين فردا يا 30 سال ديگر دريافت کنيد. .
بد نيست بدانيد تاکنون بيش از 112 هزار پيام براي سایت Futureme نوشته شده و بسياري از نويسندگان مشخصات واقعي خود را هم اعلام کرده اند. به هر حال بد نيست شما هم سري به اين سايت بزنيد و براي خودتان يا هر کس ديگري در آينده ايميل ارسال کنيد. بيشتر
به گزارش مهر به نقل از روزنامه القدس العربی، روزنامه یدیعوت آحارونت مدعی شد که هم زمان با اعزام یکی از خبرنگاران خود به عربستان برای پوشش سفر رییس جمهوری امریکا، دفتر موقت این روزنامه در این کشور گشایش یافت. این روزنامه در ادامه با مطلبی تحت عنوان "یک زن اسراییلی در سرزمین صلح"، تصویری از وی را نیز در این روزنامه منتشر کرد.
"اولی ازولای"، خبرنگار روزنامه یدیعوت آحارونت درباره ورود خود به عربستان می گوید: بعد از فرود هواپیما به فرودگاه بین المللی ریاض، نماينده وزارت اطلاع رساني عربستان به من كارت خبرنگار رسمي عربستان را داد و هنگامي كه وارد اتاق مطبوعات شدم، ناگهان با تابلويي رو به رو شدم كه بر آن به زبان انگليسي نوشته شده بود: روزنامه ي يديعوت آحارونت.
درادامه اين گزارش آمده است كه خبر ورود يك خبرنگار اسراييلي به رياض كنجكاوي همه گان را برانگيخت به طوري كه بعد از گذشت مدت كمي، سه نماينده از تلويزيون رسمي عربستان از وي خواستند تا با شركت در يك برنامه زنده سياسي در تلويزيون موافقت كند و وي نيز اين پيشنهاد را پذيرفت.
اين روزنامه نگار اسراييلي در ادامه ادعا مي كند: نماينده وزارت اطلاع رساني عربستان كه در سالن هتل منتظر بود، به وي گفت: اميدوار است كه اين بار بين اسراييل و همه كشورهاي عربي صلح برقرار شود!!
آیا ممکن است روزی فرا برسد که افراد مغز خود را مستقیما به اینترنت متصل کنند یا از تراشه ها و پردازنده های رایانه ای برای افزودن بر توانایی های ذهنی خود استفاده کنند؟ در یک نظر سنجی جالب از ۱۰هزار شهروند آمریکایی پرسیده شد که اگر امکان پیوند بی خطر وسیله ای به مغز ممکن باشد که اجازه دسترسی مستقیم ذهنی به اینترنت را بدهد، حاضر به امتحان آن هستند یا نه؟ ۱۱درصد پاسخ دهندگان گفته بودند که بسیار مشتاق چنین کاری هستند یا چنین چیزی را بسیار دوست دارند، اما ببینیم اصلا داستان از کجا آغاز شده و آگاهان و کارشناسان چه پیش بینی هایی در مورد عملی بودن یا کاربرد پیوندهای مغزی و دسترسی ذهنی به اینترنت انجام داده اند؟
تحقیق روی یک مرد ۲۶ساله فلج از هر ۴ اندام به نام متیو ناگل انجام شد. در این طرح، یک پیوند مغزی با اندازه ای کوچک تر از یک قرص آسپرین، در مغز ناگل جاسازی شد، ناگل کم کم یاد گرفت چطور با کنترل مغزی، نشانگر را روی صفحه اینترنت حرکت دهد، بازی های ساده انجام دهد، یک بازوی روبوتیک را تکان دهد و با کنترل از راه دور تلویزیون را کنترل کند. او همه این کارها را در زمانی کمتر از نصب یک ویندوز روی کامپیوتر یاد گرفت.
ولی تنها هدف دانشمندان، تخفیف بیماری های مغزی بیماران نیست، آنها قصد دارند بیماران را قادر سازند با کنترل ذهنی از وسایل الکترونیکی استفاده کنند. در حال حاضر این افراد با استفاده از فناوری می توانند در هر دقیقه، ۱۵ کلمه تایپ کنند، تقریبا نصف کلماتی که یک فرد عادی در هر دفیقه می تواند با دست بنویسد.
درسال۲۰۰۴، پروفسور تئودور برگر،یک تراشه قابل پیوند را ساخت که از عملکرد هیپوکامپ مغز، تقلید می کرد. هیپوکامپ منطقه ای از مغز است که در فرایند حافظه موثر است. این تراشه در صورت تکمیل می تواند به افرادی که به علت آسیب هیپوکامپ قادر به خاطر سپردن خاطرات جدید نیستند، کمک کند. ولی آیا یک فرد سالم هم به اندازه یک فرد بیمار فلج علاقه مند پیوند زدن یک تراشه به مغزش خواهد بود؟ البته شاید در آینده اصلا نیازی به پیوند زدن این تراشه ها در داخل حفره جمجمه نباشد.
فناوری رمزگشایی مغزی، فناوری است که به سرعت پیشرفت می کند. ۳سال پیش، شرکت سونی، ابزاری برای بازی ساخت که داده ها را مستقیما و بدون نیاز به هیچگونه پیوند، مستقیما به مغز می رساند. در این فناوری از سیگنال هایی برای القای حس های بویایی، شنوایی و دیداری استفاده شده بود. همچنین وسیله ای ساخته شد که تنها با تماس پوستی و بدون نیاز به پیوند و تنها با خواندن امواج مغزی، افراد ناتوان را قادر به ارتباط با هم می کرد. بنابراین می توانیم امیدوار باشیم که به زودی بتوانیم همه ماشین ها را با ذهنمان کنترل کنیم.
اما چنین طرح بلندپروازانه ای، نه پایانی بر آرزوهای آدمی است و نه آغازی بر این پایان است، شاید بتوانیم آن را پایان یک آغاز بدانیم! چرا که می توانیم به یاری چنین فناوری امکان تله پاتی شبکه ای رافراهم سازیم، نوعی انتقال بلادرنگ افکار که می تواند شما را قادر کند افکارتان را مستقیما به ذهن هر شخص دیگری منتقل کنید
دوره دکترای تخصصی ارتباطات سلامت «health communication» در صورت تصويب شوراي گسترش وزارت بهداشت، در دانشگاه شهيد بهشتي ايجاد مي شود... ۲ تا ۳ دهه از عمر رشته ارتباطات در دنيا مي گذرد. در گذشته اين رشته نگاه اقتصاد محور داشت ولي در دهه اخير با تغيير رفتار مردم و نگرش آن ها، به نقش ارتباطات در نظام سلامت توجه ويژه شد.
رشته ي "ارتباطات سلامت" درواقع رشته بين شاخه اي، ميان رشته هاي علوم پزشكي، علوم انساني و تجربي بوده و پايه هاي بسيار مهم اين رشته، جامعه شناسي، علوم جامعه شناختي، اقتصاد سلامت، ارتباطات و به ويژه ژورناليسم پزشكي است.
رسانه ها در انتقال مفاهيم بهداشتي، نقش به سزايي داشته و در جامعه ما بسيار تأثير گذارند، بنابراين بايد از طريق رسانه ها سطح سواد سلامت مردم را افزايش داده و به اين رشته با محور "پيش گيري، الويت بر درمان" نگاه شود. در همين راستا، براساس پروژه انجام شده در مورد چگونگي اطلاع يافتن از بيماري هاي ايدز حدود ۷۵ درصد مردم مورد بررسي شهر تهران از طريق صدا و سيما به اين اطلاعات دست يافتند كه نشان دهنده نقش مهم رسانه هاي ملي در اطلاع رساني نظام سلامت است.
قابل توجه دوستاني كه تصميم دارند در آزمون دكتري شركت كنند. >>>
روزنامه گاردين در شماره ۵ ژانويه خود اسامي ۵۰ نفري را كه مي توانند كره زمين را از خطرات زيست محيطي نجات دهند، اعلام كرد كه در ميان اين اسامي نام دكتر معصومه ابتكار،معاون رييس جمهوري سابق ايران نيز ديده مي شود.
گاردين افزود: چه كساني مي توانند تغييرات لازم را ايجاد كنند و راه حل هاي انقلابي ارايه دهند؟ ما مي توانيم روش زندگي مان را تغيير دهيم ولي اين كافي نيست و بايد سياست مداراني را بيابيم كه بتوانند جامعه و صنعت را وادار به تغيير كنند.
