گروه دانشجویان ارتباطات واحد علوم و تحقیقات |
حامل هاي مشترك (common carries) حرف اول و آخر ارتباطات همگاني فردا است. حامل هاي مشترك همان امكانات ارتباطي همگاني هستند (تلفن ، تلگراف ، نامه ، فاكس و كامپيوتر) كه در آنها عين پيام بدون دستكاري و اديت (edit) مخابره مي شود. دو ويژگي حاملهاي مشترك از اين قرار است:
1 - در اختيار همه هستند.
2 - در محتواي پيام دخالتي صورت نمي گيرد.
از سوي ديگر، هنوز معلوم نيست با توجه به دگرگوني هاي مطروحه در توليد، توزيع و كنترل اطلاعات و ارتباطات ، آيا آزاديهاي رسانه هاي نوشتاري بر ارتباطات حاكم مي شود يا محدوديت هاي ارتباطات الكترونيك كه همان راديو و تلويزيون هستند.
تكنولوژيهاي نوين ارتباطي باعث تولد «جامعه اطلاعاتي» (Information society) شده اند. جامعه اطلاعاتي به جامعه اي گفته مي شود كه در آن اكثريت نيروي كار مركب از كارگزاران اطلاعاتي است. امريكايي ها مي گويند اين جامعه بطور مشخص از سال 1956 در امريكا متولد شده و آن زماني بوده كه ميزان كارمندان دفتري در امريكا يعني دست اندركاران امور اطلاعاتي و ارتباطي از تعداد كارگران بيشتر شده است. در اين دوران 60 درصد نيروي كار به توليد اطلاعات اشتغال داشته و 13 درصد هم به توليد محصولات مشغول بوده اند.
«اعتبار» براي موفقيت هر رسانه ديجيتالي كه عنصر تحريري دارد ضروري است. كاربران يك سايت بايد به اخبار و اطلاعاتي كه دريافت ميكنند اعتماد كنند، درست همانطور كه در مورد رسانههاي غير آنلاين صادق است. استفاده از لينكها و ساير امكانات تكنولوژيك ميتواند تجربه مخاطبان را غني كند، اما تميز ميان محتواي تحريري و اطلاعات تبليغاتي كه بابت آنها پول پرداخت شده است بايد به روشني ممكن باشد.
|
مدت زمان زيادي از رشد تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات، بويژه اينترنت در ايران نميگذرد. در اين ميان رسانههاي بسياري در فضاي سايبر شكل گرفتهاند كه از مهمترين آنها ميتوان به روزنامههاي آنلاين اشاره كرد. |
|
اين كه روزنامههاي آنلاين تا چه اندازه در مفهوم واقعي شكل گرفته و فعاليت ميكنند، موضوعي است كه مورد بررسي قرار گرفته است و به اعتقاد اكثر كارشناسان، ما به طور عملي هنوز روزنامهنگاري آنلاين را درك نكردهايم و در حقيقت با معيارهاي واقعي روزنامههاي آنلاين فاصلهي بسياري داريم، چراكه روزنامهها هنوز خود را از شيوههاي سنتي جدا نكردهاند. |
دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها شماره جديد فصلنامه مطالعاتي و تحقيقاتي وسايل ارتباط جمعي را منتشر كرد. اين شماره از فصلنامه رسانه ( زمستان 1384) ويژه "ارتباطات و توسعه" است.
سخن گفتن از ارتباطات سنتی در عصر بزرگراههای اطلاعاتی و ارتباطی و در جامعه اطلاعاتی ، شاید از منظر تجدد و مدرنیسم نوعی واپس گرائی به حساب آید. اما اگر مدرنیته نتواند یا نخواهد نقش ها و کارکردهای جدید نظام کهن از جمله نظامهای ارتباطی سنتی را مورد بازنگری و بازکاوی یا دست کم مورد مطالعه قرار دهد، خود به نوعی سنت مذموم، ضد ترقی و ضد تمدن تبدیل خواهد شد. گرچه مدرنیسم به نفی یکسره سنت ها برخاست، اما نگرش پست مدرنیستی، با نقد مطلق نگری مدرنیسم، چنین مطالعاتی را تجویز می کند.
مفهوم فرهنگ رسانه اي تنها دربرگيرنده تركيب بي اهميت نشانه ها و يا امور روزمره ناپايدار معاني جديد و قديم نيست بلكه يك روش كامل زندگي است كه در آن تصاوير، نشانه ها، متون و ساير برنامه هاي شنوايي- ديداري با ساختار واقعي مواد، اطلاعات، نمادها و توليدات مصنوعي در اتصال هستند.
فرهنگ رسانه اي فراگير است و پيامهاي آن يك قسمت مهم از زندگي روزانه جوانان است و فعاليتهاي روزانه جوانان بر پايه استفاده از رسانه ها شكل گرفته است. داستانها و تصاوير موجود در رسانه ها ابزارهاي مهم براي ساختن هويت هستند.گاه يك ستاره موسيقي پاپ الگويي براي لباس پوشيدن و انتخاب ساير سبكهاي ارائه مي دهد و تقليد زبان يك شخصيت كارتوني عامل اصلي پذيرش فرد جوان در كوچه و خيابان مي شود. تحت شرايط فعلي مكانهاي اندكي در دنيا باقي مانده اند كه فرد مي تواند از پيامها و معاني جاگرفته در فرهنگ رسانه اي تلويزيوني شده فرار نمايد.
در يك فرهنگ رسانه اي، براي افراد جوان مشكل است تشخيص دهند كه كدام برنامه بيشتر به واقعيت نزديك است. كدام برنامه را مي توان باور كرد و كدام تصاوير اهميت دارند. اين امر تا حدي به دليل ظهور ارتباطات ديجيتالي شده و كالايي شدن فرهنگ است كه به طور معناداري شرايطي را كه تحت آن زندگي و فرهنگ تجربه مي شوند را دگرگون نموده است. هنوز بسياري به تصاوير رمانتيك اجتماعات اندام وار دلبسته اند كه در آنها افراد با يكديگر رو در رو گفت وگو مي نمايند و در يك محيط محلي با پيوندهاي نزديك زندگي مي كنند. ارتباطات ديجيتالي به تدريج اين رويكرد سنتي را تضعيف مي نمايد.
