گروه دانشجویان ارتباطات واحد علوم و تحقیقات |
دوره دکترای تخصصی ارتباطات سلامت «health communication» در صورت تصويب شوراي گسترش وزارت بهداشت، در دانشگاه شهيد بهشتي ايجاد مي شود... ۲ تا ۳ دهه از عمر رشته ارتباطات در دنيا مي گذرد. در گذشته اين رشته نگاه اقتصاد محور داشت ولي در دهه اخير با تغيير رفتار مردم و نگرش آن ها، به نقش ارتباطات در نظام سلامت توجه ويژه شد.
رشته ي "ارتباطات سلامت" درواقع رشته بين شاخه اي، ميان رشته هاي علوم پزشكي، علوم انساني و تجربي بوده و پايه هاي بسيار مهم اين رشته، جامعه شناسي، علوم جامعه شناختي، اقتصاد سلامت، ارتباطات و به ويژه ژورناليسم پزشكي است.
رسانه ها در انتقال مفاهيم بهداشتي، نقش به سزايي داشته و در جامعه ما بسيار تأثير گذارند، بنابراين بايد از طريق رسانه ها سطح سواد سلامت مردم را افزايش داده و به اين رشته با محور "پيش گيري، الويت بر درمان" نگاه شود. در همين راستا، براساس پروژه انجام شده در مورد چگونگي اطلاع يافتن از بيماري هاي ايدز حدود ۷۵ درصد مردم مورد بررسي شهر تهران از طريق صدا و سيما به اين اطلاعات دست يافتند كه نشان دهنده نقش مهم رسانه هاي ملي در اطلاع رساني نظام سلامت است.
قابل توجه دوستاني كه تصميم دارند در آزمون دكتري شركت كنند. >>>
روزنامه گاردين در شماره ۵ ژانويه خود اسامي ۵۰ نفري را كه مي توانند كره زمين را از خطرات زيست محيطي نجات دهند، اعلام كرد كه در ميان اين اسامي نام دكتر معصومه ابتكار،معاون رييس جمهوري سابق ايران نيز ديده مي شود.
گاردين افزود: چه كساني مي توانند تغييرات لازم را ايجاد كنند و راه حل هاي انقلابي ارايه دهند؟ ما مي توانيم روش زندگي مان را تغيير دهيم ولي اين كافي نيست و بايد سياست مداراني را بيابيم كه بتوانند جامعه و صنعت را وادار به تغيير كنند.
اين روزنامه با انتخاب هيات داوراني متشكل از افراد كليدي در گفت و گوهاي جهاني زيست محيطي مانند: پاپ واتسن دانشمند برجسته بانك جهاني، ماندا شيوا فيزيك دان و اكولوژيست برجسته هندي، وانگاري ماتاي برنده كنيايي جايزه نوبل و لب اولد رييس صلح سبز بين الملل از ايشان درخواست كرد تا فهرستي ۵۰ نفره از افرادي كه توانايي نجات كره زمين را از تخريب و نابودي دارند معرفي كنند. هم چنين خبرنگاران علوم محيط زيست و اقتصاد گاردين نيز طي جلساتي افراد پيشنهادي خود را معرفي كردند تا اين فهرست به طور دقيق تري به معرفي قهرمانان سبز مبادرت ورزد؛ و بالاخره به فهرستي از افراد رسيدند كه در بين آنها ۱۹ مليت وجود دارد و اكثرشان داراي پيشينه علمي و تخصصي هستند.
در اين فهرست در كنار نام دكتر معصومه ابتكار، معاون رييسجمهوري سابق ايران و قهرمان زمين ملل متحد ۲۰۰۶، اسامي افرادي چون آنجلا مرکل، نخست وزير آلمان، الگور، معاون رييس جمهور سابق امريکا، کن ليوينگستون، شهردار لندن و... نيز به چشم مي خورد.