اين روزنامه با انتخاب هيات داوراني متشكل از افراد كليدي در گفت و گوهاي جهاني زيست محيطي مانند: پاپ واتسن دانشمند برجسته بانك جهاني، ماندا شيوا فيزيك دان و اكولوژيست برجسته هندي، وانگاري ماتاي برنده كنيايي جايزه نوبل و لب اولد رييس صلح سبز بين الملل از ايشان درخواست كرد تا فهرستي ۵۰ نفره از افرادي كه توانايي نجات كره زمين را از تخريب و نابودي دارند معرفي كنند. هم چنين خبرنگاران علوم محيط زيست و اقتصاد گاردين نيز طي جلساتي افراد پيشنهادي خود را معرفي كردند تا اين فهرست به طور دقيق تري به معرفي قهرمانان سبز مبادرت ورزد؛ و بالاخره به فهرستي از افراد رسيدند كه در بين آنها ۱۹ مليت وجود دارد و اكثرشان داراي پيشينه علمي و تخصصي هستند.
در اين فهرست در كنار نام دكتر معصومه ابتكار، معاون رييسجمهوري سابق ايران و قهرمان زمين ملل متحد ۲۰۰۶، اسامي افرادي چون آنجلا مرکل، نخست وزير آلمان، الگور، معاون رييس جمهور سابق امريکا، کن ليوينگستون، شهردار لندن و... نيز به چشم مي خورد.
گاردين با اعلام نام اين ۵۰ نفر آن ها را نمونه هايي از درياي بزرگ انسان هايي قلمداد مي كند كه عامل ايجاد يك انقلاب عظيم علمي و اجتماعي خواهند بود و به ما در آستانه ورود به سال ۲۰۰۸ ميلادي اميد مي بخشند. اصل خبر
نشانه های غیرکلامی در ارتباطات میان فردی بسیار مهم بوده و نقش آن در بسیاری از موارد در انتقال معنی از فردی به فرد دیگر حیاتی است. به این ترتیب، چنان که برخی از صاحب نظران معتقدند، عبارت «آنچه می گویید نسبت به آن گونه که می گویید از اهمیت کم تری برخوردار است.»، به نظر می رسد که صحیح بوده و برای کسانی که علاقه مند به ارتباطات موثرتری هستند، همواره قابل توجه بوده است.... در این جا به نمونه ای جالب و واقعی(برگرفته از روزنامه ی سلامت) اشاره می شود که نشان از اهمیت و تأثیر ارتباطات غیرکلامی دارد.
بسیاری از مردم کتاب "شازده کوچولو" اثر اگزوپری را می شناسند اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی ها جنگید و کشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید. او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به نام "لبخند" گردآوری کرده است. در یکی از خاطرات اش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند. او که از روی رفتار خشونت آمیز نگهبان ها حدس زده بود که روز بعد اعدام اش خواهند کرد، می نویسد: "مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل به شدت نگران بودم. جیب هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آن ها که حسابی لباس هایم را گشته بودند در رفته باشد. یکی را پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لب هایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم. از میان نرده ها به زندان بانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آن جا ایستاده بود. فریاد زدم: هی رفیق کبریت داری؟ به من نگاه کرد، شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیک تر که آمد و کبریت اش را روشن کرد، بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله ی بین دل های ما را پر کرد. می دانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمی خواهد... ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لب های او هم لبخند شکفت. سیگار را روشن کرد ولی نرفت همان جا ایستاد. مستقیم در چشم هایم نگاه کرد و لبخند زد. من حالا با علم به این که او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود. پرسید: بچه داری؟ با دست های لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: آره ایناهاش. او هم عکس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی که برای آن ها داشت برایم صحبت کرد. اشک به چشم هایم هجوم آورد. گفتم می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم که بچه هایم چطور بزرگ می شوند. چشم های او هم پر از اشک شدند. ناگهان بی آن که حرفی بزند قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا به بیرون زندان و جاده پشتی آن که به شهر منتهی می شد هدایت کرد. نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آن که کلمه ای حرف بزند... یک لبخند زندگی مرا نجات داد..."
مدتی است که نوه ی جهان پهلوان تختی هم وبلاگ نویس شده، او خود را این طور معرفی می کند "من غلامرضا هستم و کلاس پنجم هستم و می خواهم با همه دوست شوم" ..... با هم مطلبی را که وی به مناسبت سالگرد پدربزرگ اش نوشته می خوانیم.
دیروز سالگرد پدر بزرگم بود و ما نبودیم. آن سالهایی که بودیم مامانم و بابام شیر و موز می اوردن مدرسه.بعد از مدرسه هم من و مامانم می رفتیم خانه ی مادربزرگم و صبر میکردیم تا شب که بابام بیاد از ابن بابویه و حسینه ارشاد ...تلویزیون روشن بود اما پدرم را نشان نمی دادند این بود که همه خیال میکردند بابام نرفته ما محبور بودیم به تلفنها جواب بدهیم و بگوئیم که بابام انجا بود بعد همه فهمیدند که چرا بابام را نشان نمی دهند با اینکه او از همه بلند تر و پر زورتر و قشنگ تر است و تازه فرزند جهان پهلوان هم هست ...
من این جاکه امدم به مادرم گفتم هیچ کس مرا نمی شناسد و من چطور بروم مدرسه تو ایران همه می دانستند من کی هستم اما این جا چه کسی می فهمد مادرم گفت چه بهتر خودت باید کاری کنی که همه تورا بشناسند این بود که درس خواندم خیلی، تو زبان انگلیسی اول شدم بین دانش اموزان امریکایی توی سه کلاس ریاضی اول شدم و توی چهارکلاس علوم اول شدم و خیلی جایزه گرفتم تازه به خاطر اینکه به یک بچه چینی کمک کردم کارت مخصوص به من دادند و تازه انوقت بود که فهمیدم من هم کمی خوب هستم ..بعد یکی از معلم ها به من گفت در باره شب یلدا کار کنم تحقیق کنم کردم دیدم چقدر قشنگ است شب یلدا همان وقت دلم می خواست بیایم ایران اما مادرم همین جا شب یلداگرفت و خلاصه بعد از این تحقیق معلمم جلو همه به من گفت تو با آن قهرمان ایرانی که توی اینترنت اسمش پر است چه نسبتی داری ...گفتم نوه او هستم همه برگشتن به من نگاه کردند واز ان روز کارم سه برابر شده یکی برای خودم درس می خوانم یکی هم برای اینکه نگویند نوه جهان پهلوان چیزی سرش نمی شود .
برف در اسطورههاي ايراني پديدهاي خجسته، باشگون و اهورايي شمرده مي شود. هرچند از پديده هايي است كه با سرما در پيوند بوده که در چشم ايرانيان آن زمان، اهريمني به حساب مي آمد. اين خجسته گي برف به رنگ سپيد آن باز مي گردد؛ چرا كه سپيدي در نمادشناسي ايراني، هميشه نشانه ي فرخنده اي بوده است. يك كاركرد برجسته نمادشناختي برف، در داستان كيخسرو ديده مي شود. كيخسرو پادشاهي ايراني است و زماني كه به بزرگ ترين موفقيت خود دست پيدا مي كند كه همان دربند كردن و كشتن افراسياب است، ناگهان پادشاهي را رها كرده، به پارسايي و پرهيزگاري روي مي آورد؛ كه اين گذشتن از جهان خاكي و روي آوردن به جهان معنا، به اين صورت در داستان آمده كه كيخسرو با چند نفر از پهلوانان نام دار ايراني به كوهي مي رسند، وي از همراهان خود جدا شده و در ميان برف از ديده ناپديد مي شود. درواقع آخرين پيوند كيخسرو با جهان پست در برف اتفاق مي افتد. به عبارتي كيخسرو با گذشتن از برف و پنهان شدن در آن، به جهان ديگر كه جهان جاويد است، مي رسد. متن كامل داستان برف را، با ادبيات خاص ميرجلال الدين كزازي مي توانيد در اينجا بخوانيد.
دكتر شيرين احمدنيا يكي از استادان جوان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي است. سال گذشته وبلاگ او (از زندگی) يكي از پرمخاطب ترين وبلاگهاي ايراني در داخل ايران بود... چندی پیش٬ بنیاد باران "۱۰ توصیه به جامعه ایرانی" را از دیدگاه متخصصان و صاحب نظران در حوزه های گوناگون جویا شد که در این میان به نظر می رسد توصیه های دکتر احمدنیا از جنبه ارتباطی (در سطوح مختلف درون فردی٬ میان فردی و اجتماعی) بسیار قابل تامل باشد که شما را به خواندن آن دعوت می کنم:
این ها ایده های من است. ایده آلی بودن یا شعارگونه شدن شان مانع از این نمی شود که به آن ها اعتقاد داشته باشم!