در دنياي افراد جوان، فرهنگ رسانه اي اساساً به سه شكل تجلي مي يابد. اول، فرهنگ رسانه اي به وسيله منابع متنوع تكنولوژي هاي ارتباطي و اطلاعاتي (ICT) توليد و بازتوليد مي گردد.
داگلاس كلنر معتقد است در فرهنگ رسانه ها آموختن شيوه هاي گوناگون تعامل با واقعيت اجتماعي حائز اهميت است. كودكان و جوانان بايد در معرض فرصتهاي كسب مهارت در زمينه سواد چندگانه قرار گيرند تا قادر شوند هويت، روابط و گروههاي اجتماعي خودشان را به صورت مادي و يا مجازي و يا تركيبي از اين دو توسعه دهند.
امروزه رسانه هاي خبري نقش و جايگاه بي بديلي در هدايت و كنترل افكار عمومي دارند. ترغيب مخاطبان به اتخاذ روش ها و ديدگاههاي مورد نظر صاحبان رسانه ها سابقه اي طولاني دارد.
بر اين اساس استفاده از تكنيك ها و فنون روزنامه نگاري همراه با بهره گيري از فن آوري نوين ارتباطي براي اجراي طرح هاي پيچيده تبليغات رواني يكي از روش هاي متداول در رسانه هاي غربي محسوب مي گردد.
اين رسانه ها كه عمدتاً تحت نفوذ و مالكيت بنگاههاي اقتصادي بزرگ مي باشند، منعكس كننده اخبار و تفسيرهاي طبقه حاكم جامعه مي باشند كه گاه با دنياي واقعي فاصله اي بسيار دارد. خبر گزار ي انگليسي رويترز يكي از بنگاههاي با سابقه در اين زمينه است . آشنايي با شيوه هاي تبليغاتي و فضاسازي رواني اين رسانه براي اهداف مورد نظر ضرورتي انكار ناپذير براي مخاطبان به شمار مي رود.
به رغم ادعاي رسانه هاي غربي مبني بر حركت جريان هاي خبري به سمت جريان آزاد اطلاعات و استقلال رسانه ها براي ارائه گزارش هاي متعادل و تفسيرهاي منطقي از تحولات و رخدادهاي جهان، امروزه سيطره طبقه حاكم بر شاهراه هاي اطلاعاتي را در كشورهاي غربي شاهد هستيم. تسلط غول هاي خبري بر دنياي ارتباطات همچنان بر اين نظريه قوت مي بخشد كه جريان اطلاع رساني نه به سمت «چند سويه شدن» كه همچنان بر محور «يك سويه بودن اطلاعات» پيش مي رود.
در اين ميان مي توان به خبرگزاري انگليسي رويترز اشاره كرد كه امروزه به عنوان يك منبع خبري باسابقه و معتبر شناخته شده است.
در طول ربع قرن كه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي گذرد، خبرگزاري رويترز همچون ساير رسانه هاي غربي در قالب واژه ها و با به كارگيري القاب يا برچسب هاي منفي سياست تأثيرگذاري بر مخاطب را به سمت اهداف خود براي بحراني نشان دادن اوضاع داخلي ايران دنبال كرده است.
گروه پژوهش هاي خبري ايرنا در مقاطع مختلف به بررسي و تحليل اخبار و مطالبي كه از سوي خبرگزاري رويترز منتشر مي شود، پرداخته است. نتايج اين بررسي ها نشان داد كه اين خبرگزاري در ماه گذشته عمدتاً حول سه محور عمده شامل «پرونده هسته اي ايران» ، «نقش جمهوري اسلامي ايران در اوضاع داخلي عراق» و «حقوق بشر» در ايران بوده است.
بر اساس اين پژوهش رويترز به طور معناداري بيش از رسانه هاي خبري ديگر از مطالب مجهول يعني بدون ذكر نام گوينده استفاده مي كند. مانند «يك تحليل گر كه نخواست نامش فاش شود.» ، «به گفته ديپلمات ها» ، «يك مقام كه به شرط فاش نشدن نامش صحبت كرد» و...
انجمن بين المللي ارتباطات، انجمني است كه علاوه بر انجام تحقيقات ارتباطي به انتشار ژورنال ها و مجلات تخصصي در اين زمينه مي پردازد. موضوعاتي چون تحقيقات ارتباطات انساني، گزارش ساليانه ارتباطات، تئوري هاي ارتباطات، ژورنال ارتباطات، ژورنال قدرت و ارتباطات، ژورنال ارتباطات كامپيوتري و... از موضوعاتي است كه انجمن بين المللي ارتباطات بدان مي پردازد.
مي توانيد از طريق اين سايت به انجمن ملحق شويد.
http://www.icahdq.org
مردم جوامع امروز بدون استفاده از رسانه ها نمي توانند به زندگي عادي خود ادامه دهند و رسانه ها در زندگي فردي و اجتماعي انسان ها رخنه كرده اند. توليد و مصرف كالاهاي رسانه اي مثل روزنامه ها، مجلات، برنامه هاي راديو و تلويزيون و... با پيروي از قوانين اقتصادي صورت مي گيرد و صفت رسانه ها بخشي از فعاليت هاي اقتصادي را شامل مي شود.
بحث اقتصاد رسانه اي اين است كه گردانندگان رسانه ها با بهره گيري از منابع موجود چگونه خواسته ها و نيازهاي اطلاعاتي و سرگرم كنندة مخاطبان را بر آورده مي كنند. اين علم عوامل مؤثر در توليد خدمات و كلامي رسانه اي و تخصيص اين توليدات را براي مصرف بررسي مي كند.