گاردين با اعلام نام اين ۵۰ نفر آن ها را نمونه هايي از درياي بزرگ انسان هايي قلمداد مي كند كه عامل ايجاد يك انقلاب عظيم علمي و اجتماعي خواهند بود و به ما در آستانه ورود به سال ۲۰۰۸ ميلادي اميد مي بخشند. اصل خبر
نشانه های غیرکلامی در ارتباطات میان فردی بسیار مهم بوده و نقش آن در بسیاری از موارد در انتقال معنی از فردی به فرد دیگر حیاتی است. به این ترتیب، چنان که برخی از صاحب نظران معتقدند، عبارت «آنچه می گویید نسبت به آن گونه که می گویید از اهمیت کم تری برخوردار است.»، به نظر می رسد که صحیح بوده و برای کسانی که علاقه مند به ارتباطات موثرتری هستند، همواره قابل توجه بوده است.... در این جا به نمونه ای جالب و واقعی(برگرفته از روزنامه ی سلامت) اشاره می شود که نشان از اهمیت و تأثیر ارتباطات غیرکلامی دارد.
بسیاری از مردم کتاب "شازده کوچولو" اثر اگزوپری را می شناسند اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی ها جنگید و کشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید. او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به نام "لبخند" گردآوری کرده است. در یکی از خاطرات اش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند. او که از روی رفتار خشونت آمیز نگهبان ها حدس زده بود که روز بعد اعدام اش خواهند کرد، می نویسد: "مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل به شدت نگران بودم. جیب هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آن ها که حسابی لباس هایم را گشته بودند در رفته باشد. یکی را پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لب هایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم. از میان نرده ها به زندان بانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آن جا ایستاده بود. فریاد زدم: هی رفیق کبریت داری؟ به من نگاه کرد، شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیک تر که آمد و کبریت اش را روشن کرد، بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله ی بین دل های ما را پر کرد. می دانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمی خواهد... ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لب های او هم لبخند شکفت. سیگار را روشن کرد ولی نرفت همان جا ایستاد. مستقیم در چشم هایم نگاه کرد و لبخند زد. من حالا با علم به این که او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود. پرسید: بچه داری؟ با دست های لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: آره ایناهاش. او هم عکس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی که برای آن ها داشت برایم صحبت کرد. اشک به چشم هایم هجوم آورد. گفتم می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم که بچه هایم چطور بزرگ می شوند. چشم های او هم پر از اشک شدند. ناگهان بی آن که حرفی بزند قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا به بیرون زندان و جاده پشتی آن که به شهر منتهی می شد هدایت کرد. نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آن که کلمه ای حرف بزند... یک لبخند زندگی مرا نجات داد..."
«ترين» ها همواره از ارزش خبري بالايي در دنياي خبرها برخوردار است، چرا كه داراي ارزش خبري «شگفتي و استثنا» مي باشد و مخاطبان دوست دارند درباره آن ها اطلاعاتي داشته باشند. «ترين» ها مي تواند همچنين امكان مقايسه اي بين وضعيت عادي يك فناوري يا كالا يا سرويس با بهترين يا بدترين وضعيت آن سرويس را فراهم آورد. هرساله به مناسبت آغاز سال جديد ميلادي گزارش هايي درباره «ترين » ها در زمينه هاي مختلف در رسانه ها منتشر مي شود؛ در گزارش امروز به معرفي« ترين» هاي دنياي رايانه و فناوري پرداخته ايم.
مدتی است که نوه ی جهان پهلوان تختی هم وبلاگ نویس شده، او خود را این طور معرفی می کند "من غلامرضا هستم و کلاس پنجم هستم و می خواهم با همه دوست شوم" ..... با هم مطلبی را که وی به مناسبت سالگرد پدربزرگ اش نوشته می خوانیم.
دیروز سالگرد پدر بزرگم بود و ما نبودیم. آن سالهایی که بودیم مامانم و بابام شیر و موز می اوردن مدرسه.بعد از مدرسه هم من و مامانم می رفتیم خانه ی مادربزرگم و صبر میکردیم تا شب که بابام بیاد از ابن بابویه و حسینه ارشاد ...تلویزیون روشن بود اما پدرم را نشان نمی دادند این بود که همه خیال میکردند بابام نرفته ما محبور بودیم به تلفنها جواب بدهیم و بگوئیم که بابام انجا بود بعد همه فهمیدند که چرا بابام را نشان نمی دهند با اینکه او از همه بلند تر و پر زورتر و قشنگ تر است و تازه فرزند جهان پهلوان هم هست ...