1- آزادی رای و نظر و اندیشه را پاس بداریم. بگذاریم که ذهن ها در فضایی آزاد نفس بکشند! ذهن های خود را از قفس هایی که خود را در آن زندانی کرده ایم آزاد کنیم و اجازه دهیم آنها هم که قفس هایشان را شکسته اند نفسی بکشند! هوای تازه شان را با برچسب زنی های ناروا و تنگ نظرانه آلوده نکنیم.
2- دوست داشتن را جدی بگیریم. دوست داشتن نیازی اولیه است مانند هوا برای زنده ماندن؛ به دوست داشتن و دوست داشته شدن محتاجیم. دایره ی دوستان و دوستی هایمان را نیز گسترش دهیم به خیلی فراتر از آنچه بتوانیم تصورش را بکنیم.
3- از گذشته مان غافل نشویم اما در آن درجا نزنیم یا اسیر آن باقی نمانیم. همه اشتباه کرده ایم و می کنیم. اما اشتباه کردن حق ماست و درس گرفتن از اشتباهات نیز شاید مناسبترین چاره ی ما باشد.
4- ما در این جهان تنها نیستیم. ما و ایشان، انسان های جامعه بشری را تشکیل می دهیم با میراث مشترک فرهنگی! نگذاریم مرزهای جغرافیایی که محصول منازعات تاریخی است بین ما و مابقی بشریت فاصله ایجاد کند. یگانگی مان با ایشان را بنا به "بنی آدم اعضای یک پیکرند" از یاد نبریم.
5- تلاش کنیم تا فراگیری و آموزش و آگاهی هدف اولیه و همیشگی مان باشد. به خواندن، و دریافتن و گفت و گو مشتاق باشیم و در این راه از مهمترین ابزار یعنی تمرین تحمل، مدارا، و انصاف در برابر نظر و سخن مخالف بهره بگیریم. همیشه قرار نیست در نهایت همه یکسان بیاندیشیم. تنوع افکار و عقاید از ایزار پیشرفت است نه ترمزی بر آن! تعصب، مانع شناخت و تغییر و اصلاح می شود!
6- همیشه منتظر نباشیم ببینیم پیشینیان چه گفته اند تا دنباله روی کنیم. چه بسا لازم باشد خودمان فکر کنیم، عقل و خلاقیت مان را به کار بندیم و طرحی نو در اندازیم. برای این که گاه گاهی هم خودمان پیشگام و راهنما باشیم نیاز داریم تا به رای خودمان اعتماد و اتکا داشته باشیم! اعنماد به نفس را در خودمان و اطرافیان مان تقویت کنیم و از ایده های خوب دیگران قدردانی و استقبال کنیم.
7- در تعامل مان با دیگران بر وجوه اشتراک مان تاکید و تمرکز کنیم نه وجوه افتراق مان تا زمینه ی همکاری و همدلی بیشتر فراهم آید! نابرابری هایی که موجب فاصله و دشمنی میشود را به حداقل برسانیم. امتیازات را با عدل و انصاف توزیع کنیم!
8- ...
9- ...
10- ...
دکترمحسنيان راد در همايش نقش رسانه در انعكاس بحرانهاي شهري و اجتماعي، مهمترين ويژگيهاي بلاياي طبيعي را تأثير بر ساختارهاي اجتماعي، بروز اختلال در كاركردها و به همريختگي در نهادهاي اجتماعي دانسته و افزود: هر چقدر وظيفه ديدهباني رسانهها از عملكرد منابع قدرت به انحاي مختلف سلب شود، نظارت اجتماعي و حساسيت آن براي بهبود ساختارها كاهش مييابد.
او افزود: رسانهها باید ديدهبان عملكرد سازمانهاي جامعه باشند و بررسي كنند كه كدام سازمان كارش را درست انجام نميدهد و با مشاركت مردم به بهبود وضعيت كمك كنند. او وظيفه رسانهها را هنگام وقوع بلاياي طبيعي آگاه كردن مردم از راههاي صحيح مبتني بر دروازهباني مسئولانه خوانده و با انتقاد از عملكرد صدا و سيما به هنگام وقوع زمينلرزه بم گفت: صدا و سيما به هنگام وقوع زمينلرزه بم با انتشار پي در پي آمار كشتهشدگان و تحريك حس سوگواري مردم و تكرار شيوه سوگواري دهه عاشورا به تحريك عواطف مردم پرداخت.
به گفته اين استاد ارتباطات نتيجه اطلاعرساني و سوگواري تلويزيون پس از زمينلرزه بم، بسته شدن راههاي زميني منتهي به بم بود.به اين دليل كه مردم پس از تحريك عواطفشان با هر وسيله نقليهاي كه در اختيار داشتند به سوي بم راه افتادند، در نتيجه جادهها مسدود شد و نيروهاي امدادي نميتوانستند از راههاي زميني خود را به بم برسانند.
او معتقد است: پس از واقعه بم گزارشهايي كه تهيه شد با آنچه ادعا شده بود مغاير بود و در واقع جاي پيگيري وعدههاي مسئولان در اين گزارشها خالي است حال آنكه مردم براي رسيدن به شرايط بهتر نيازمند پيگيري رسانهها در وعدههاي مسئولان هستند.
تاثير فناوري هاي نوين ارتباطي بر زندگي افراد جامعه در سطوح مختلف از کودک و نوجوان و جوان و ميانسال کاملا قابل مشاهده است و همچنين اين تاثير بر حوزه هاي آموزشي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و... و تقريبا بدون استثنا در تمامي حوزه هاي دانش بشري به قدري زياد بوده که توانسته بحث ها و تحقيقات و رشته هاي جديدي را به وجود آورد. تمام اين اتفاقات در دهه گذشته شروع شده و بر حسب تجارب فناوري هاي نوين ارتباطي و تاثير آن بر جوامع، ما شاهد تحولات عظيم تر و شگفت تري نيز خواهيم بود.آنچه در جامعه شناسي به آن life style مي گوييم، هم از ديدگاه جامعه شناسي، هم مطالعات فرهنگي، هم ارتباطات و هم روان شناسي قابل مطالعه و بررسي است و حوزه آن بقدري گسترده است که تمام رفتارها، افکار و روابط انساني و اجتماعي را شامل مي شود. تاثير رسانه ها از جمله اينترنت به عنوان يک فناوري ارتباطي نوين و فراگير بر شيوه زندگي افراد قابل مطالعه است.....
آنچه خواندید بخشی از مصاحبه ی استاد دکتر سیدوحید عقیلی بود درباره ی «تاثیر رسانه ها به خصوص اینترنت بر سبک زندگی کاربران». متن کامل این مصاحبه ی خواندنی را می توانید در اینجا ملاحظه بفرمایید.
شهرام ناظري آخرين كنسرت خود را در سال مولانا در قونيه برپا كرد. در كنار اجراي كنسرت ناظري، آسين چلبي (نواده شانزدهم پسري مولانا) هم شنبه شب گذشته نشان طلايي بارگاه مولانا را بر سينه ناظري چسباند. ناظري بعد از دريافت اين نشان به عنوان رئيس افتخاري مركز مولانا پژوهي وابسته به دانشگاه سلجوق در ايران معرفي شد. در اين ميان لسآنجلستايمز هم در فهرستي به معرفي بهترينهاي موسيقي جهان در سال 2007 پرداخت و نكته جالب وجود نام شهرام ناظري و پسرش حافظ در اين فهرست بود. بیشتر
جام جم آنلاين: شرکت تلفن همراه ژاپني NTT DoCoMo روز دوشنبه 10 دسامبر تلفن هاي همراه جديد خود را که ويژه کودکان طراحي شده است به بازار عرضه کرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه ، اين تلفن هاي همراه مجهز به آژير، پايگاه هاي اينترنتي مناسب کودکان، سيستم جي پي اس، کتاب مصور و جزوه اي درباره مهارت هاي استفاده درست از تلفن همراه است.