درك كامل شرايط اقتصادي حاكم بر رسانه ها ضروري است. علم اقتصاد به چگونگي تخصيص منابع محدود يا ناياب در جهت تأمين نيازها و خواسته هاي نامحدود مي پردازد. اقتصاد علم مطالعة توليد و مصرف منابع و توليد است و شيوه هايي است كه براي برآوردن نيازها و خواسته ها اتخاذ مي شود. نيازها و خواسته هاي بشر هم عمومي اند و هم خصوصي. نيازهاي اوليه، نياز به وسايل آسايش و ... جز نيازهاي خصوصي است و نيازهاي عمومي شامل نيروهاي نظامي براي دفاع در برابر متجاوزان خارجي نياز به بزرگراه ها و آموزش همگاني و خدمات اجتماعي است. نياز به وسايل ارتباط جمعي جز نيازهاي عمومي است؛ البته سازمان هاي رسانه اي هم براي تأمين نيازها و خواسته هاي عمومي و نيازها و خواسته هاي خصوصي فعاليت مي كنند.
منابع موجود براي تأمين همة خواسته هاي عمومي و خصوصي كافي نيستند، از اين رو بين خواسته ها و منابع موجود انتخاب صورت مي گيرد و مشخص مي شود كه كدام نياز و چه تعداد از خواسته ها برآورده خواهند شد. كه اين عمل تخصيص منابع ناميده مي شود.
تخصيص در سه مورد به كار مي رود:
۱. چه كالاي بايد توليد شود.2. چگونه بايد توليد شود.3 . چه كساني كالاها و خدمات را مصرف خواهند كرد.
در مورد توليد و عملكرد رسانه ها مي توان اين سه مورد را به كار برد و در نظر گرفت. اولين بازار كالايي كه رسانه ها در آن شركت دارند بازار توليدات رسانه اي است كه شامل سرگرمي و اطلاعاتي است كه در روزنامه، مجله، كتاب، برنامه هاي راديويي، تلويزيوني، خدمات كابلي و... عرضه مي شود و به مصرف كنندگان و (مخاطبان) داده مي شود.
هابرماس در بررسي هايش دربارة چگونگي شكل گيري حوزة عمومي بورژوا اهميت زيادي براي انتشار مطبوعات گاهنامه اي قائل مي شود، نشريات انتقادي و هفته نامه هاي اخلاقي كه در سده هاي هفده و هجده در اروپا متشر مي شدند، عرصة جديدي را براي شكل دادن به مناظره هاي همگاني و گفت وگوهاي عمومي فراهم كردند و با وجودي كه اين گونه نشريات در زمينة نقد ادبي و فرهنگي كار مي كردند اما دل مشغولي اصلي شان مسايلي شده بود كه اهميتي اجتماعي- سياسي داشت.وي استدلال مي كند كه بحث هاي انتقادي گاهنامه ها تأثير مضاعف و دگرگون كننده اي بر شكل نهادي حكومت هاي مدرن داشته است و در دوره هاي بعدي بر اثر پيدايش رسانه هاي نوين الكترونيكي كه از قرن بيستم رواج يافته اند، عمل ارتباطات دوباره به قدرت برتر تبديل شده است.
هابرماس قدرت آزادي بخش بالقوة رسانه ها را در اين مي داند كه اين رسانه ها مي تواند به مخاطبانشان آگاهي بخشد و رسانه ها را از اين جهت به باد انتقاد مي گيرد كه مجالي براي ظهور ادعاهاي درست و معتبر نمي گذارد و فقط به پاسخ ها و واكنش هاي كآري» و كنه» بسنده مي كند. هابرماس با توجه به نظريات آدورنو و هوركهاير چنين استدلال مي كند كه مخاطبان تحت اسارت تهيه كنندگان برنامه هاي رسانه اي با بمباران مداوم افكاري از پيش تعيين شده و تبليغاتي ها با تسلط شان بر رسانه ها، لحظه اي مخاطب را به حال خود رها نمي كند و مصرف كنندگان رسانه اي غالباً شنونده و بينندة مباحثي تكراري اند.
از نظر وي رسانه ها يقيناً تريبوني ايده آل براي شكل دادن به يك موقعيت بياني ايده آل نيستند و جزء يك حوزة عمومي دموكرات محسوب نمي شوند. ولي از آن جا كه انسان ها به خوبي نقش كبازيگر مسئول» را برعهده دارند، مي توانند در برابر سلطة رسانه ها مقاومت كنند.
تجربه هاي رسانه اي آن چنان به سرعت انجام مي گيرند كه براي واكنش انديشمندانه نسبت به آن چه كه گفته مي شود و اين كه چه طور توجه ما را جلب مي كند و ما چه مفهومي از آن برداشت مي كنيم، فرصتي باقي نمي ماند.در اغلب موارد، حواس ما توسط مجموعه اي از تصاوير، صداها و انديشه هايي كه با دقت هرچه تمام تر با هم تلفيق شده اند مرتباً و چه بسا به صورتي ناخودآگاه يا نيمه خودآگاه وارد ذهن ما شده و يا از آن خارج مي شوند، بمباران مي شود. اگرچه از همان زماني كه اجداد و نياكان ما دور آتش مي نشستند و براي ما قصه مي گفتند، هدف اصلي از نقل يا گزارش يك ماجرا، همواره جلب توجه مخاطب بوده است، ولي آهنگ بي امان رسانه هاي سرگرم كننده عصر حاضر مستلزم آن است كه دست كم هرازگاهي با نگاهي دقيق ببينيم يك پيام رسانه اي چگونه ساخته و پرداخته مي شود و چه معناهاي مختلفي مي توان از آن استنباط كرد. اين كار را «تحليل عمقي» مي نامند. نخستين گام اين است كه يك پيام رسانه اي خاص را براي بررسي در نظر بگيريد و پرسش هايي از اين قبيل را براي ارزيابي آن در ذهنتان مطرح سازيد:
*كجا و به همراه چه كساني برنامه هاي تلويزيوني را تماشا مي كنيد؟
*آيا اين نحوه تماشاي شما به طور دائمي است يا اتفاقي و اين روند چگونه ممكن است بر شيوه بهره گيري شما از تلويزيون تأثير بگذارد؟