من این جاکه امدم به مادرم گفتم هیچ کس مرا نمی شناسد و من چطور بروم مدرسه تو ایران همه می دانستند من کی هستم اما این جا چه کسی می فهمد مادرم گفت چه بهتر خودت باید کاری کنی که همه تورا بشناسند این بود که درس خواندم خیلی، تو زبان انگلیسی اول شدم بین دانش اموزان امریکایی توی سه کلاس ریاضی اول شدم و توی چهارکلاس علوم اول شدم و خیلی جایزه گرفتم تازه به خاطر اینکه به یک بچه چینی کمک کردم کارت مخصوص به من دادند و تازه انوقت بود که فهمیدم من هم کمی خوب هستم ..بعد یکی از معلم ها به من گفت در باره شب یلدا کار کنم تحقیق کنم کردم دیدم چقدر قشنگ است شب یلدا همان وقت دلم می خواست بیایم ایران اما مادرم همین جا شب یلداگرفت و خلاصه بعد از این تحقیق معلمم جلو همه به من گفت تو با آن قهرمان ایرانی که توی اینترنت اسمش پر است چه نسبتی داری ...گفتم نوه او هستم همه برگشتن به من نگاه کردند واز ان روز کارم سه برابر شده یکی برای خودم درس می خوانم یکی هم برای اینکه نگویند نوه جهان پهلوان چیزی سرش نمی شود .
برف در اسطورههاي ايراني پديدهاي خجسته، باشگون و اهورايي شمرده مي شود. هرچند از پديده هايي است كه با سرما در پيوند بوده که در چشم ايرانيان آن زمان، اهريمني به حساب مي آمد. اين خجسته گي برف به رنگ سپيد آن باز مي گردد؛ چرا كه سپيدي در نمادشناسي ايراني، هميشه نشانه ي فرخنده اي بوده است. يك كاركرد برجسته نمادشناختي برف، در داستان كيخسرو ديده مي شود. كيخسرو پادشاهي ايراني است و زماني كه به بزرگ ترين موفقيت خود دست پيدا مي كند كه همان دربند كردن و كشتن افراسياب است، ناگهان پادشاهي را رها كرده، به پارسايي و پرهيزگاري روي مي آورد؛ كه اين گذشتن از جهان خاكي و روي آوردن به جهان معنا، به اين صورت در داستان آمده كه كيخسرو با چند نفر از پهلوانان نام دار ايراني به كوهي مي رسند، وي از همراهان خود جدا شده و در ميان برف از ديده ناپديد مي شود. درواقع آخرين پيوند كيخسرو با جهان پست در برف اتفاق مي افتد. به عبارتي كيخسرو با گذشتن از برف و پنهان شدن در آن، به جهان ديگر كه جهان جاويد است، مي رسد. متن كامل داستان برف را، با ادبيات خاص ميرجلال الدين كزازي مي توانيد در اينجا بخوانيد.
دكتر شيرين احمدنيا يكي از استادان جوان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي است. سال گذشته وبلاگ او (از زندگی) يكي از پرمخاطب ترين وبلاگهاي ايراني در داخل ايران بود... چندی پیش٬ بنیاد باران "۱۰ توصیه به جامعه ایرانی" را از دیدگاه متخصصان و صاحب نظران در حوزه های گوناگون جویا شد که در این میان به نظر می رسد توصیه های دکتر احمدنیا از جنبه ارتباطی (در سطوح مختلف درون فردی٬ میان فردی و اجتماعی) بسیار قابل تامل باشد که شما را به خواندن آن دعوت می کنم:
این ها ایده های من است. ایده آلی بودن یا شعارگونه شدن شان مانع از این نمی شود که به آن ها اعتقاد داشته باشم!
1- آزادی رای و نظر و اندیشه را پاس بداریم. بگذاریم که ذهن ها در فضایی آزاد نفس بکشند! ذهن های خود را از قفس هایی که خود را در آن زندانی کرده ایم آزاد کنیم و اجازه دهیم آنها هم که قفس هایشان را شکسته اند نفسی بکشند! هوای تازه شان را با برچسب زنی های ناروا و تنگ نظرانه آلوده نکنیم.
2- دوست داشتن را جدی بگیریم. دوست داشتن نیازی اولیه است مانند هوا برای زنده ماندن؛ به دوست داشتن و دوست داشته شدن محتاجیم. دایره ی دوستان و دوستی هایمان را نیز گسترش دهیم به خیلی فراتر از آنچه بتوانیم تصورش را بکنیم.