تلفن همراه کودکان از نظر ظاهر شباهت زيادي با نمونه هاي بزرگسالان دارد. در طراحي اين تلفن همراه تلاش شده است ذهنيت والدين را درباره اين که تلفن همراه يک هزینه اضافي است را تغيير داده و آنها را درباره مفيد بودن، آموزشي و مطمئن بودن تلفن همراه متقاعد کند. با اين تلفن همراه والدين به خوبي مي توانند از محلي که کودکشان در آنجا است اطلاع يافته و در صورتي که او در معرض خطر باشد به کمکش بروند.
شرکت NTT DoCoMo نخستين تلفن کودکان را با خدمات ويژه در مارس 2006 به بازارعرضه کرد که نزديک به 500 هزار خانواده ژاپني آن را خريداري کردند.
توسعه وسايل ارتباطات جمعي و فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات، در سالهاي اخير، به شهروندان امكان داده است كه در توليد روزنامهنگاران مشاركت كنند. به اين ترتيب نوع تازهاي از روزنامهنگاري با عنوان روزنامهنگاري شهروندي پديد آمده است. روزنامهنگاري شهروندي، بهنوبه خود، باعث تحول چشمگيري در محتوا و شكل ارائه خبرها و گزارشها شده فشار مثبتي را بر تحريريهها وارد آورده است تا بيش از پيش به پيگيري و پوشش اخبار و رويدادها بپردازند.
«استيو آتينگ» در مطالعه خود به بررسي 11 لايه و سطح روزنامهنگاري شهروندي پرداخته است كه فشردهاي از آن را با ترجمه دکتر نمک دوست در اینجا ميخوانيد.

يك ايتاليايي متخصص كامپيوتر مدعي شده است، با يافتن نت هاي موسيقي رمزگذاري شده در شاهكار "شام آخر" لئوناردو داوينچي، كد داوينچي واقعي را شناسايي كرده است. جوواني ماريا پالا، متخصص كامپيوتر درباره يافته اش اعلام كرده است: داوينچي در تابلوي نقاشي "شام آخر" نشانه هايي براي يك اثر موسيقي ۴۰ ثانيه اي به جا گذاشته است.
وي اظهار كرده است: هر يك از قرص هاي نان در اين تابلو، نماد يك نت است كه مجموعا صدايي چون "يك دعاي آمرزش" را توليد مي كند. ماريا پالا معتقد است با كشيده پنج خط حامل موسيقي در اين تابلو، قرص هاي نان روي ميز و دستان مسيح و حواريون هر كدام نماد يك نت موسيقي مي شوند. او به شبكه خبري بي بي سي گفته است، بر اساس سبك نوشتاري كتاب داوينچي، وقتي آنچه به دست آمده را از راست به چپ بخوانيم، اين نت ها از لحاظ موسيقي معنا پيدا مي كنند. نتيجه به دست آمده تسبيح خداوند به مدت ۴۰ ثانيه خواهد بود.
الساندرو تزوسي، رييس موزه داوينچي در توسكاني اين نظريه را معقول و باور كردني دانسته است.
منبع: روزنامه زمان
يورگن هابرماس از شناختهشده ترين چهرهها در دنياي فلسفه و جامعهشناسي است. نام او با مكتب فكري فرانكفورت پيوند خورده و ميتوان او را تنها بازمانده اين مكتب دانست. هابرماس با وجود اين كه دوران بازنشستگي خود را ميگذراند، همچنان به رسالت روشنفكري خود متعهد است و در مواجهه با تحولات بزرگ جهان اعلام موضع ميكند. نظير اين تحولات، جنگهاي ساليان اخير است كه منجر به سقوط حكومتهاي ميلوشويچ در بالكان و طالبان و صدام حسين در آسيا شدهاست. هابرماس تا آنجا پيش رفت كه با رقيب ديرينه خود ژاك دريدا متحد شود و پس از چندين دهه انتقاد از يكديگر مانيفست مشتركي منتشر كنند. شرح اين اتحاد با ژاك دريدا و مواضع يورگن هابرماس درباره جنگهاي اخير را در اين گفتوگو ميخوانيد.
چنان که از گزارش ها برمی آید این بازی به عنوان بخشی از بازی جنگی معروف ویدئویی موسوم به "ضد حمله" طراحی شده است که به چگونگی بمب گذاری در یک نفت کش آمریکایی در خلیج فارس و در دهانه تنگه هرمز می پردازد. به نظر می رسد این بازی قرار است پاسخی به بازی معروف"حمله به ایران" شرکت آمریکایی کما وار باشد که سال گذشته بر روی اینترنت عرضه شد.
شبکه تلویزیونی ABC آمریکا ضمن اشاره به عرضه این بازی توسط یک موسسه دولتی ایرانی آن را نبردی در عرصه بازیهای کامپیوتری می خواند.
بازیهای کامپیوتری علاوه بر تبلیغات سیاسی برای آموزش نیز به کار می روند: "ارتش آمریکا هم اکنون از بازی Full Spectrum Warrior برای آموزش نیروهایش در عراق استفاده می کند."
بازی"ارتش آمریکا" نیز که برای سرباز گیری طراحی شده است، تاکنون توسط بیش از ده میلیون نفر دانلود شده است.
اوريانا فالاچي، معروفترين خبرنگار ايتاليايي كه به دليل فعاليتهاي روزنامهنگاري جهانياش مشهور است، امروز (جمعه) در سن 77 سالگي درگذشت.

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري رويتر، فالاچي كه در شهر زادگاهش، فلورانس، درگذشت، هفت سال بود كه از بيماري سرطان رنج ميبرد.وي از جمله خبرنگاراني بود كه توانست در قرن بيستم با بسياري از شخصيتهاي سياسي مشهور جهان همچون ياسر عرفات، رهبر فقيد تشكيلات خودگردان فلسطين، گلدا مير، نخست وزير پيشين اسراييل، هنري كيسينجر، وزير خارجه سابق آمريكا، امام خميني (ره)، رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران، لخ والسا، رهبر جنبشهاي كارگري لهستان، آريل شارون، نخست وزير سابق اسراييل، معمر قذافي، رهبر ليبي و محمدرضا پهلوي مخلوع گفتوگو كند.وي به عنوان خبرنگار جنگي در جنگ ويتنام شركت داشت و فعاليتهاي خود را با پيوستن به جنبش مقاومت ضد فاشيستي در ايتاليا در طول جنگ جهاني دوم آغاز كرد.
فالاچي در 29 ژوئن 1929 در فلورانس به دنيا آمد و در عرصه روزنامهنگاري و نويسندگي فعاليت داشت. از جمله كتابهاي وي ميتوان به هفت گناه هاليوود (1958)، پنلوپه در جنگ (1962)، مصاحبه با تاريخ (۱۹۷۶) و نامهاي به كودكي كه هرگز زاده نشد، اشاره كرد.
وي پس از 11 سپتامبر 2001 اتهاماتي را عليه اسلام و مسلمانان وارد كرد كه اين امر اعتراض گستردهي مسلمانان را در پي داشت و به دليل همين اتهامات بود كه محاكمههاي عليه وي ترتيب داده شد.
عطر سنبل، عطر كاج
(از پرفروشترين كتابهاي آمريكا كه جوايز متعددي كسب كرده است)
نويسنده: فیروزه جزایری دوما

كتاب طنز عطر سنبل، عطر كاج * در فقدان طويلالمدت اين ژانر ادبي در ايران نويدي است خوش براي دوستداران رمانهاي طنز فارسي. نويسنده كه در سال 1972 به همراه خانوادهاش به آمريكا مهاجرت كرده هدف خود را از نگارش كتاب، بيان حوادث زندگياش ميداند تا فرزندانش همان گونه كه روزي خود او از شنيدن قصه زندگي پدرش لذت ميبرد، لذت ببرند. اما در واقع كتاب سرگذشت نسلي از ايرانياني است كه به آمريكا، سرزمين موعود، مهاجرت كردهاند و با پشت سر گذاشتن حوادثي تلخ و شيرين تلاش كردهاند به آرزوهايشان برسند.فيروزه جزايري با زباني طناز و شيرين، اين حوادث و اتفاقات را روايت ميكند و خواننده در همان صفحات آغازين كتاب با اشارات ظريفي كه نويسنده به فرهنگ و خصوصيات ايرانيها، آمريكاييها و فرانسويها (به واسطه ازدواج با مردي كاتوليك و فرانسوي) ميكند به هدف انتقادي نويسنده پي ميبرد.