* اين كه از تماشاي تلويزيون چه هدفي را دنبال مي كنيد؟ (به دست آوردن اطلاعات، يادگيري، سرگرمي، و يا به دنبال شناخت موافقان و مخالفان موضوعي هستيد كه توسط تلويزيون مطرح مي شود؟
* اگر برنامه با پخش آگهي بازرگاني قطع مي شود، چگونه بر برداشت شما از برنامه، تأثير مي گذارد؟
*برنامه در قالب چه ژانري قرار دارد؟ آيا تشخيص ژانر آن آسان است يا مشكل و چرا؟
* نوع ژانر را از چه راهي تشخيص مي دهيد؟ (شيوه توليد، نحوه روايت، موقعيت و شرايط، افكار، شخصيت ها، نوع پوشش و كدهاي كلامي)
* برنامه اي كه ديده ايد تا چه حد جاي تجزيه و تحليل داشته و قابل تفسير بوده است؟
* آيا هدف برنامه سازان اين بوده كه نظر شما را به يك شخص، موقعيت يا رويداد خاص معطوف نمايند، تا از اين طريق بتوانند برداشت و تفسيرهاي مطلوبشان را به شما القاء كنند؟
* ساختار كلي برنامه، از چه بخش هايي تشكيل شده است؟ آيا همه آن بخش ها يك نماي ساده بود؟
* آيا شيفته برنامه شديد فقط به خاطر بازيگراني كه در آن ايفاي نقش مي كردند؟ يا مضمون، درونمايه و محتواي برنامه بود كه شما را به خود جذب كرد؟
* چه قضاوتي از برنامه اي كه تماشا كرديد، داريد؟ آيا كاملاً آن را باور كرديد و در برنامه مورد نظرتان غرق شديد و به ضمير ناخودآگاه خود باورانديد كه همه آنچه را كه ديدم واقعيت داشت؟
بر بخش بسيار كوتاهي از يك برنامه متمركز شويد، البته بيشتر از چند دقيقه طول نكشد و ترجيحاً از نسخه ويدئويي آن برنامه استفاده كنيد و سپس به نقش دوربين توجه كنيد. (زوم ZOOM ، چرخش افقي دوربين pan ، حركت دوربين به جلو و عقب Tracking ، حركت جانبي پايه دوربين crabbing، اندازه هاي نما shot sizes، وضوح تصوير focus، كادربندي (Framming
برداشت شما از مفهوم اين حركات دوربين چيست؟ در مورد نور، رنگ و موسيقي آن چه نظري داريد؟ به كات هاي (cuts) پي درپي در بخش هاي آن برنامه توجه كنيد. آيا هدف از اين شگردها، تغيير زمان (روز و شب)، صحنه نمايش، زاويه ديد و يا تغيير روحيه شماست؟
معمولاً روند طرح پرسش ها مي تواند در مورد هر متن رسانه اي خاص به كار برده شود؛ مثلاً قسمتي از يك سريال تلويزيوني، يك پيام بازرگاني، شماره يك مجله خاص، تبليغ يك كالاي به خصوص در بيل بوردها، عكس ها و تصاوير مربوط به صفحه اول يك روزنامه و امثال آنها.گاهي اوقات يك متن رسانه اي در قالب ها و شكل هاي متعددي ارائه مي شوند.
هرگاه پاي تكنولوژي به يك عرصه باز شود. آن عرصه به نحو افسار گسيخته تر و رهاتر عمل خواهد كرد. بالاخص در حوزه تصوير و تا حدي در حوزه كار با متن و صدا. امكانات زيادي براي موادي كه در رسانه ها، عرضه مي شوند فراهم كرده است. اكنون با استفاده از حافظه هاي كامپيوترها مي توان حجم عظيمي از تصاوير را در اختيار داشت و به صور گوناگون تصاوير و اطلاعات را در كنار هم چيد. همچنين صداها و متن هاي ذخيره شده در كامپيوترها چه مستقل و چه به همراه ديگر مواد رسانه اي (مثل تصاوير) انبوهي از اطلاعات و مواد را براي كارهاي مختلف در اختيار و دسترس كاربران قرار مي دهد.
تكنولوژي حيطه ابزارها را گسترش داده و با توليد انبوه آنها را به ميان همه افراد علاقمند برده است. بنابراين در هر سطح كار و حرفه اي بودن افراد به ابزارها دسترسي دارند و تنها ايده ها و تكنيك خاص آنهاست كه به اثرهاي مثلاً هنري بداعت و تازگي مي بخشد.
تكنولوژي پيامدهايي براي طرف هاي درگير در موضوعات و ديدگاه ها در بر دارد. تكنولوژي در عرصه رسانه هاي تصويري، اولاً دايره عمل اين رسانه ها را گسترده تر كرده و موجب شده است كه آنها موضوعات بيشتري را براي كشف در اختيار بگيرند. ثانياً حوزه عمل اين رسانه ها را گسترده كرده است. ثالثاً بر تنوع صورت ها افزوده است و رابعا ً امكان برقراري نسبت هاي گوناگون ميان فرم و محتوا را ممكن گردانيده است. هر چهار موضوع بر ابعاد و پيامدهاي اخلاقي تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي مي افزايد.
اخلاق به عنوان يك نظام از ارزش هاي خير و شر(خوب و بد) و اراده معطوف به آنها، در دنيايي كه همه چيز رنگ تجارت، بازده، سود، حق الزحمه، كارايي، بهره وري و مانند آنها را در خود مي گيرد،همچنين به عنوان يك زيرمجموعه و شاخه اي جديد ولي مهم از اخلاق حرفه اي يا عملي، ديگر نمي تواند به صورت يك نظام نظري به افراد درگير عرضه شود.
اخلاق با بسياري از حوزه هاي فعاليت انساني در رابطه قرار مي گيرد و از آن جمله است اطلاعات و يا يك حوزه پيوسته به آن يعني سيستم هاي اطلاعاتي كه اهميت آن امروزه مشخص است؛ چرا كه در دنياي امروز دسترسي به اطلاعات يكي از حقوق بنيادين بشر محسوب مي شود و تنها اين ابزارها و سيستم هاي اطلاعاتي و ارتباطي هستند كه مي توانند اين حق را ايفا كنند. جريان اطلاعات در يك كشور در حال توسعه، صرفاً به جريان آن از بالاي هرم حكومت به پايين محدود نمي شود، بلكه هرگونه اطلاعاتي را كه مردم براي ايفاي نقش هاي خود نياز دارند، دربرمي گيرد.