3- از گذشته مان غافل نشویم اما در آن درجا نزنیم یا اسیر آن باقی نمانیم. همه اشتباه کرده ایم و می کنیم. اما اشتباه کردن حق ماست و درس گرفتن از اشتباهات نیز شاید مناسبترین چاره ی ما باشد.
4- ما در این جهان تنها نیستیم. ما و ایشان، انسان های جامعه بشری را تشکیل می دهیم با میراث مشترک فرهنگی! نگذاریم مرزهای جغرافیایی که محصول منازعات تاریخی است بین ما و مابقی بشریت فاصله ایجاد کند. یگانگی مان با ایشان را بنا به "بنی آدم اعضای یک پیکرند" از یاد نبریم.
5- تلاش کنیم تا فراگیری و آموزش و آگاهی هدف اولیه و همیشگی مان باشد. به خواندن، و دریافتن و گفت و گو مشتاق باشیم و در این راه از مهمترین ابزار یعنی تمرین تحمل، مدارا، و انصاف در برابر نظر و سخن مخالف بهره بگیریم. همیشه قرار نیست در نهایت همه یکسان بیاندیشیم. تنوع افکار و عقاید از ایزار پیشرفت است نه ترمزی بر آن! تعصب، مانع شناخت و تغییر و اصلاح می شود!
6- همیشه منتظر نباشیم ببینیم پیشینیان چه گفته اند تا دنباله روی کنیم. چه بسا لازم باشد خودمان فکر کنیم، عقل و خلاقیت مان را به کار بندیم و طرحی نو در اندازیم. برای این که گاه گاهی هم خودمان پیشگام و راهنما باشیم نیاز داریم تا به رای خودمان اعتماد و اتکا داشته باشیم! اعنماد به نفس را در خودمان و اطرافیان مان تقویت کنیم و از ایده های خوب دیگران قدردانی و استقبال کنیم.
7- در تعامل مان با دیگران بر وجوه اشتراک مان تاکید و تمرکز کنیم نه وجوه افتراق مان تا زمینه ی همکاری و همدلی بیشتر فراهم آید! نابرابری هایی که موجب فاصله و دشمنی میشود را به حداقل برسانیم. امتیازات را با عدل و انصاف توزیع کنیم!
8- ...
9- ...
10- ...
از دوستان گرام چه خبر در چه حالید ؟ یه وقت به وبلاگ سر نزنید ها !
به هر حال خوشحال می شیم به خونه مجازیمون سر بزنین
نظریهها و مفاهیم
مايندي مك آدامز Mindy McAdams - استاد ژورناليسم در دانشكده ارتباطات و روزنامهنگاري دانشگاه فلوريداي آمريكا - ميگويد من شخصا از عبارت روزنامهنگاري سايبر استفاده نميكنم؛ از ديدگاه من روزنامهنگاري سايبر، همان آنلاين ژورناليسم است اما با اين همه، معتقدم اگر صرفا محتواي رسانههايي چون تلويزيون، روزنامه و... را روي محيط وب بياوريم، نميتوانيم بگوييم حالا صاحب آنلاين ژورناليسم هستيم چرا كه اين حالت؛ چيزي جز همان ژورناليسم روزنامهاي يا ژورناليسم تلويزيوني - كه فقط روي وب قرار گرفته – نيست؛ بنابراين بايد به ياد داشته باشيم كه آنلاين ژورناليسم هميشه بايد با ويژگيهاي رسانههاي آنلاين نوشته، گزارش و توليد شود.
روزنامهنگار آنلاين پيوسته به دنبال عكس بيشتر، صداي بيشتر و شيوههای روايت بصريتر رويدادهاست و هميشه به يك مخاطب بسيار گرفتار و در عجله فكر ميكند. روزنامهنگار آنلاين پيوسته به اصل مطلب ميانديشد و از طولانينويسي پرهيز ميكند.
|
قصه و قصه گویی کسبی است که همیشه رونق داشته و این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری دوست داریم درباره دور و برمان بدانیم قصه گویی همچنان پررونق است. چه خوب اگر این قصه ها واقعی هم باشد ...