فیروزه جزايري را مثل اغلب مهاجران ميتوان محصولي چندفرهنگي دانست، اصليت ايراني، آموزش آمريكايي و عشق فرانسوي. اين هر سه از او نويسندهاي نكتهبين، دقيق و در عين حال آسانگير ساخته است كه به خوبي دريافته جز با زبان طنز نميتوان شكاف و گسستهاي فرهنگي ملل مختلف را پر كرد. اين يكي از رمزهاي موفقیت اين داستان است، بطوریکه (funny in farsi) به عنوان يكي از پرفروشترين كتاب هاي آمريكا در دو سال گذشته تبديل شده و كانديداي جايزه pen آمريكا در بخش خلاقه غير تخيلي بوده است.
اگر هر ملتي با يك خصلت برجسته در جهان شهره باشد، جزايري به خوبي خصلت برجسته ايرانيها را در عشق و همبستگي فاميلي و جمعهاي خانوادگيشان رديابي ميكند. از همين رو با اينكه بيشتر عمرش را خارج از ايران گذرانده اما ميگويد ايران هنوز در رگهاي من جاري است. فرهنگ و آداب و سنني كه به واسطه خويشان و فاميلي بزرگ به او منتقل شده است كه روي هم اصالت ايراني را به نمايش ميگذارد: «بدون خويشانم من يك رشته نخ هستم، با همديگر، يك فرش ايراني رنگارنگ و پرنقش و نگار ميسازيم.»
به رغم موفقيت هيلاري كلينتون به عنوان اميد اول انتخابات رياستجمهوري سال 2008 دمكراتها، عدهاي از مشاوران و دوستان نزديك وي شايعههايي منتشر كرده و ميگويند كه احتمال دارد از رقابت براي كاخ سفيد كنار كشيده و به صحنه رقابتهاي مجلس سنا وارد شود.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «تايمزآنلاين»، هفته پيش بود كه بانوي اول سابق آمريكا در تلويزيون خطاب به مردم آمريكا گفت: سرانجام هدايت آمريكا را يك زن بر عهده خواهد گرفت. عدهاي از پيشكسوتان اين حزب بر اين باورند كه او به خواست و اراده خودش اين كار را خواهد كرد.
كلينتون به عنوان سناتور نيويورك، اتحاد زيادي را براي حزبش ايجاد كرده است. نظرسنجيهاي اخير مجله «تايم» نشان ميدهد كه 53 درصد رأيدهندگان نظر خوبي نسبت به كلينتون دارند و تنها 44 درصد از او يك چهره منفي در ذهن دارند؛ آماري كه جورج بوش تنها ميتوانست در آن برهه خوابش را ببيند.
«تايم» نتيجهگيري كرد، آينده رقابت انتخاباتي هيلاري، باعث محدوديت حزب دمكرات شده است. هيلاري احتمالا در حزب خودش قابل توقف نيست، اما در كل انتخابات موفق نميشود.
احتمالا او تصميم قطعي خود را در بهار آينده اعلام خواهد كرد، البته بيشتر افراد به اين قضيه مطمئن نيستند و معتقدند كه او ميتواند در انتخابات پيروز شود.
دكتر سعيدرضا عاملی، استاديار گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ضمن اعلام اين موضوع گفت: البته بهتر است از فرصتها و ظرفيتهای موجود فضای مجازی حرف بزنيم و بحث از آسيبها را به زمان ديگری واگذار كنيم. وی، وبلاگ را خانه هويت دانست، فضايی برای اظهار فردی و در ادامه افزود: اين پاردايم و نكته اساسی را بايد مورد توجه قرار دهيم كه متناسب با هندسه جغرافيای واقعی زندگی، جغرافيای فضای مجازی شكل میگيرد، بنابراين منطق محتوای مجازی مبتنی بر منطق محتوای جهان واقعی است. با اين نگاه، خانههای هويت فردی در خانه هويت وبلاگی فرد انعكاس می يابد. وبلاگ، مستقل از واقعيت جهانی كه در آن زندگی می كنيم نيست، پيوند عميقی با زندگی واقعی دارد. گاه رابطه تكميلی دارد، گاه رابطه جايگزينی و گاه رابطه تضاد. ....
اين روزها كه نگاهها به سوي لبنان، عراق، فلسطين، افغانستان و دهها نقطه ديگر جهان معطوف شده است، تصويرگري اين صحنهها را خبرنگاران، عكاسان و تصويربرداران انجام ميدهند كه براي گواهي به آيندگان به تاريخ بسپارند.
همه خبرنگاران، همه ايرانيان و يا بهتر آن كه، همه جهانيان ۱۷مردادماه را به ياد دارند، ۱۷مرداد سال ۱۳۷۷، روزي كه قلم به خون شرف داد...
هشت سال از آن واقعه تلخ و جانسوز در مزارشريف و هشت ماه از حادثهاي ديگر. حادثه غمبار سقوط هواپيماي سي۱۳۰. اين بار ده ها خبرنگار دست در دست يكديگر ديار فاني را وداع گفتند..."
خبر روز در آمريکای شمالی که حتی از کشتار ملت لبنان به دست نيروهای اسرائيلی هم پر اهميت تر است، موضوع اظهارات ضديهودی مل گيبسون، هنرپيشه آمريکايی/استراليايی است.
اين هنرپيشه/کارگردان مشهور(کارگردان فیلم های مصائب مسیح،شجاع دل و برنده حایزه اسکار) در هنگام دستگيری به خاطر رانندگی در حال مستی، سخنانی را به زبان رانده که موجب شده کليه گروه های يهودی و صهيونيستی سخت برآشفته شده و از او خواسته اند که معذرت خواهي نمايد. تمام رسانه های ليبرال آمريکای شمالی به اين موضوع داغ و جنجالی پرداخته اند.
از قرار معلوم اين شخصيت سينمای هاليوود، در هنگام دستگيری و در حالی که مست لايعقل بوده به خود جرأت داده که بگويد «يهوديان مسئول همه جنگ ها در دنيا هستند!»بعد از اينکه خبر اين «فاجعه» به نشريات ليبرال درز کرده، مل گيبسون که زندگی کاری خودش را تمام شده می ديده و می دانسته که گروه های صهيونيست با او چه رفتاری خواهند داشت، به زانو افتاده و سخت اظهار پشیمانی کرده است.حالا فرض را بر اين قرار دهيم که اين هنرپيشه مشهور به جای مقصر دانستن قوم يهود (آنهم از روی مستی)، عرب ها ويا مسلمانان را مسئول همه جنگ ها در دنيا می دانست. آيا باز هم چنين جنجالی به راه می افتاد؟ در حالیکه کشتار مسلمانان و عرب ها در عراق ، فلسطين ،لبنان و افغانستان ادامه دارد،هر از گاهی شاهد اظهاراتی این چنینی در مورد مسلمانها هستیم.بطوریکه کم کم به خودمان مشتبه شده که شاید در همه این گفتارهاحقیقتی نهفته باشد و شاید در جوهره مسلمانها خوی جنگجویی و تروریستی هست!! این در حالی است که کوچکترین توهینی به صهیونیستها خشم مقامات، رسانه ها و مردم دنیا را به دنبال دارد.
به قول« کلوش» کمدین فرانسوی: "مردم همه برابرند ولی بعضی برابرترند!!"
آنجلا مرکل صدراعظم آلمان یک پادکست ویدئویی(وادکست) راه انداخته تا هر هفته بدون واسطه و به طور مستقیم با مردم آلمان صحبت کند. او در اولین برنامه پادکست خود اعلام کرد:"امروز من برای اولین بار با رسانه ای جدید به نام پادکست ویدئویی با شما سخن می گویم.فناوری های جدید فقط جوانان را مجذوب نمی کند، من هم با آنها سرگرم می شوم.برای من ایمیل بزنید و مرا از نظرات خود مطلع کنید. من وافعا علاقه مندم نظرات شما را گوش کنم. به طور مثال به من بگویید که درباره اصلاحات دولت آلمان چه فکر می کنید."
پادکست ویدئویی(وادکست) کلیپ کوتاهی است که هر فردی می تواند آن را به صورت تصویری تهیه کند و آن را برای دانلود در اینترنت بگذارد.آنجلا مرکل یکی از مدرنترین و تازه ترین وسایل رسانه ای را برای ارتباط با مردم برگزیده است. این در حالی است که اقدام او در مقایسه با جورج بوش که هفته ای یک سخنرانی در رادیو دارد، بسیار مدرنتر است. کارشناسان این اقدام انجلا مرکل را یک گام به جلو در دموکراسی دیجیتال می دانند.اولین بار فرانکلین روزولت رئیس جمهور آمریکا در سال 1930 به طور هفتگی به رادیو آمد و از هنگام تاکنون رئیس جمهورهای آمریکا نطق های هفتگی دارند.