در دنياي امروز سيطره تبليغات در رسانه ها و زندگي بشر، در بعد ملي و بين المللي امري بديهي است. تبليغات كه نتيجه اجتناب ناپذير فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي است چنان در تار و پود حيات فردي و اجتماعي انسان ها رخنه كرده كه توليد و مصرف آنها همچون ديگر كالاها و خدمات مورد نياز بشر لازم و ضروري است. اما در اين ميان تبليغات سياسي به عنوان يكي از انواع تبليغات نقشي بسيار اساسي در دنياي سياست امروز بازي مي كند كه اين نقش با گسترش تكنولوژي هاي ارتباطي و افزايش كانالهاي پخش اطلاعات پررنگتر نيز شده است و جنگ امواج مدتهاست كه از طريق بازوهاي تبليغاتي (در حوزه سياست) و بلندگوهاي رسانه هاي مختلف شدت گرفته و سطح جهان را پوشانده است. در نوشتار زير با توجه به اهميت نقش تبليغات سياسي در جامعه و سياست به عنوان شكلي از ارتباط به آن مي پردازيم.
تبليغات
تبليغات در مفهوم كلي آن، به معني رساندن پيام به ديگران از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در دانش، نگرش و رفتار مخاطبان است كه بر سه عنصر پيام گيرنده (مخاطب)، پيام دهنده (رسانه) و محتواي پيام مبتني است. بايد اذعان داشت كه در تبليغات، هدف رساندن يك ايده پايان كار نيست بلكه اقناع يا ترغيب در جهت دستيابي به هدف خاص نيز مدنظر است.
همان گونه كه مشاهده مي شود پايه اصلي تبليغات، ارتباطات (CommuniCation) است و ارتباط فرايندي است آگاهانه يا ناآگاهانه، خواسته يا ناخواسته كه از طريق آن احساسات و نظريات به شكل پيام هايي كلامي يا غيركلامي بيان شده و سپس ارسال، دريافت و ادراك مي شود.برخي از محققان نيز بر اين باورند كه تبليغات عبارت است از تلاش براي نفوذ در ديگران به منظور نيل به مقاصد خاص با دست انداختن به افكار و احساسات آنان. به عبارت ديگر، تبليغ را روش يا روش هاي به هم پيوسته (در قالب يك مجموعه) براي بسيج و جهت دادن نيروهاي اجتماعي و فردي از طريق نفوذ در شخصيت، افكار و عقايد و احساسات آنها جهت رسيدن به يك هدف مشخص مي دانند كه اين هدف ممكن است سياسي، فرهنگي، نظامي، اقتصادي، اجتماعي و... مشروع يا نامشروع باشد.
اختراع خط و استفاده از حروف شرايط را براي تحولات آتي در زندگي اجتماعي بشر رقم زد.
با وقوع انقلاب صنعتي، جهان اولين گام هاي جدي را به سوي رشد و تعالي برداشت. شكل گيري امكانات چاپي و به همراه آن نشر مطبوعات و كتاب تغييرات شگرفي را در زندگي بشري به همراه داشت. بعدها پديدآمدن اولين رسانه شنيداري به نام راديو، انقلابي جديد در عرصه ارتباطات بوجود آورد و همگان را متعجب كرد.
بعد از اختراع راديو، تلويزيون و تلگراف، ساير رسانه هاي ارتباطي بوجود آمدند كه به خودي خود هر يك در زمينه تسهيل ارتباطات و زندگي اجتماعي مؤثر بودند.
امروزه رسانه ها به عنوان ابزاري مفيد و كارآمد براي تمامي افراد جامعه مورد نياز است.
لذا اگر در جامعه اي، مردم دسترسي آزاد به رسانه اي را نداشته باشند حتي رسانه هاي كوچك يا كم برد، به خودي خود حاكمان سياسي آن كشور از سوي جامعه بين المللي به عقب ماندگي رسانه اي متهم مي شوند. بنابراين رسانه ها نقش مهمي را در جامعه ايفا مي كنند.
«رسانه همان پيام است».با اين سخن مارشال مك لوهان نظريه پرداز ارتباطات، به نقش بيشتر رسانه ها واقف مي شويم. رسانه ها براي خودشان مالكيتي را دارا هستند و براساس قوانين و مقررات تعيين شده در حوزه هاي مختلف به فعاليت مي پردازند.
رسانه ها بنابر درخواست دولت ها به گروه هاي مختلفي تقسيم مي شوند به طوري كه جوامع مختلف با اصول سياسي خاص خود از رسانه هاي موجود استفاده هاي خاصي را مي كنند، از اين رو مالكيت رسانه ها در اين جوامع مورد پرسش جدي است. طبق كنوانسيون هاي بين المللي، امروزه قوانين خاصي براي مالكيت رسانه ها قرار داده شده كه لازم است دست اندركاران رسانه اي كشورها اين قوانين را به نحوي در جوامع خود مورد توجه قرار دهند.
با ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات، اخيرا نقش رسانه ها روشن تر نشان داده شده است، به نحوي كه باعث بسط و گسترش رسانه ها شده است.
قبل از ظهور فناوري اطلاعات، اغلب رسانه ها در اختيار دولت ها و جوامع قدرتمند بود، اما با امكانات فني جديد محدوديت هاي بوجود آمده براي رسانه هاي مختلف معمولا با تمهيداتي از بين مي رود.
با اين حال همچنان پرسش هايي در زمينه استفاده از رسانه ها در بين مخاطبان مطرح است.
