((خلاصه کتاب برای کار عملی))
نام کتاب:مدرنیته و جهانی شدن و ایران
نویسنده :دکتر عطا هودشتیان
« دکتر عطا هودشتیان » فارغ لتحصیل رشته فلسفه از دانشگاه سوربن پاریس ودارای درجه دکترا از رشته علوم سیاسی است . حوزه های اصلی تخصص وی مدرنیته فلسفه تاریخ مسئله غرب وشرق است . وی از سال 1370 تا کنون مشغول تدریس وپژوهش در دانشگاه های فرانسه ونیز کشورهای ذیگر است .از وی مطالب گوناگونی درباره مدرنیته وجهانی شدن به زبانهای فارسی فرانسه و انگلیسی به چاپ رسیده است.
نویسنده در این کتاب سعی کرده به طور کلی رابطه شرق با غرب واز سویی ایران ومدرنیته را مورد بررسی قرار دهد . وی در این کتاب سه پرسش اساسی را مطرح کرده است وبه طور کامل به شرح وتفضیل هر یک پرداخته است.
1-مدرنیته چیست ؟
2-پدیده جهانی شدنش کدام است؟
3-اثرات این مدرنیته جهانی چیست؟
**************************************************
در اینجا خیلی چکیده پاسخها ارائه میشود:
1-مدرنیته چیست؟
از کلمه لاتین «Madernus » می آید. مختصرا چیزی چون «نو کردن قاعده مندانه و هدفمند» است و نخستین فردی که به کار بررسی مدرنیته در فرانسه پرداخت "هنری لوفور" بود.
2-پدیده جهانی شدنش کدام است ؟
فلاسفه ومتفکرین غربی منشاءمدرنیته را اساسا" غرب میدانند .ولی با گسترش تکنیک وتکنولوژی مدرنیته از انحصار غرب کم کم در آمد وبه کل جهان تعمیم یافت . قبلا" مدرنیته را عاملی میدانستند که هر چند با خود نو گرایی و پیشرفت به همراه دارد اما در کشورهایی که وارد می شود تنها محدود به این جنبه نمی شود بلکه به هر حال باعث سیطره وایجاد وابستگی به غرب می شود وغرب کنترل بخشی از آن کشور را به دست می گیرد.
3-اثرات این مدر نیته جهانی چیست ؟
جهان امروز دیگر از ان غرب نیست بسیاری از کشورها می توانند از تکنولوژی غرب استفاده کنند بدون اینکه شاهد استیلای غرب بر بخشی از کشورشان باشند و معتقد است تکنولوژی که هر روز بیش از بیش بی مرزتر وبی سرزمین تر میشوند ما را در خود بلعیده است . از سویی نتیجه می گیرد جامعه ای که تحت تاثیر ونفوذ مدرنیته قرار می گیرد (عملا"تمام کشورهای غیر غربی ) امکان بازگشت به ریشه ها وبه سنت به طور عملی و اجتماعی و قطعی برای همیشه از آن سلب میشود.
به طور کلی در کتاب به این بحث می پر دازد که : خروج مدرنیته از فضای جغرافیایی غرب جها نی شدن آن ورابطه آن با کشورهای غیر غربی -شرقی و بالاخره ایران پدید آورنده شرایطی است که در آن امکان هر گونه بازگشت قطعی به گذشته به طور گسترده و به صورت یک حرکت اجتماعی و تاریخی یک بار برای همیشه در این کشورها از بین میرود. چرا که مدرنیته به فضایی از درون دست می یابد که ریشه دار ترین عوامل را دستخوش حادثه می کند:حادثه ای برگشت ناپذیر !
در این کتاب توسط نویسنده برای اولین بار سه نظریه مطرح میشود:
1-نظریه سوژه (همراه با شش خاصیت آن)
2-نظریه عدم بازگشت تاریخی
3-نظریه ارزشهای ترکیبی
جهت آشنایی دوستان شرح مختصری در خصوص هر یک می دهیم :
1-تعریف تئوری سوژه :
فرق اساسی مدرنیته با تمدنهای دیگر در این است که از انسان تعریف جدیدعرضه کرد .چون انسان را به گونه دیگرتعبیر نمود برای غیر انسان نیز معنای ویژه ای ساخت.
انسان در فضای تمدن مدرن ازحاشیه به مرکز کشیده شدوهمچون عنصری مرکزی شناخته شد.از عمل شونده به عمل کننده بدل شد.این همانی است که درادبیا ت غرب به آن «سوژه» میگویند.
2-نظریه عدم بازگشت تاریخی :
پس از مباحث مفصل در این زمینه نتیجه می گیرد جامعه ای که تحت تاثیر ونفوذ مدرنیته قرار می گیرد (عملاتمام کشورهای غیر غربی) امکان بازگشت به گذشته -به
ریشه ها وبه سنت ، به طور عملی واجتماعی و قطعی برای همیشه از آن سلب می شود.
3-نظریه ارزشهای ترکیبی :
در واقع تضاد بین دو عامل سنت ومدرنیته است.این نظریه بر آن است که در رابطه برخورد ارزشهای مدرن غربی وسنتی پدید می آیدجوامع شرقی متحول شده و یک ساختارترکیبی جدید به خود می گیرد.
نتیجه گیری:
واقعیت این است که در کشورهای غیر غربی خصوصا شرق تکنیک واقتصاد سریعتر از فکر تکنیک ساز واقتصادساز قادرند از فضای جغرافیایی غربی خارج شوند وفضای جدیدارتباطی در سطح جهان بنا سازند.
پدیده جهانی شدن ،جهان را در وضعیت بازگشت ناپذیری تاریخی قرار میدهد .این واقعیت موجب آن است که هر گونه باز گشت ساده سنت به صورت پایدار ودائمی وبه شکل یک حرکت اجتماعی در چهار چوب یک تمدن امکان ناپذیر نبوده و حتی به ذهن نیز خطور نمیکند.از این پس جهان نمی تواند مدرنیته را نادیده بگیرد.
عصر ما دوران « مجموعه های ارزشی ترکیبی » همچون پدیده هایی بی سابقه است .
در نهایت «دکتر هودشتیار» معتقد است.اگر چه مدرنیته جهانی شده و خود را به پدیده ای ناگزیر تبدیل کرده است ولی این عامل نمیتواند به نابودی سنت بیانجامد. چرا که سنت در مقابل مدرنیته از بین نمی رود بلکه در کارکرد تاریخی اش خلل هایی ایجاد می شود.