آنجلامرکل که اولین زن صدراعظم در آلمان است اولین مقام سطح بالای سیاسی در دنیاست که از این فناوری برای ارتباط مستقیم با مردم استفاده کرده است. او با فناوری آشنایی خوبی دارد و معمولا ارتباطاتش با وزیران دولت آلمان را از طریق پیام کوتاه تلفن همراه(SMS) انجام می دهد.هر برنامه ویدئویی مرکل 2 تا 3 دقیقه طول می کشد. این برنامه در سایت آنجلا مرکل در دسترس قرار دارد.
به قول فروید درون هر مردی زنی است و درون هر زنی یک مرد. بنابراین نه تنها هر زنی باید" مرد خود" باشد بلکه هر مردی هم باید" زن خود" باشد. ولی در جامعه ما متاسفانه زنان مرد کشی می کنند و مردان زن کشی. زنان مرد بیرون را می کشند و مرد درونشان را قوی می کنند ، مردان هم زن بیرون را می کشند و هم زن درونشان را. در واقع اگرچه زن بودن در ایران کار سختی است؛ اما مرد بودن هم واقعا کار شاقی است چون گاهی اوقات مرد در جامعه مرد سالار ما باید تمام لطافت درون اش را بکشد (اما نه بچه درونش را که کماکان در حال سرو صداست) تا مردی خود را ثابت کند. فکر می کنم که خسته کننده ترین موجودات دنیا آدمهای یک بعدی هستند، مردانی که خیلی مردند و زنانگی درونشان را کشته اند و مردانگی خود را در گرو قواعد و باید نباید های جامعه مرد سالار می دانند و زنانی که خیلی مردند زن درون خودشان را کشته اند و به جای آن خشونت مردانه ای را در درون خود تقویت کرده اند که با آن می خواهند انتقام خود را از جامعه پدر سالار بگیرند!!! اگر یاد بگیریم کمی پست مدرنتر باشیم شاید زندگی آسانتر شود . یعنی با زن و مرد درونمان زندگی کنیم و اول از همه پدر و مادر خودمان باشیم .
در دنیای وبلاگ محبوبیت هر وبلاگ با میزان لینکهای داده شده به آن سنجیده میشود. تکنوراتی و بلاگرولینگ از مهمترین ابزارهای این سنجش هستند. ولی آمار ارائه شده در این دو سایت کاملا با هم فرق دارد۰آمار وبلاگهای ایرانی ازبلاگرولینگ میآید۰ده وبلاگ محبوب ایرانی به ترتیب فعلی بلاگرولینگ : زیتون، زننوشت، خورشیدخانوم، خوابگرد، سردبیر: خودم، زهرا، سرزمین آفتاب، نوشی و جوجههایش، بهنودی دیگر و الپر هستند.میبینیم که شش وبلاگ از این ده تا (به جزخوابگرد، سردبیر:خودم، بهنود و الپر) وبلاگهایی هستند که قسمت اعظم نوشتههایشان خاطرههای روزمره است و جالب اینست که تمام این شش وبلاگ خاطرهنویس، توسط زنان نوشته میشوند. نمی توان انکار کرد که این وبلاگها هم لینک خورندهترین و هم از پرخوانندهترینها هستند. پس خانمها توانستهاند در بیان احساسات و علائق و دغدغههای فکریشان موفق باشند. دقت که کنیم میبینیم که این شش وبلاگ از حامیان (گاهی سرسخت) حقوق زنان هستند و نه تنها خوانندگان زن، که لینک دهنده و خواننده مرد (با مراجعه به کامنتها) هم دارند.شاید دلیل موفقیت وبلاگ زنان ایرانی به درون جامعه برمیگردد. ایرانیها هیچوقت فرصت نکردهاند زن را از نزدیک بشناسند. روحیات، علائق، شادی ها و غمها و هزار چیز دیگر مربوط به زن که در دل این وبلاگهای خاطرهنویسی است، برای همه جالب است. چیزی است که در هیچ رسانهای دیده نشده و در خود جامعه هم بدلیل هزار تابو اجازه بیانش نیست.در مورد چهار وبلاگ دیگر عجیب است که هیچ نقطهٔ مشترکی در این چهار تا نمیبینم جز اینکه همه از (سوء!) سابقهداران وبلاگستان هستند. نه زبانشان با هم یکی است نه علائقشان نه نحوهٔ پرداختن به مسائلشان ...
ماهپیشونی ظاهرا اولین وبلاگنویس ایرانی بود که در شهریور ۸١ از دنیا رفت. مرگ این دختر نوجوان که با دوستان اینترنتیش به کوهنوردی رفته بود و بر اثر سقوط از کوه و نرسیدن کمک جانش را از دست داد، غوغایی در وبلاگستان نوپای آن زمان به پا کرد.
سینا مطلبی در مقالهای توضیح میدهد که چطور مرگ ماهپیشونی نويد تشكيل يك شبكه اجتماعى پرقدرت را داد. دوستان ماهپیشونی به سرعت خبر را در فرومهای گفتگو و وبلاگها پخش کردند و وبلاگ او که روزانه بیش از ٣٠ -٢۵ بازدید کننده نداشت ، يك روز پس از حادثه بيش از دوهزار بار مراجعه کننده پیدا کرد، دهها پیام تسلیت و تاسف دریافت کرد و حتی بسیاری از این خوانندگان در مراسم ختم او نیز حضور یافتند. دوستانش به هم قول دادند که وبلاگ او را تنها نگذارند و هنوز به قولشان وفادارند.
دومین وبلاگنویس فوت شده زن رشتی بود. آزیتا این وبلاگ را به توصیه یکی از دوستانش در حالی باز کرد که میدانست سرطانش عود کرده و رفتنی است.......
در مقابل حكومتگران همواره به دنبال كسب رهنمود اينترنتي از مخالفان خود نيستند چراكه كنترل اطلاعات همواره سنگ بناي حكومتها بوده و آنها طبيعتاً نسبت به شبكه اينترنت مشكوك مي باشند.دسترسي عمومي به اينترنت بخش هاي عظيمي ازجامعه را از دسترسي به اطلاعات و تصاوير ممنوعه برخوردار ساخته و مخالفت مردم عادي را تشديد مي نمايد و اين همان چيزي است كه در بسياري از كشورهاي برخوردار از كاربران اينترنتي رو به گسترش،رخ داده است.
لذا براي توسعه قدرت خود در سطح بين المللي با ايجاد خبر گزاريها ، تلويزيون و روزنامه هاي بين المللي و در سطح داخلي با كنترل وسايل ارتباط حمعي بطور محسوس يا غير محسوس اقدامات گسترده اي را انحام مي دهند . قدرتهاي برتر جهان با تسلط بر تكنولوژي هاي ارتباطي و توسعه اخبار و رويدادها و انعكاس آن با نگرش هاي خاص خود در سراسر جهان تصميم گيري را براي همگان دشوار مي سازند بطوري كه عام و خاص تحت تاثيرات رسانه هايي خاص تصميم گيري مي كنند از طرفي برخي دولتها و حكومتها در داخل كشور خودشان با محدوديت آزادي و بطور خاص آزادي بيان و آزادي ارسال و دريافت اطلاعات توان تصميم گيري منطفي و درست را از همگان سلب مي كنند و افراد در بي اطلاعي كامل و در شرايطي مبهم و پيچيده تصميم گيري مي كند .