اجلاس سالانه اتحاديه بين المللى تحقيق در ارتباطات و رسانه ها Iamcr1 ۲۶ تا ۲۸ جولاى ۲۰۰۵برابر با چهارم تا ششم مردادماه ۱۳۸۴در كشور تايوان برگزار شد. دانشگاه Shih Hsin شهر تايپه مسئوليت برپايى اين گردهمايى جهانى را بر عهده داشت و دبيرخانه اجلاس از ابتداى سال ۲۰۰۵ با اعلام زمان دريافت مقالات و ثبت نام پذيرفته شدگان و انجام ديگر امور ادارى و مالى كار خود را آغاز كرد. كنفرانس سال ۲۰۰۵ بعد از حادثه سونامى دسامبر۲۰۰۴ در نزديكى محل وقوع اين فاجعه برگزار شد تا ضمن ابراز همدردى با مصيبت ديدگان، شركت كنندگان اجلاس با تاثيرات بلاياى طبيعى بر زندگى مردم و تلاش هاى آنها براى بازگشت به شرايط عادى بيشتر آشنا شوند، اينجا جايى است كه براى توجه خاص و رسانه ها به رفاه و آسايش ديگران و تاثيرات عميق فقر بر جوامع دليلى موجه مى توان يافت. موضوع اصلى كنفرانس «دغدغه رسانه ها» آزادى، كنترل و دموكراسى در عصر جهانى شدن بود. اين گردهمايى كه به قولى المپيك اساتيد ارتباطات و روزنامه نگارى محسوب مى شود صاحب نظران معتقدند در عصر حاضر كه به عصر جهانى شدن معروف است چگونگى توليد و مصرف محصولات ارتباطى و رسانه اى كاملاً تغيير كرده است و با شناخت اين تغييرات مى توان دريافت كه وسايل ارتباط جمعى چگونه اداره مى شوند. به عبارتى مقالاتى كه درباره آزادى و كنترل رسانه ها نوشته مى شوند معانى مختلف دموكراسى هستند و بر شناخت ما نسبت به جهانى كه در آن زندگى مى كنيم تاثير مى گذارند. به همين سبب در بيست و پنجمين سالگرد انتشار گزارش مك برايد با عنوان «يك جهان چندين صدا» ضرورى است تا يك بار ديگر به تغييرات چشمگير در شيوه توليد، توزيع و دستيابى به محتواى مطالب رسانه ها به دقت توجه كنيم. هراز چندگاهى حادثه اى مردم دنيا را شوكه كرده، تمامى فعاليت ها را تحت تاثير قرار مى دهد. شيوع آنفلوآنزاى مرغى و بيمارى سارز در آسيا، بيرحمى هاى تروريست ها و حملات ۱۱ سپتامبر از جمله اين وقايع بودند. اغلب اين حوادث، بلاياى طبيعى يا جنگ ها و درگيرى هاى خونينى هستند كه به عنوان «خبر بد» منعكس مى شوند. عده اى معتقدند شيوه رسانه ها در انعكاس حوادث عامل اختلال يا توقف فعاليت هاى افراد جامعه است. به عبارتى ۲۵ سال بعد از چالش ها و تلاش هايى كه طرفداران نظريه «مخاطبين فعال» براى حفظ و اشاعه نظراتشان انجام دادند، حال به نظر مى رسد كه رسانه ها مجدداً قدرت خود را بازيافته اند و به همين دليل برخى دولت ها درصددند تا به رغم ادعاى دموكراسى كنترل خود را بر وسايل ارتباط جمعى تشديد كنند. در اين خصوص حداقل دو نظريه وجود دارد؛ نخست نظريه اى كه براساس آن، گزارش هاى اغراق آميز رسانه ها از فجايع و خشونت ها بايد تصحيح و كنترل شده و يا به عنوان انعكاس فرهنگ عصر ما پذيرفته شوند كه بنابراين هرگونه تلاش در كنترل گزارش هاى خبرى تجاوز مسلم به آزادى قلمداد مى شود. ديدگاه ديگر تكرار بحث هاى قديمى است كه جذب توده اى مخاطبان را به تاثيرات اجتماعى و روانشناختى رسانه ها ترجيح مى دهند. سئوال اساسى اين است كه چرا و چگونه «تشويش رسانه اى» به موضوعى قابل توجه در جوامع امروزى تبديل شد و افراد با موقعيت هاى مختلف اجتماعى به اين پديده ارتباطى چگونه پاسخ مى دهند؟
در مراسمي كه جمعه شب در محل نمايشگاه بين المللي برگزار شد، در گروه روزنامه هاي سياسي به ترتيب همشهري، شرق، خراسان، ايران و كيهان به عنوان برگزيده معرفي شدند. در گروه روزنامه هاي اقتصادي، دنياي اقتصاد و در گروه نشريات خانوادگي خانواده شاد به عنوان برگزيده معرفي شدند.
در اين مراسم كه معاون اول رئيس جمهور و وزير ارشاد حضور داشتند در گروه نشريات زنان، نشريه پيام زن و در گروه نشريات استانها به ترتيب، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مازندران، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر و اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سيستان و بلوچستان به عنوان برگزيده انتخاب شدند. در گروه نشريات كودكان و نوجوانان، نشريه نهال انقلاب و نشريه اخبار كودكانه و نيز در گروه نشريات ديني به ترتيب نشريه پگاه حوزه، نشريه خيمه و نشريه معرفت انتخاب شدند.
در گروه نشريات فرهنگي و اجتماعي نشريه دختران، نشريات شاهد و نشريات مؤسسه سروش انتخاب و معرفي شدند و نشريه تجهيزات صنعت نفت، صنايع هوايي و معماري داخلي نيز در گروه نشريات علمي، معماري، صنعتي و مهندسي برگزيده شدند.همچنین نشريه دادگستر در گروه نشريات حقوقي و روزنامه گل در گروه نشريات ورزشي به عنوان برگزيده معرفي شدند.
در گروه نشريات فرهنگي و اجتماعي نشريه دختران، نشريات شاهد و نشريات مؤسسه سروش انتخاب و معرفي شدند و نشريه تجهيزات صنعت نفت، صنايع هوايي و معماري داخلي نيز در گروه نشريات علمي، معماري، صنعتي و مهندسي برگزيده شدند.