دنیای واقعی پر از قصههای ناگفته است. میگویید نه، به دور و بر خود نگاه کنید: - قصه تنها زن مسلمانی که در بیتالمقدس راننده تاکسی است. - قصه نوجوان سودانی که برای آینده بهتر به مصر مهاجرت کرده اما اسیر باندهای خیابانی میشود و سرانجام به دست آنها به قتل میرسد. - قصه گرم شدن هوای زمین که یکی از دلایل بروز قحطی در دارفور بوده و حالا سازمان ملل میگوید این قحطی باعث کشمکش بین عربها و بومیان سودانی شده. تاکنون بیش از 250 هزار نفر در این درگیریها کشته شدهاند. |
|
|
|
|
دکترمحسنيان راد در همايش نقش رسانه در انعكاس بحرانهاي شهري و اجتماعي، مهمترين ويژگيهاي بلاياي طبيعي را تأثير بر ساختارهاي اجتماعي، بروز اختلال در كاركردها و به همريختگي در نهادهاي اجتماعي دانسته و افزود: هر چقدر وظيفه ديدهباني رسانهها از عملكرد منابع قدرت به انحاي مختلف سلب شود، نظارت اجتماعي و حساسيت آن براي بهبود ساختارها كاهش مييابد.
او افزود: رسانهها باید ديدهبان عملكرد سازمانهاي جامعه باشند و بررسي كنند كه كدام سازمان كارش را درست انجام نميدهد و با مشاركت مردم به بهبود وضعيت كمك كنند. او وظيفه رسانهها را هنگام وقوع بلاياي طبيعي آگاه كردن مردم از راههاي صحيح مبتني بر دروازهباني مسئولانه خوانده و با انتقاد از عملكرد صدا و سيما به هنگام وقوع زمينلرزه بم گفت: صدا و سيما به هنگام وقوع زمينلرزه بم با انتشار پي در پي آمار كشتهشدگان و تحريك حس سوگواري مردم و تكرار شيوه سوگواري دهه عاشورا به تحريك عواطف مردم پرداخت.
به گفته اين استاد ارتباطات نتيجه اطلاعرساني و سوگواري تلويزيون پس از زمينلرزه بم، بسته شدن راههاي زميني منتهي به بم بود.به اين دليل كه مردم پس از تحريك عواطفشان با هر وسيله نقليهاي كه در اختيار داشتند به سوي بم راه افتادند، در نتيجه جادهها مسدود شد و نيروهاي امدادي نميتوانستند از راههاي زميني خود را به بم برسانند.
او معتقد است: پس از واقعه بم گزارشهايي كه تهيه شد با آنچه ادعا شده بود مغاير بود و در واقع جاي پيگيري وعدههاي مسئولان در اين گزارشها خالي است حال آنكه مردم براي رسيدن به شرايط بهتر نيازمند پيگيري رسانهها در وعدههاي مسئولان هستند.
تاثير فناوري هاي نوين ارتباطي بر زندگي افراد جامعه در سطوح مختلف از کودک و نوجوان و جوان و ميانسال کاملا قابل مشاهده است و همچنين اين تاثير بر حوزه هاي آموزشي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و... و تقريبا بدون استثنا در تمامي حوزه هاي دانش بشري به قدري زياد بوده که توانسته بحث ها و تحقيقات و رشته هاي جديدي را به وجود آورد. تمام اين اتفاقات در دهه گذشته شروع شده و بر حسب تجارب فناوري هاي نوين ارتباطي و تاثير آن بر جوامع، ما شاهد تحولات عظيم تر و شگفت تري نيز خواهيم بود.آنچه در جامعه شناسي به آن life style مي گوييم، هم از ديدگاه جامعه شناسي، هم مطالعات فرهنگي، هم ارتباطات و هم روان شناسي قابل مطالعه و بررسي است و حوزه آن بقدري گسترده است که تمام رفتارها، افکار و روابط انساني و اجتماعي را شامل مي شود. تاثير رسانه ها از جمله اينترنت به عنوان يک فناوري ارتباطي نوين و فراگير بر شيوه زندگي افراد قابل مطالعه است.....
آنچه خواندید بخشی از مصاحبه ی استاد دکتر سیدوحید عقیلی بود درباره ی «تاثیر رسانه ها به خصوص اینترنت بر سبک زندگی کاربران». متن کامل این مصاحبه ی خواندنی را می توانید در اینجا ملاحظه بفرمایید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|