با چنين تفسيري مي توان توجه و تاكيد كرد كه امپرياليسم از بيرون با انفجار اطلاعات و استبداد از درون با انحصار اطلاعات كار تصميم گيري را براي افكار عمومي و قضاوت درست آنان دشوار مي كند .
| محققان در حال كار بر روي كامپيوتري هستند كه افكار را مي خواند. اين خبر را سايت ايج مخابره كرده است. |
| محققان آمريكايي و انگليسي كه دارند بر روي اين كامپيوتر كار مي كنند مي گويند اين كامپيوتر از روي حالات چهره و تحليل ان به نتيجه گيري در اين باره مي پردازد پروفسور پتر رابينسون از دانشگاه كمبريج لندن مي گويد اين كامپيوتر قادر به خواندن حالات گوناگون فكر است و فقط كافي است دوربين ويدئويي رو به فرد مورد نظر گرفته شود بر روي اين پروژه دانشگاه كمبريج لندن و انستيتو تكنولوژي ماساچوست كار مي كنند گفته مي شود كامپيوتر مزبور در عرصه تبليغات كاربرد گسترده اي پيدا كند؛ چرا كه فكرخواني افراد مي تواند در طراحي محصولات بر اساس نيازهاي مشتريان نقش كليدي ايفا كند. رابينسون مي گويد واقعا آينده اي را تصور كنيد كه در آن كامپيوتري بتواند احساس شما را درست سر بزنگاه درك كند و تا چيزي را به شما بفروشد و يا موبايل هايي را تصور كنيد و يا ماشين ها و وب سايت هايي را كه بتوانند فكرخواني كنند يكي از استفاده هاي ديگر اين پديده اين است كه مي تواند در آموزش آنلاين اين نكته را بفهمد كه آموزش گيرنده؛ موضوع را درك كرده است يا خير. |
انقلاب نوين اطلاعاتي
دودهه قبل واژه اي وارد فرهنگ ارتباطات و اطلاعات شد كه غريب مي نماياند. انقلاب ارتباطات و اطلاعات بسياري كه از اين واژه استفاده مي كردند چندان به معناي دقيق اين واژه آگاه نبودند ـ يعني نمي دانستند كه در پي طرح و تثبيت انقلاب اطلاعات و ارتباطات چه تغييري در زندگي بشر رخ مي دهد. تئوريسين هاي علوم ارتباطات براي بيان اهميت اين انقلاب كه ـ پس از انقلاب هاي اقتصادي و صنعتي و سياسي و فرهنگي ـ مدعي تحولات زيربنايي بود، اعلام كردند انقلاب ارتباطات و اطلاعات مباني قدرت را جابجا مي كند.
به اين معنا كه تا قبل از رنسانس در غرب مبناي قدرت، قهر و سلطه بود و هركس زورش بيشتر قدرتش بيشتر. پس از آن مبناي قدرت زمين شد و ما شاهد بروز فئوداليسم بوديم ولي در پي انقلاب صنعتي اول و دوم در قرون 18 و 19 مبناي قدرت از زمين به ابزار توليد و سرمايه منتقل شد و تا سالهاي پس از جنگ دوم ابزار توليد و جنگ افزارهاي نظامي مبناي قدرت را تشكيل مي دادند و جنگ سرد امريكا و شوروي نيز برسر اين دو موضوع بود اما از اواخر دهه 70 ميلادي و با ظهور اينترنت هاي اوليه و انقلاب در فناوري اطلاعات و ارتباطات صحنه جهاني تغييراتي بزرگي را شاهد بود و مقوله اي به نام رسانه وارد معادلات قدرت شد.
سه تئوري درباره رسانه و قدرت
با ظهور و مانور رسانه ها در زندگي بشر اعم از رسانه هاي تصويري، صوتي، نوشتاري و در اين اواخر چند رسانه اي ها حداقل 3 تئوري درخصوص رابطه رسانه ها با قدرت مطرح شد.
پروفسور يحيي كماليپور راوري، استاد دانشگاه پوردو آمريكا در گفتوگوي اختصاصي با فاوانيوز گفت: امروز نه تنها نشريات مكتوب بلكه رسانه هاي الكترونيك نيز از آنالوگ تبديل به ديجيتال شده اند. براي مثال امروز راديو و تلويزيون و فيلم را نيز ما مي توانيم از طريق اينترنت به صورت زنده یا real time دريافت كنيم. صاحبان رايانه به شرطي كه به شبك ي جهاني اينترنت متصل باشند، مي توانند به راحتي صدا و تصوير ديجيتال را به طور مداوم یا audio and video streaming دريافت كنند. با اين توضيحات مي توان گفت كه روزنامه نگاري سايبر یا ديجيتال ژورناليسم، تبديل نوشتار مكتوب به ديجيتال است
رقابت رسانه هاي شنيداري و ديداري با رسانه هاي نوشتاري، از اصلي ترين عوامل تحميل سبك هاي تازه روايي به رسانه هاي نوشتاري بود و اكنون باگسترش ماهواره هاي پخش مستقيم و نيز اينترنت كه رويدادها را در كسري از ثانيه ارائه مي كنند، اين رقابت به جبر نو به نو شدن براي رسانه هاي نوشتاري تبديل شده و حالااز سبك هايي سخن به ميان مي آيد كه از جنس اصطلاحات روز، يعني نرم افزار و سخت افزار هستند: هارد نيوز(سخت خبر) وسافت نيوز( نرم خبر)
بطور كلي اخبار را مي توان به سه دسته تقسيم كرد: سخت خبر، نرم خبر، اخبار فيچري.
نرم خبر: نرم خبر معمولا همان چيزي است كه به فيچرها اطلاق مي شود. از نرم خبر براي پوشش مضامين سرگرم كننده، آموزنده، بازرگاني، خانوادگي، عاطفي و آنچه به عنوان گرايش روز مي شناسيم، استفاده ميشود، اسير زمان نيست و مي توان همواره و در هر كجا از آن استفاده كرد، خصوصيتي كه كمتر مي توان در سخت خبر ديد.....
با روي كارآمدن رسانههاي ديجيتال و شكلگيري جامعهي اطلاعاتي به عنوان رويدادي كه ميتوانست بر تمامي محدوديتهاي زماني و مكاني غلبه كند، انتظار ميرفت كه به سرعت بسياري از مردم جهان، عضو اين دهكدهي جهاني شوند و كودك آفريقايي كه در سراسر ادوار تاريخ از محروميتهاي شديدي رنج برده است، بتواند تنها با فشار دادن چند كليد، از دانش روز دنيا بهره مند شود.
اما چنين نشد....
دكتر مهدي محسنيانراد در گفتوگو با خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ارزيابي خود از طرح سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور اظهار داشت: قبل از اجراي اين طرح، بهتر است وزارت ارتباطات براي تامين احساس امنيت كاربران، دقيقا توضيح دهد كه با عملياتي كردن اين طرح، چه خواهد كرد، يا محدوديتهايي تعيين شده چيست و درحقيقت تا چه اندازه از حريم خصوصي افراد مراقبت ميكند؟
او با اشاره به اينكه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران درباره سايتهاي اينترنتي اشارهاي نشده است، تصريح كرد: بهوضوح ميتوان گفت وقتي باز كردن نامههاي پستي مردم و شنود مكالمات تلفني آنان طبق قانون اساسي ممنوع بوده، اين مساله هم مشمول همين قانون ميشود؛ مگر در مواردي كه در آن، حفظ منافع و امنيت ملي ذكر شده است.
اين محقق ارتباطات يادآور شد: در طول سه دههي گذشته كه اتفاقا با تحولات مهم سختافزاري در حوزهي ارتباطات همزمان بود، چندبار اقدامات كنترلي از اين قبيل انجام شد، به عنوان نمونه آنچه در برخورد با ويديو صورت گرفت و انواع كنترلها براي منع دسترسي كاربران ويديو به يكسري پيامهاي صوتي و تصويري به وجود آمد و يا اخبار متعددي مبني بر انجام اقداماتي براي كنترل امواج پخش مستقيم ماهوارهيي تلويزيوني نقل ميشد، اما هيچ يك از اين موارد دوام چنداني نياورد
مانوئل كاستلز - نظريهپرداز جامعهي شبكهيي - عصر ديروز، در دانشكدهي ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي حاضر شد؛ اما برخلاف آنچه عنوان شده بود، سخنراني نكرد و به پرسشهاي استادان و دانشجويان ارتباطات پاسخ گفت.
به گزارش خبرنگار سرويس جامعهي اطلاعاتي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كاستلز، به دعوت موسسهي تحقيقاتي وزارت نيرو به ايران آمده است و در اولين روز سفر خود مهمان دانشكدهي ارتباطات علامه بود. نكتهي قابل توجه اين بود كه سالني كه براي سخنراني در نظر گرفته شده بود، به دليل استقبال و جمعيت زياد، گنجايش كافي نداشت و اين نشست به سالن بزرگتري انتقال يافت؛ به طوري كه سالن دوم هم مملو از اساتيد، كارشناسان و دانشجويان شد.
در ابتدا دكتر هادي خانيكي - عضو هيات علمي دانشكدهي ارتباطات علامه - با اشاره به اين كه مانوئل كاستلز بيشتر در ميان دانشگاهيان و فنسالاران شناخته شده است، اما شهرت و تاثيرات نظريات او فراتر از محمل دانشگاهيان است، گفت: كاستلز در ايران در سه حوزهي جامعهي شبكهيي، فرهنگ و سياست و مديريت به عنوان يك متفكر آيندهنگر مطرح است.