مجمع خبرنگاران و نويسندگان دفاع مقدس و انجمن روزنامه نگاران جوان در گروه انجمن ها و تشكل هاي صنفي، نشريه فكه در گروه نشريات دفاع مقدس، نشريات مؤسسه رشد در گروه نشريات آموزشي و كمك آموزشي و مؤسسه خيريه كودكان عقب مانده ذهني وحدت در مؤسسات خيريه از ديگر برگزيدگان دهمين نمايشگاه مطبوعات هستند.
مؤسسه بشري و نشريه اقتصاد و توسعه نيز به دليل فعاليت ويژه به مناسبت سال پيامبر اعظم تقدير ويژه شدند و نشريه تغذيه و سلامتي در گروه نشريات روانشناسي و پزشكي معرفي و انتخاب شد.
براساس اين گزارش در ميان خبرگزاري ها نيز خبرگزاري ميراث فرهنگي به عنوان خبرگزاري برگزيده انتخاب شد
مجمع خبرنگاران و نويسندگان دفاع مقدس و انجمن روزنامه نگاران جوان در گروه انجمن ها و تشكل هاي صنفي، نشريه فكه در گروه نشريات دفاع مقدس، نشريات مؤسسه رشد در گروه نشريات آموزشي و كمك آموزشي و مؤسسه خيريه كودكان عقب مانده ذهني وحدت در مؤسسات خيريه از ديگر برگزيدگان دهمين نمايشگاه مطبوعات هستند.
مؤسسه بشري و نشريه اقتصاد و توسعه نيز به دليل فعاليت ويژه به مناسبت سال پيامبر اعظم تقدير ويژه شدند و نشريه تغذيه و سلامتي در گروه نشريات روانشناسي و پزشكي معرفي و انتخاب شد.
و در نهایت، در ميان خبرگزاري ها نيز خبرگزاري ميراث فرهنگي به عنوان خبرگزاري برگزيده انتخاب شد.
تري لويد خبرنگار آي تي وي نيوز تاريخ مرگ: 22 مارس 2003
لويد، يكي از خبرنگاران محبوب انگليس بود كه به همراه يكي از همكاران تلويزيوني اش در جنوب عراق ناپديد شد و يك روز بعد خبر مرگش را اعلام كردند. به گزارش اين شبكه تلويزيوني لويد و همكارش در جاده اي نزديك بصره قصد ورود به اين شهر را داشتند، از آتش شديد نيروهاي انگليسي در امان نماندند. رفت وآمدهاي مشكوك عراقي ها در اين جاده موجب شليك انگليسي ها شده بود كه جان خبرنگار آنها را نيز گرفت.
كاوه گلستان فيلم بردار ايراني BBC
تاريخ مرگ: 2 آوريل 2003
گلستان، كه براي BBC كار مي كرد، در شمال عراق روي مين رفت. او يكي از عكاسان خبري مطرح و مشهور بود كه در دفاع از آزادي بيان، فعاليت هاي زيادي در ايران و ساير كشورهاي جهان داشت و براي بسياري از سازمان هاي خبري غرب شناخته شده بود.گلستان اكنون يك پسر نوزده ساله دارد.
قدرت نمايي رسانه هاي خبري امريكا از زمان آغاز جنگ عراق نتوانست بيش از سه سال سابقه درخشان خود را حفظ كند. سابقه اي كه در پي واترگيت به دست آمده بود و در آن رسانه ها ثابت كردند قدرت كافي براي متزلزل كردن رييس جمهوري را كه از اختياراتش سوءاستفاده مي كند، دارند. رسانه ها نشان دادند كه مي توانند بي پروا، از رسوايي هاي سياست مداران كشور خود پرده بردارند. اما جنگ عراق نقطه پايان حكمراني آنان بود. ناتواني رسانه هاي امريكا در به چالش كشيدن بوش و اهدافش براي اشغال عراق و تشويق هاي بي امان دولت در گام هاي لرزاني كه به سوي اشغال برداشت با توجه به افزايش روزافزون تلفات و كشتارها، به افسانه 30ساله رسانه هاي آزاد پايان داد. چهره خونين عراق در طول جنگ به واترلوي مطبوعات واشنگتني تبديل شد كه خود قهرمانان واترگيت به حساب مي آمدند.
حتي نيويورك تايمز و واشنگتن پست كه از مطبوعات ممتاز جامعه امريكا به شمار مي رفتند نيز به اين دام گرفتار شدند تا مردم اين كشور كم و بيش اعتقاد خود را به مطبوعات آزاد امريكا از دست بدهند. در عين حال وب سايت هاي كوچك و كم آوازه اي بودند كه در طول اين سه سال مقابل فشارهاي بي امان سياسي مقاومت كردند تا ترديدهاي موجود در مورد توجيه اين جنگ را نشان دهند و راوي صادق ماجرا باشند. سومين سالگرد حمله نظامي امريكا به عراق، تلنگر ديگري بر رسانه هاي برجسته امريكا بود تا متوجه اشتباه عظيم خود شوند و به موقعيت مضحك كنوني خود پي ببرند. بعد از واترگيت، جامعه امريكا به رسانه ها و مطبوعات وابسته بود. گويي قرار نبود روشنگري هاي آنان روزي به پايان برسد. به همين دليل است كه بيشتر مردم اين كشور، پس از آن كه دريافتند رسانه هاي به اصطلاح آزاد امريكا، در طول جنگ از سطح متملقان درباري بي ارزش نيز پايين ترند، شوكه شدند. آنها هنوز هم نتوانسته اند علت تغيير هويت رسانه ها را به چيزي كه در آرمان حقيقي خبررساني تعريف نشده است، دريابند. در دهه 70 ميلادي خبرنگاران و روزنامه هاي امريكا با فاش كردن جنايات ريچارد نيكسون و اشاره به برخي رسوايي هاي ديگر او، به قهرمانان بزرگ تاريخ اين كشور تبديل شدند. پشتيبانان نيكسون در آن دوره، با ابراز نفرت خود نسبت به آن ها، آن رسانه ها را رسانه هاي ليبرال خواندند. هرچند قضيه واترگيت و برداشت ها و تعابير ناشي از آن، به افراط و تفريط گراييد و در نهايت مانند افسانه ها به معرفي قهرمانان در مقابل چهره هاي منفور انجاميد، در عين حال ميزان توقعات جامعه امريكايي را نيز به ميزان زيادي بالا برد. انديشه رسانه هاي ليبرال كه بعد از واترگيت قوت گرفت؛ مي رفت كه با تداوم فعاليت هاي قهرمانانه رسانه ها به خوبي تغذيه شود. پيش از آن، خبرنگاران گرفتار ضابطه هاي دست وپاگير روزنامه ها بودند و مي دانستند در صورت گذشتن از خط قرمزها بايد با شغل خود خداحافظي كنند. اما قضيه واترگيت و همچنين جنگ ويتنام، پيوستگي ملي- سياسي امريكا را از ميان برد تا براي مدتي كانون هاي قدرت به رقابت با يكديگر بپردازند و همين مسأله به بهبود جو سياسي و آزادي بيان رسانه ها منجر شد. ديگر روزنامه نگاران و مسوولان تهيه خبر، اين اجازه را داشتند كه در مورد مسايلي كه براي عموم مردم هميشه مثل يك راز بزرگ بود، اطلاعات كسب كنند. اما در دهه 80 دوران آزادي افسارگسيخته مطبوعات و رسانه ها پايان يافت.
امروزه كه عصر، عصر اطلاعات نام گرفته و برخي از جوامع با مشكلي به نام «اضافه بار اطلاعاتي» ، مواجهند، شكل دهي و دستكاري افكار عمومي به منظور بهره برداري هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي، بيشترين سرمايه گذاري هاي ابزاري و انساني را به خود اختصاص داده است و در اين ميان اعتبار رسانه ها به عنوان مهم ترين منبع تأمين كننده اطلاعات مورد نياز مردم، اعتماد و مقبوليتي كه از اين راه كسب مي كنند، اهميتي مضاعف يافته است. با در نظر گرفتن اين واقعيت و با وجود تحقيقات گسترده اي كه در باره مفاهيم مختلف ارتباطي صورت گرفته است و مي گيرد، اعتبار منبع (Source Crediblity) سهمي نسبتاً ناچيز در مطالعات ارتباطي داشته است كه هرگز نمي تواند دليل كم اهميتي آن تلقي شود. مطلبي در اين زمينه تهيه شده كه مي خوانيد.
اعتبار منبع مفهومي بنيادي در ارتباطات است كه شايد بتوان قدمت، آن را با عمر ارتباط برابر دانست. معتبر بودن منبع در واقع پيش شرط لازم براي بي قراري يك ارتباط كامل بين فرستنده پيام و مخاطب آن است. اعتبار منبع را مي توان نقطه تلاقي مفاهيم ارتباطي نيز تلقي كرد. زيرا بسياري از اين مفاهيم نظير گزينشگري اخبار، عينيت، هماهنگي و ناهماهنگي شناختي، مسئوليت اجتماعي روزنامه نگار، ارزش هاي خبري و... بدون اين پيش فرض كه منبعي معتبر در روند ارتباط وجود داشته يا دارد، معناي وجودي خود را از دست مي د هند.
گذشته از آن، اعتبار منبع را مي توان مفهومي چند بعدي دانست كه مرزهاي مشتركي نيز با روان شناسي دارد. در مبحث «تغيير گرايش ها و متقاعد سازي» ، منبع پيام يكي از عوامل مهم در تغيير گرايش و تأثير آن در تغيير گرايش مخاطب، از زواياي مختلف مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
يكي از مواردي كه مخاطبان وسايل ارتباط جمعي معمولاً به دنبال كشف و ارزيابي آن هستند، هويت منبع پيام و ميزان درستي و اعتبار آن است. ذكر منبع پيام در خبرها و مقاله ها و ديگر مطالب رسانه هاي ديداري و نوشتاري، علاوه بر اين كه در جلب اطمينان مخاطب مؤثر است به پيام و خود رسانه نيز به عنوان منبع پيام، اعتبار بيشتري مي بخشد. ذكر منبع در خبرها تا آنجا اهميت يافته كه در برخي از كشورها كه به اجراي مقررات عهدنامه بين المللي حفظ حقوق مؤلف پايبندند، گاه ممكن است عدم ذكر منبع در خبرها منجر به تحت تعقيب قرار گرفتن مسئولان رسانه ها شود.
گسترش رسانه براي به كارگيري تكنولوژيهاي ارتباطي با خود نوع جديدي از مباحث حقوقي پديد آورده است. يكي از اين مباحث حقوقي كه در رابطه با رسانه ها و اطلاعات مطرح است و از اهميت زيادي نيز برخوردار است بحث حقوق مخاطبان رسانه ها ست .اين حقوق از ابتداي تدوين قوانين اساسي تا زمان حاضر با برداشت ها و بينش هاي گوناگوني روبرو بوده است و براين اساس دگرگونيهاي حقوقي زيادي در اين رابطه صورت پذيرفته است.
حقوق مخاطب يكي از مفاهيم شگرفي است كه همراه با موج سوم، يعني انقلاب اطلاعات (انقلاب صنعتي دوم) در دنياي ارتباطات ظاهر و به عنوان نوع جديدي از حقوق عمومي شهروندي شكوفا شد. اين پديده در آغاز به صورت كاملا ساده، با شكل گيري رسانه هاي مختلف و با انتقال متن پيام ها بين افراد (البته در ابتداي راه فقط در ميان نخبگان) آغاز شد. اما گسترش تكنولوژيهاي نوين ارتباطي همراه با متنوع تر و بهينه تر شدن رسانه ها و همچنين استفاده طيف وسيع از افراد جامعه يا بهتر بگوييم همه افراد از رسانه ها شكل پيچيده تري به خود گرفته است حتي در جوامعي كه به مرتبه عالي تحقق «دولت مبتني بر حقوق» رسيده اند، هميشه بيم آن وجود دارد كه آزاديها مورد بي توجهي يا تجاوز واقع شود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|