خانيكي در ادامه دو سوال مطرح كرد كه كاستلز به آن پاسخ گويد؛ اولين سوال اين بود: آيا كاستلز همچنان تحت تاثيرات فكري متفكراني مانند پولانزاس، تورن و آلتوسر و وفادار به سنت فكري چپ است و آيا هنوز از موضع يك انديشمند انتقادي به مقولهي جامعهي اطلاعاتي مينگرد يا موضعاش تغيير كرده است؟
نظريهپرداز جامهي شبكهيي در پاسخ به اين سوال، گفت: نميدانم دقيقا چه هستم و چه فكر ميكنم، زيرا زياد در بند چارچوبها نيستم، حوزهي مورد علاقهام ارتباطات است؛ اما يك بار تصميم گرفتم كه زمينهي اصلي تحصيلاتم را عوض كنم، سياست بخوانم، اقتصاد بخوانم. مانوئل كاستلز، به عنوان يك شخص، نگاه انتقادي دارد؛ اما به عنوان يك محقق اين طور نيست، و سعي ميكنم كه اين نگاه روي تحقيقاتم اثر نگذارد، زيرا در پژوهش، به دنبال يافتن حقيقتم و هنوز نظريات انتقادي را دنبال ميكنم.
جام جم آنلاين: سايت هاي اينترنتي روزنامه گاردين و بي بي سي برنده جايزه وبي كه مهمترين جايزه در فضاي سايبر است شدند. |
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران عضو هيات علمي دانشگاه تهران معتقد است: روزنامههاي آنلاين در ايران، هنوز از شكل سنتي خود فاصله نگرفتهاند و از مفهوم واقعي آنلاين دور هستند. دكتر سعيدرضا عاملي در گفتوگو با خبرنگار رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در تحليل آسيبشناسي روزنامههاي آنلاين در ايران، اظهار داشت: رسانهها در فضاي مجازي، براساس شاخصهاي كمي و كيفي عمل ميكنند؛ اين كه اين سايتها تا چه اندازه ميتوانند بهروز شوند، به چه ميزان رابطهي تعاملي برقرار ميكنند و تا چه حد در ارتباط با مسائل دنياي واقعي، موفق عمل كردهاند، ازجمله معيارهايي است كه بايد رسانههاي آنلاين در نظر بگيرند. |
|
دكتر «بهروز بهزادي» در گفت وگو با خبرنگار سرويس رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،دربارهي پيشنويس سند توسعهي مطبوعات اظهار داشت: قبل از اينكه به تدوين اسناد توسعهيي براي رسانهها به ويژه مطبوعات بپردازيم بايد شناخت صحيحي از هر يك از رسانهها ، داشته باشيم و فرهنگ متناسب با آنها را توسعه دهيم .
به عقيدهي وي، در سالهاي اخير مطبوعات با شتاب، جاي خالي احزاب را در كشور پر كردند و هيچ كس به اين فكر نبود كه جايگزيني مطبوعات به جاي احزاب چه تبعاتي در بردارد ، شايد امرزوه كم اقبالي مخاطبان نسبت به مطبوعات از اين مساله ناشي شود.
اين روزنامه نگار، با اشاره به اينكه ماموريتهاي مطبوعات، با ماموريتهاي حزبي متفاوت است، تصريح كرد: در يك نگاه به مطبوعات داخلي ، ميتوان گفت رسالتهاي مطبوعاتي كه مبتني بر اطلاع رساني شفاف به مخاطبان است در نشريات فراموش شده و ديدگاههاي حزبي بر آنها حاكم شده است و در حقيقت ما ارگاني براي احزاب شدهاند
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران به اعتقاد يك روزنامهنگار و مدرس ارتباطات، تقابلي ميان روزنامهنگاري سايبر در مقام مدرن و روزنامهنگاري كاغذي به معناي سنتي در ماهيت وجود ندارد.
سرويس: رسانه
دكتر حسن نمكدوست تهراني با حضور در غرفهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاريهاي داخلي، به بررسي تقابل روزنامهنگاري سايبر و سنتي پرداخت و اظهار داشت: كاربرد كلمهي روزنامهنگاري سايبر در مقابل روزنامهنگاري سنتي، امري كاملا موجه است؛ اما بهكارگيري مفهوم روزنامهنگاري سنتي و مدرن اشتباه است، زيرا اين تصور به وجود ميآيد كه روزنامهنگاري كاغذي از مظاهر روزنامهنگاري سنتي بوده و روزنامهنگاري سايبر نيز از مظاهر روزنامهنگاري مدرن است.
بهعقيدهي اين مدرس ارتباطات، حرفهي روزنامهنگاري از لحظهي متولد شدن و تا زماني كه خواهد بود، هميشه حرفهاي مدرن باقي ميماند و هيچگاه حرفهي سنتي نبوده و نخواهد بود، به اين دليل كه روزنامهنگاري هميشه با پديدهاي تازه به نام خبر سرو كار دارد، چگونه ميتوان در فضاي كاري رسانهها كه تمام توليداتشان به خبر متكي است و ماهيت خبر نيز نو بودن آن است و هر روز با مضامين تازه مواجه است، مفهوم سنتي را بر آن اطلاق كنيم؛ از اين رو روزنامهنگاري مدرن زاده شده و هميشه نو و تازه خواهد ماند.
او در پاسخ به اين پرسش كه آيا روزنامهنگاري كاغذي با روزنامهنگاري سايبر به لحاظ تكنيك كار تفاوت ويژهاي دارد، تصريح كرد: در واقعيت چنين مسالهاي وجود ندارد، زيرا خبر، مصاحبه يا گزارش، براي يك رسانهي سايبر از همان قوانين رسانهي كاغذي تبعيت ميكند، حتي در هيچ يك از منابعي كه دربارهي روزنامهنگاري آنلاين و سايبر نوشته شده، به نحوهي نگارش و تنظيم خبر و گزارش در اين نوع روزنامهنگاري اشاره نشده است؛ بلكه به چگونگي استفاده از تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات (اينترنت)، براي جمعآوري اطلاعات نوشتن و انتشار خبر تاكيد دارد.
نمكدوست افزود: تنها تفاوت روزنامهنگاري كاغذي و سايبر در برخي مسائل ظاهري است؛ والا هنوز در ماهيت آموزش روزنامهنگاري منبعي وجود ندارد كه فنون خبرنويسي در اينترنت را مطرح كند؛ درحقيقت دانش تازهاي دربارهي تكنيكهاي خبرنويسي در فضاي سايبر شكل نگرفته است؛ اما متاسفانه در كشور ما برخي حرفهاي عجيب و غريبي ميزنند و تفاوت عظيمي را ميان روزنامهنگاري سايبر و كاغذي فرض ميكنند.
اين مدرس ارتباطات تصريح كرد: البته يكسري پيشنهادات براي خبرنويسي در فضاي سايبر، براي درك بهتر مخاطب وجود دارد، به عنوان نمونه مخاطب آنلاين بهطور معمول مطالب را به دقت مطالعه نميكند و بيشتر ترجيح ميدهد آنها را اسكن كند، از اين رو بهتر است براي اين فضا، از عكسهاي متنوع و شرح آن استفاده كرد يا فواصلي ميان پاراگرافها نهاد؛ اما تمام اين مسائل ما را از تيتر، روتيتر و سوتيترها بينياز نميكند.
بهعقيده وي، ديواري ميان روزنامهنگاري كاغذي و روزنامهنگاري سايبر وجود ندارد، اما در كشورمان گاهي مشاهده شده كه از روزنامهنگاري سايبر به عنوان موجودي بسيار متمايز ياد ميشود و به اختراعات عجيبي براي خبرنويسي در اين حوزه دست ميزنند؛ اين در حالي است كه در منابع روزنامهنگاري دنيا، تفاوت روزنامهنگاري سايبر و كاغذي در اصول خبرنويسي نيست، بلكه مهارتهاي فني كار در فضاي سايبر آموزش داده ميشود.
وي در پايان افزود: يك روزنامهنگار بايد بداند مفاهيم سايبر و آنلاين چيست، مخاطب آنلاين چه ويژگيهاي دارد و فضاي وب چه امكاناتي در اختيار آن قرار ميدهد، تا در اين فضا موفق باشد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|